طرح قالیهای ایرانی از باورها و اعتقادات ایرانیان ملهم شده است. مطالعه و بررسی آنها منشأ اندیشهها و نظام باورها و اسطوره را روشن ساخته، امکان شناخت و درک آنها را میسر میسازد.
به اعتقاد پژوهشگران و کارشناسانی که منشأ این طرح را مورد بررسی قرار دادهاند، باغ موضوع عمدۀ اکثر قالیهای ایرانی است.
اصل واژۀ باغ فارسی است که که در زبان پهلوی باستان و سعدی به همین شکل آمده است و در زبان تازی نیز باغ به کار میرود. حتی در بعضی زبانها مانند هندی «باک» نامیده شده است. مفهوم باغ و پردیس در زبان فارسی یکی است. پردیس نیز از زبان مادی پارادئیزا (Paradaeza) به معنی باغ و بوستان آمده است. این واژه در اوستا، کتاب مقدس ایرانیان باستان، نیز به کار رفته است و از دو جزء Pairi به معنی پیرامون و dacza به معنی انباشتن و دیوار کشیدن مشتق شده است که در مجموع به معنای درختکاری و گلکاری پیرامون ساختمان است.
این واژه در پهلوی تبدیل بهه «پالیز» شده و در فارسی دری هم به همین صورت به کار رفته است. مفهوم کلی باغ و پردیس همان «بهشت» است که با شادابی و طراوت و زیبایی جاودانه همواره در آرمان و فرهنگ ایرانی و در مرکز اندیشههای آنان جای داشته است.
اصل و منشأ پیدایش باغها به دورههای تاریخی چهار هزار سال پیش از میلاد برمیگردد، زمانی که شکارچیان از کوهها سرازیر شده، در درهها و دشتهای فلات ایران به کشاورزی پرداختند و جنبههای مختلف زندگی و باورهایشان را روی بعضی از اشیا مانند کاسههای سفالین نقش کردند. روی بعضی از این اشیای سفالین نقش آبگیر که با درخت زندگی تزیین شده است، دیده میشود. گاه تصویر آبگیری در مرکز باغی که به جهار بخش تقسیم شده، مشاهده میشود.
این نوع طرح با محور (شبکه آبیاری) و جویبارانی که از آن منشعب شدهاند، طرح نمونه «چهار باغ» نامیده میشود و طرحی است که در ساخت اکثر باغهای سنتی الگو قرار گرفته است و در گروهی از قالیهای ایرانی به صورت واقعگرایانه یا انتزاعی نیز بازتاب دارد.
در کیش و آیین ایرانی به باغسازی اهمیت خاصی داده شده است، حتی در متون مذهبی مانند وندیداد از قول اهورامزدا به زرتشت پیامبر گفته میشود: «چهارمین کسی از زمین را به منتهی درجه به وجد میآورد، کسی است که بیشترین مقدار گندم و سبزیها را کشت کرده و بیشترین درختان را بنشاند. کسی که زمین خشک را آب دهد و زمین خیس (باتلاق) را بخشکاند و زیر کشت برد.
در سرودههای گاتهای زرتشت نیز مردم به «درختکاری و نگهداری از آنان پند داده شدهاند». در آن دوره، ایرانیان برای نمادهای زندگی به فرشتۀ مقدس نگهدارنده به نام «اوروزا» معتقد بودند و از امشاسپندان نیز «امرداد» با «نامیرا» فرشتۀ نگهبان گیاهان و درختان و باغها بوده و اگر کسی شاخۀ درختی را میشکست مورد خشم فرشته قرار میگرفت.
شیوه باغسازی ایرانی در واقع الگوی نهان و آشکار سرزمینهای متفاوت بوده است و در هر دوره تاریخی بر حسب باورهای رایج جامعه، تعریف مشخصی از آن شده است. آثار قدیمیترین باغ شناخته شدۀ ایران در پاسارگاد با سیستم شبکه آبیاری خود باقی مانده است.
البته مفهوم پردیس پیش از اسلام، با بهشت موعود اسلامی که در آن نهرهای شیر و عسل جاری است، کاملا فرق دارد.
در دوره صفوی، پردیس به صورت باغ پر از دار و درخت و گلزار با صحنههای شکار حیوانات مختلف تجسم یافته است، در حالی که پیش از هخامنشیان شکار و اصولاً «مرگ» در باغ ملکوتی پردیس جایی نداشته است و آبهای روان همیشه در نهرها جاری بودند و جریان آنها هرگز قطع نمیشد.
