مقالات و مطالب آموزشی

ترنج و خلق فضای قدسی در فرش

فضای قدسی در فرش

ترنج را می توان یک فضای قدسی در فرش تصور کرد؛ تجلی یک قداست معنوی و تاریخی در فضایی به ظاهر معمولی؛ فضایی که حاصل تلاش و بیان اعتقادات یک هنرمند ایرانی است.

نمادها به رغم آنکه ارزش های‌شان مدام تغییر یافته است ولی معانی جدیدی کسب کرده‌اند و به نظام‌های فکری بیش از پیش پیچیده‌ای پیوسته‌اند. معهذا وحدت ساختاری‌شان به گونه‌ای دست‌نخورده و محفوظ مانده است.

مردم در فرهنگ‌های گوناگون، نظریات مرکز جهان، محور عالم، ارتباط میان مراتب کیهانی، گسست در عرصه هستی (ارتقاء از مرتبه‌ای به مرتبه‌ای دیگر) و غیره را کاملاً تجربه کرده و زیسته‌اند و برای آن اندیشه‌ها به گونه‌های مختلف ارزش قائل بوده‌اند.

اما این تغییرات ضوابط و نظام‌های هنری وحدت ساختاری این رده از نمادها را به مخاطره نمی‌اندازند و حتی جاودانگی‌شان مسئله‌ای است که مورخ ادیان موظف به گشودنش نیست، چون در واقع پرسش این است که آیا این نمادها بیانگر تجربه وجودی اساسی‌ای و خاصه موقعیت ویژه انسان در کیهان نیستند؟

مبنای همه این نمادها تصور ناهماهنگی فضاست که در همه مراتب فرهنگ به چشم می‌خورد و با تجربه‌ای اصلی یعنی تجربه قداست تطبیق می‌کند.

در جوار فضای گیتیانه و در تضاد با آن، فضای قدسی وجود دارد که در آن به مرتبه متفاوتی از وجود پا می‌نهیم و با آنچه ماوراء انسان است ارتباط میی‌ابیم.

این بیان پیرامون فضای قدسی هرچند کلی و جهان شمول است، اما با تفکر هنرمند بافنده و طراح فرش آنچنان عجین است که گویی روشن‌ترین مصداق برای آن است.

ترنج و فضای قدسی قالی

هنرمند خالق ترنج بر روی فرش که چه در ادوار باستانی و چه در دوره اسلامی تأثیر بیشتری از معماری ایران پذیرفته تا از سایر هنرها، تماماً در تلاش برای خلق فضایی بوده، همانگونه که معماری ایران در بنای پرستشگاه‌ها و مساجد همین تلاش را داشته است.

البته به نظر می‌رسد طراح و بافنده فرش -اختصاصاً هنرمند مسلمان ایرانی- علی‌رغم محدودیت‌های فنی و تکنیکی به موفقیت‌هایی در ارائه نمادین فضای قدسی رسیده که یگانه بوده و به جرأت بتوان گفت که نمی‌توان در هنری دیگر مشابه آن را یافت.

نکته حائز اهمیت این است که هنرمند بافنده و طراح فرش فضایی معمولی را در بیان نمادین خود مقدس می‌نماید. همانطور که میرچا الیاده می‌گوید: چرا فضایی معمولی به فضایی قدسی تبدیل می‌شود؟ به این دلیل ساده که در آن فضا قداستی به ظهور می‌رسد.

این پاسخ ممکن است به نظرمان ابتدایی و تقریبا کودکانه  بنماید، اما در واقع فهمش چندان آسان نیست، زیرا تجلی قداست همگنی فضا را در ذهن و وجدان اقوام کهن‌گرا زایل می‌سازد و آن را به دو پاره تقسیم می‌کند.

معنای این سخن به زبانی مأنوس‌تر این است که تجلی قداست در فضایی معمولی از لحاظ کسی که این تجلی قداست را حقیقتاً باور دارد به معنای حضور واقعیتی متعال در آن فضاست.

 ترنج فرش در این بین که بهترین آوردگاه هنرمند بوده و با مجموعه نقوشی مجزا مفهومی یگانه را می‌رساند آینه‌ای تمام نما از آرزوهای خالقش در طی ادوار تاریخ است؛ یعنی نیل به مفهومی قدسی که هنرمند هیچگونه تصویری بهتر از نقطه و توجه به مرکز را برای بیان مقصودش مناسب نمی‌بیند.

البته این بدین معنی نیست که هنرمند چنین فضایی را غیرواقعی می‌پندارد. در اصل فضای قدسی چیزی است که با گیتیانه کاملاً متفاوت است و بنابراین به جهان عرفی‌مان تعلق ندارد، بلکه از جایی دیگر آمده است و برتر از جهان خاکی ماست.

به همین جهت، قدسی به طریق اولی واقعی است و در اینجا تجلی قداست همواره نوعی تجلی وجود است که مطمئناً وجودی واقعی است.

فرش ثاراللهدر تصویر مقابل یک نمونه فرش معاصر را مشاهده می‌نماییم که در ادامه تمام مفاهیم نمادین که برای ترنج برشمردیم هنرمند معاصر نیز مرکز را برای بیان عالی‌ترین مفاهیم برگزیده است.

این فرش با عنوان ثارالله و با موضوعی کاملاً مذهبی بافته شده است. ترنج که در مرکز این فرش جای گرفته تجلی از مفهومی معنوی است و هیچ فرم و یا شکل خاصی بیان کننده این مفهوم به جز توجه به نقطه و مرکز نیست

و هنرمند معاصر بسیار به‌جا و مناسب از این بیان در فرش استفاده نموده که در راستای همان اعتقادات تاریخی و نمادین گذشتگان است.

هنرمند مسلمان ایرانی توجه به مرکز را در آگاهی مطلق در بیانی به ظاهر تزئینی در کثرت و پیچیدگی و هزارتوی نقوش اسلیمی و ختایی نشان می‌دهد که در ادامه روند انتزاعی‌سازی باغ و فردوس مینوی با درختان و جانوران و گیاهان و غیره است.

این مفاهیم هرچند به نظر جدا و پاره از هم بیایند ولی با در نظر گرفتن نیت هنرمند مسلمان ایرانی دارای وحدتی مثالی در بیان نمادین آن می‌گردند.

مجموع این بیان را جدای از فضای بهشتی و در سطحی بالاتر می‌توان تلاش هنرمند در خلق فضای قدسی دانست. این فضای قدسی را می‌توان به نحوی رؤیت اولیا الله و حق تعالی دانست.

همچنان به ارائه سلسله مطالبی پیرامون ترنج در فرش ایرانی می‌پردازیم؛ به طور مثال مطلب قبل به بررسی جایگاه ترنج در مرکز قالی پرداختیم؛ درضمن این مجموعه مطالب از مقاله ای تحت عنوان «بررسی نقش نمادین ترنج در فرش ایران» اثر سید محمد مهدی میرزاامینی و دکتر سید جلال الدین بصام استخراج شده است.

در پایان توصیه میکنیم حتماً آموزش های قالی بافی مجموعه لم آرت که توسط سرکار خانم لیلا میرزایی تهیه شده است را مشاهده کنید؛ همچنین می توانید وسایل و ابزارهای قالیبافی مورد نیازتان را از فروشگاه اینترنتی قالیبافی لم آرت خریداری و درب منزل دریافت نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *