در این مطلب به بررسی و مقایسه فرش فرانسه با فرش دوره گوبلن کرمان میپردازیم.
نظریات متفاوتی در کتب گوناگون در مورد فرش کرمان و فرانسه آمده است، میان فرشهای فرانسوی، که اکثر آنها مربوط به شرکتهای آبوسن و ساوونری هستند، و همچنین نقشههایی از فرشهای دوره گوبلن کرمان، مقایسه و تطبیقی نیز صورت گرفته است، لازم به ذکر است که 65 نمونه نقش فرش کرمان در دوره گوبلن و 70 نمونه فرش فرانسه جمع آوری شده است، بر اساس چندین متغیر، تطبیق و مقایسه میان این نمونهها صورت گرفته که متغیرها در نمودار زیر آورده شده است.
در تطبیق دو گونه فرش مورد نظر متغیرهای دیگری را نیز میتوان در نظر گرفت از جمله اندازه و تراکم یا رجشمار؛ اما از آنجا که اطلاعات این موارد در مورد فرش فرانسه در دست نیست لذا به همین موارد که در نمودار بالا اشاره شده، پرداخته شده است.
در متغیر ترکیب، مواردی چون لچک، ترنج، حاشیه و نقشمایههای درون متن نیز بررسی شدند؛ با توجه به اینکه روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و کیفی است، نمونهها به روش غیر احتمالی و از نوع هدفمند انتخاب شدهاند. بنابراین از میان عکسها و نقوش موجود، 6 نمونه از هر کدام انتخاب شد تا وجه اشتراک و افتراق دو گونه فرش با مقایسه و تطبیق به نحوی دقیقتر بیان شود و پژوهش را به اهداف تعیین شده برساند.
بررسی نقشمایه های فرش دوره گوبلن کرمان و فرش فرانسوی
در این جدول دو نمونه فرش از کرمان و فرانسه آورده شده است که از لحاظ ترکیب هر دو ساختاری شبیه به هم دارند و هر دو دارای ترنج های 1/1 هستند که هیچ گونه قرینگی در آن دیده نمیشود؛ همچنین هر دو گونه فرش قاب بندیای دارند که در فرش فرانسه محسوستر است.
در فرش فرانسه قاببندیها با خطوط ضخیم و با رنگ طلایی طراحی شده که نشاندهنده تأکید بر آنهاست؛ اما فرش کرمان در این مورد از فرش فرانسه تأثیر نگرفته و تنها با نقشمایه برگفرنگ فضای رنگی را از هم جدا کرده است.

گلدانهایی که در خط طول و عرض قرینه فرش طراحی شده نیز غیرقرینه هستند اما نوع گلهای مورد استفاده در دو گونه با هم متفاوت است. در فرش کرمان از انواع گلها استفاده شده است اما گلهای به کار رفته در فرش فرانسه نسبت به فرش کرمان از تنوع کمتری برخوردار است.
میتوان گفت در فرش فرانسه تنها از گلفرنگ و برگفرنگ استفاده شده است. اما در فرش کرمان از انواع گلها استفاده شده لذا نقشمایههای اصلی گلفرنگ و برگفرنگ هستند؛ از لحاظ تناسبات نیز فرشها متفاوتاند. در فرش کرمان تناسب بین ترنج و حاشیه و متن کاملا رعایت شده، اما در فرش فرانسه ترنج تمام عرض فرش را گرفته است.
طراح نقشه فرش مربوط به کرمان در این جدول علیرضا مایل است. در بررسی نقشههای دوره گوبلن مشاهده شد که وی یکی از طراحان خالق و صاحب سبک این دوره بوده است؛ از لحاظ ترکیب، هر دو نمونه دارای متن کف ساده و ترنج 1/1 هستند اما همانطور که در جدول قبل نیز مشاهده شد، ترنج فرش فرانسه به صورت دسته گل کاملا طبیعتگرا ظاهر شده اما طراح در ترنج فرش کرمان سعی کرده است از قاببندی و دیگر تزئینات نیز بهره برد.

تفاوت حاشیه و متن گوبلن کرمان و فرش فرانسه
حاشیه و گوشه فرشها کاملا متفاوت از یکدیگر طراحی شدهاند. حاشیه فرش فرانسه با قاببندی و خطوط مستقیم و نقش آن نیز بسیار ساده طراحی شده است به طوری که حاشیه فرش کرمان با برگفرنگ، که در اصطلاح کرمان به آن برگ چدنی میگویند، قاببندی شده است. همچنین نقش حاشیه فرش کرمان بسیار پرکار و با انواع تزئینات طراحی شده است.
هر دو گونه فرش تقریباً تناسبات را رعایت کردهاند اما ترنج فرش فرانسه کوچکتر از حد استاندارد است، هر دو همانند دو نمونه قبل از رنگهای روشن استفاده کردهاند اما رنگ فرش کرمان کمی مات به نظر میرسد. لازم به ذکر است که در دو نمونه فرش فرانسه از رنگ سیاه استفاده شده است؛ حاشیه بیرونی فرشها خطی ضخیم به رنگ سیاه است، در صورتی که در فرش کرمان از رنگ سیاه استفاده نمیشود.