معمولاً گرداگرد باغها حصار و دیوارهای بلندی (معمولاً هفت حصار) احداث میشد تا جلوگیر نفوذ نیروهای مخرب اهریمنی، به خرمی و طراوت باغ گردد. یکی از دیوارها معمولاً از دیگر دیوارها پهنتر ساخته میشد. نهر آب پای اولین دیوار داخلی باغ روان بوده و این نکات در طرح قالی باغ نیز مشاهده میشدند.

زمینه اصلی قالی در چند رشته حاشیۀ اصلی و فرعی محاط است و حتی حاشیۀ باریکی تحت عنوان «آببافی» یا «سو» در زبان آذری بعد از حاشیۀ داخلی بافته میشود. انواع درختان و گلها به صورت واقعگرایانه و یا انتزاعی در کمار نهرها و شبکۀ آبیاری زمینۀ اصلی را به اشکال هندسی و کرتهای مربع مستطیل تقسیم میکند که با گذرگاهها و پیادهروها به صورت باغ پردیس مقدس تجسم و تجلی یافتهاند.
محل تقاطع نهرها معمولاً استخرهای مرکزی یا آبگیر است که در طرح فرش باغی نیز این آبگیرها به مرور به صورت ترنج تجلی یافتهاند و با گذشت زمان گاهی به صورت طرح سه ترنجی هم در آمدهاند و در نهایت طرح لچک و ترنج نیز که از طرحهای رایج قالیبافی است،
از تکامل همین طرح باغی منتج شده است که در آن طرح همواره با نقوش و گل و گیاه و بوته همراه است و لچکها شاید برای یادآوری طرز قرار گرفتن آلاچیق یا خانهباغها در اطراف آبگیر مرکزی بودهاند.
طرح خشتی و قابقابی که زمینه قالی را با اشکال هندسی ساده با نقوش درختان و گل تزیین میکند و در مراکز مختلف قالیبافی مرکز و در غرب ایران رایج است، از طرح فرشهای باغی ایرانی ریشه گرفته و یادآور طرح باغ پردیس یا بهشت آرمانی ایرانیان است.
از آنجا که در بخشهای مختلف سرزمین وسیع ایران، فرهنگهای گوناگون اقوام ایرانی نفوذ داشته، مفهوم بهشت یا پردیس در سازگاری با این فرهنگهای گوناگون، با نمادهای ویژه خود امکان بیان و بروز یافتهاند. مثلاً در شرق ایران که فرهنگ خاورمیانه و مذاهب هند و ایرانی نفوذ داشتهاند، ترجمان بهشت با آنچه که در مرکز فلات و غرب ایران معرفی میشده است به گونهای دیگر بودهاند به طوری که در غرب و نواحی مرکزی کشور شکار و شکارگاه در مکانی بهشتگونه امکانگذیر میبوده است ولی در شرق ایران چنین نبود.
در همین زمینه برخی از اندیشمندان بر این باورند که صحنههای نبرد و شکار در نقش برجستههای دوران هخامنشی هم بسان موضوعهایی رایج دورههای بعئی مانند: ایلخانی، صفوی، زندی و قاجار مبین صحت مطالب بالاست. به ظوری که گاهی در اشعار غنایی و تغزلی مکتوب در کتیبههای فرشهای باغی عیناً نوشتههایی در وصف باغ و زیبایی گلها و شکار همراه شده است که در طرح قالیهای معروف به سالتینگ دورهۀ صفوی بافت تبریز این مطلب مشاهده میشود.
بافت فرشهای باغی تا به امروز ادامه داشته و با این که با زیبایی اعجابانگیزی بیانگر تأثیر مینیاتورها بر طرحهای قالیهاست، اما شکوه و جلال فرشهای باغی گذشته مانند فرش موجود در موزۀ پولدی پتزولی (Poldi Pezzoli). بافت غیاثالدین جامی در دورۀ صفوی یا قالی باغی بافت شمالغرب ایران در اواخر قرن 11 هـ.ق. که در موزۀ قزوین نگهداری میشود، دیگر در فرشهای باغی معاصر دیده نمیشود و طرحهای آنها از ظرافت و دقت نظر دورههای پیشین عاری است.