در نمونه طرحهای این جدول مشاهده میشود که طراح کرمانی تا حدودی از ترکیب فرش فرانسوی تقلید کرده است؛ اما با دقت در جزئیات میتوان دریافت که در نمونه گوبلن کرمان از تزئینات و گلهای متفاوت استفاده شده است، همانطور که در طرح مشاهده میشود، رنگ متن فرش کرمان سنجدی و حاشیه آن آبی است. به طوری که در فرش فرانسه رنگ غالب زرد طلایی است. همچنین از رنگ سیاه در لچک استفاده شده است که این نوع رنگبندی در فرش کرمان استفاده نمیشود.

در فرش کرمان طبق معمول تناسبات کاملا رعایت شده است، اما در فرش فرانسه اندازه حاشیه و ترنج نسبت به اندازه کل فرش کوچک ترسیم شده است.
تفاوت دیگری که این دو نمونه فرش با یکدیگر دارند طراحی متن آنهاست. طراح در متن فرش کرمان تلفیقی از طرح گوبلن و طرح دوره گل افشان را خلق کرده است. حتی نمونه دیگری از این نقشه یافت شده است.
اما باز متن نقشه به صورت کف ساده کار شده است و تلفیق طرح دوره گل افشان و گوبلن فرانسه را نشان میدهد.
در گونههای فرش این جدول نمونهای از طرح دستهگلی مشاهده میشود. دستهگلهایی که در فرش فرانسه طراحی شده اغلب گلفرنگ و بسیار طبیعتگرا هستند. اما در نقشه کرمان نمونه گلفرنگ مشاهده نمیشود. طراح در این نقشه از گلهای ریز و خاص طراحی کرمان استفاده کرده است.
طراح برای نزدیک شدن به طرح گوبلن فرانسه از برگفرنگ در متن و حاشیه بهره برده است؛ در فرش فرانسه برخلاف فرش کرمان تناسبات کمتر رعایت شده و اندازه حاشیه به قدری کوچک شده که ارزش آن تنزل یافته است. رنگهای به کار رفته در فرش فرانسه نیز تیرهتر از فرش کرمان است. در تصویر مشاهده میشود که در فرش فرانسه از رنگ سیاه برای سایهروشن استفاده شده در حالی که در فرش کرمان برای سایه زدن از رنگی تیرهتر از رنگ نقشمایه استفاده شده است و این یکی از دلایلی است که فرش کرمان با رنگی روشنتر جلوه میکند.
در ترکیب و ساختار هر دو نمونه ترنج به صورت 1/1 و کامل طراحی شده است. در متن فرش فرانسه از قاببندی با خطوط ضخیم استفاده شده اما متن فرش کرمان کاملا متفاوت طراحی شده و از شاخههای افشان خلوت رایج در دوره گل افشان استفاده شده است.
در حاشیه نمونه فرانسوی تزئینات هلالی شکلی وجود دارد که در فرشهای فرانسه رایج است. این تزئینات همان تزئینات پرده است که در دکوراسیونهای فرانسوی استفاده میشود و در فرش اغلب در حاشیه طراحی میشود اما همانطور که در نمونه کرمان مشاهده میشود، طراح از این تزئینات تأثیر گرفته اما با ماهیت کاملا متفاوت، و در طراحی آن از انواع گلها استفاده شده است.
تناسبات در هر دو گونه فرش رعایت شده و نسبت حاشیه و ترنج در حد استاندارد است. در هر دو گونه نیز از رنگهای روشن استفاده شده اما در نمونه فرانسوی از رنگ قرمز تیره مایل به سیاه در حاشیه و قاببندی درون متن استفاده شده است.
در تصاویر این جدول نیز مشاهده میشود که در هر دو گونه فرش تناسبات حفظ شده اما ترنج فرش فرانسه از حد استاندارد بزرگتر است. هر دو فرش به صورت کفساده طراحی شدهاند. عناصر اصلی در فرش فرانسه همان گلفرنگ و برگفرنگ است و گل دیگری مشاهده نمیشود، اما در نمونه کرمان علاوه بر گلفرنگ از گلهای متنوع دیگری که در دورههای قبل رواج داشته استفاده شده است؛ همچنین برگفرنگ گوبلن کرمان با ظرافت بیشتری طراحی شده است.

متن فرش فرانسه با رنگ قرمز تیره رنگآمیزی شده و سایه برگفرنگها در ترنج و قسمتهایی از حاشیه با رنگ سیاه مشخص هستند. اما در فرش کرمان همان رنگهای ملایم رایج مشاهده میشوند؛ در اینجا نقشمایههایی از دو گونه فرش فرانسه و کرمان آورده شده است که تفاوت این دو گونه در طراحی جزئیات فرشها مشاهده میشود.
در تصاویر اخیر با دقت در جزئیات نقشمایههای فرش فرانسه و کرمان مشاهده میشود که طراح کرمانی سعی کرده است قالب و ساختار فرش فرانسه را حفظ کند اما در جزئیات از ریزنقشهای دیگری استفاده کرده که همزمان اصالت فرش ایرانی را نیز نشان دهد.
نتیجهگیری:
کرمان پیشینهای طولانی در فرشبافی دارد و طرح و نقش آن درخشندگی و تنوع بسیار دارد. از میان دورههای فرشبافی کرمان، فرشهای دوره گوبلن از نمونه فرشهای تأثیر گرفته از فرش فرانسه هستند؛ به همین دلیل نقشهای این دوره با دیگر دورهها متفاوت شده است.
این تأثیر همراه با ورود صنعت عکاسی، چاپ، کارت پستالهای حاوی نقوش فرنگی آغاز شد اما اوج گسترش طرحهای گوبلن فرانسوی در فرش کرمان مربوط به سالهای 1327 – 1328 ه. ش است که همراه با تقاضای آمریکا مبنی بر استفاده از نقوش گلفرنگ و گوبلن فرانسه است.
ساختار و عناصر فرش این دوره تحت تأثیر فرشهای آبوسن و ساوونری قرار گرفت، در این پژوهش نمونهها به روش غیر احتمالی و از نوع هدفمند انتخاب شدهاند. متغیرهایی از جمله ترکیب، رنگ و تناسبات در نظر گرفته شده و طبق این متغیرها دو گونه فرش مورد تطبیق قرار گرفتند.
در متغیر ترکیب مواردی چون ترنج، حاشیه، لچک و نقشمایهها نیز مورد مطالعه قرار گرفتند. از لحاظ ترکیب، هر دو گونه فرش دارای ترنج بیضی و 1/1 هستند. حاشیة فرش اغلب به صورت شکسته یا مداخل است. مهمترین نقشمایههای فرش فرانسه گلفرنگ و برگفرنگ است که به وفور استفاده شدهاند.
اما در فرش کرمان علاوه بر این نقشمایهها، از انواع گلهای طبیعتگرای کرمان که در دورههای قبل نیز کاربرد داشت استفاده شده است. طراحان ساختار و ترکیببندی فرش فرانسوی را با دورههای قبل تلفیق کردهاند، به طوری که اکثر فرشها طرح گل افشان یا متن پوشیده به سبک فرانسوی دارند.
در فرش فرانسه، علاوه بر رنگ کرم و طلایی از رنگهای تیره مانند قهوهای و قرمز تیره در متن فرش بسیار استفاده شده است. رنگ سیاه نیز جایگاه ویژهای در فرش فرانسه دارد که هم در پس زمینه و هم به صورت سایهروشن از آن استفاده میشود. اما در فرش کرمان از رنگ سیاه استفاده نشده و برای سایهروشن از رنگی تیرهتر از زمینه استفاده شده است.
در فرش کرمان بیشتر از رنگهای مات و ملايم مانند كرم، آبي، دوغی، صورتي، سنجدی و خاكي استفاده شده است؛ به طور کلی تنوع رنگ در فرش کرمان بیشتر از فرش فرانسه است.
از لحاظ تناسبات نیز میتوان گفت که در فرش کرمان تمامی اجزا متناسباند اما در فرش فرانسه ضمن اینکه اساس طراحی آن از فرشهای شرقی گرفته شده، اصول طراحي رعايت نشده و نسبت حاشيه و متن و عناصر فرش تغيير كرده است. با پی بردن به این اشتراک و افتراق بین دو گونه فرش میتوان گفت که فرش کرمان تحت تأثیر فرش فرانسه قرار گرفته است و در مواردی اقتباس نیز مشاهده میشود، اما طراحان باذوق و خالق کرمان هیچگاه به کپی برداری صرف از طرحهای فرانسه نپرداختند، بلکه با الهام گرفتن از آنها به خلق طرحی جدید و نو پرداختند.
طراحان در مدتزمان كوتاهي چنان اين عناصر را در طرح فرش كرمان درآميختند كه اثري از ناهماهنگي و عدم تناسب در طرحها ديده نميشود. مقولة تطبیق این نمونه فرشها بسیار گسترده است و مطالعه و بررسی جامعتری میطلبد. با جمعآوری و بررسی نمونههای بیشتر نتایج دقیقتر و جامعتری نیز به دست میآید. امید است که پژوهشگران این روند را تداوم بخشند، چرا که بررسی هر چه بیشتر آنها میتواند تاریخ قالیبافی ایران را هر چه روشنتر و آشکارتر سازد.
گفتنی است این مطلب برگرفته از مقاله «مطالعه تطبیقی فرش فرانسه با فرش دوره گوبلن کرمان» اثر مریم سلطانی گوکی و مهدی کشاورز افشار است؛ در مقاله قبل نیز از گوبلن کرمان و تاریخچه آن برایتان گفتیم و پیشتر از آن به بررسی تاریخچه قالیبافی فرانسه پرداخته بودیم.