هویت فرش دستباف ایران از جهات مختلفی قابل بررسی است؛ وجوهی که هر کدام هویتی اصیل به فرش و قالی ایرانی بخشیده اند.
فرش دستباف ایرانی نیز همچون سایر آثار فرهنگی و هنری دارای وجوه هویتی متفاوتی است و عوامل مختلفی در هویتسازی آن نقش دارند که در ادامه به مهمترین و برجستهترین آنها پرداخته خواهد شد.
تاریخ (قدمت)
بخشی از زندگی پرفراز و نشیب ایرانیان در اساطیر و افسانهها و داستانها به جا مانده است. از آن دست میتوان به شاهنامه فردوسی اشاره کرد که داستانهایی از پیش از تاریخ را نقل میکند. در شاهنامه دربارهی تاریخچهی گستردنی و رشتن در ایران مطالبی آورده شده و تاریخ اینها را به دوران سلسلهی پیشدادیان و تهمورث دیوبند منسوب کرده است.
در دورهی هخامنشیان فرش معروف پازیریک قدیمیترین فرش به دست آمده در جهان که به احتمال قریب به یقین ساختهی ایرانیان است مهر تأییدی بر تاریخچهی غنی قالیبافی ایرانیان زده است.
به همین ترتیب فرش بهارستان که در منابع تاریخی بسیاری به آن اشاره شده و متعلق به دورهی ساسانیان است خود نشان دهندهی پیشرفته بودن نظام تولیدی این کالای هنری است که به دوران اسلامی میرسد و در دورهی صفویه به اوج شکوه و زیبایی خود نائل میگردد.
این روند نشان دهندهی تاریخ محکم و قطعی هنر فرش در ایران است که بازماندهی این میراث قوی به زمان حال رسیده و همچنان زنده و پویا میباشد. فرش ایران یک هنر سنتی است و به همین دلیل نیز پشتوانهی تاریخی، از عناصر هویت بخش مهم این هنر محسوب میشود.
تأثیر طرح و نقش بر هویت قالی ایرانی
با آنکه فرش دستباف به عنوان یک هنر کاربردی تعریف شده بیشک برجستهترین دلیل جذابیت و مطلوبیت این کالای فرهنگی زیباییهای بصری وظاهری آن است.
زیبایی نقوش و رنگهایی که در طول تاریخ و در گذر زمان با گذشتن از فراز و فرودهای بسیار همچنان ماهیت خود را حفظ کردهاند و با دربرداشتن فرهنگ ایرانی میراث گرانبهایی از گذشته را غنیتر از قبل به ما تحویل دادهاند.
طراحی فرش هرچند از نظر بهکارگیری موضوعات گوناگون و تعدد آنها با محدودیت روبهرو بوده است اما در طول تاریخ هنرمندان بیشماری تلاش کردهاند تا آرایهها و طرحها را به اشکال گوناگونی تغییر بدهند و یا تبدیل و تکمیل کنند.
هر آرایهای حتی در سایر هنرها نیز وقتی به اوج و کمال نزدیک میشود، وارد هنر فرش شده و هنرمندان طراح نیز به بهترین نحو از آن استفاده میکنند. لذا تنوع بیشمار طرحهای فرش ایران در مناطق مختلف آن یکی از عناصر پررنگ و پرقدرتی است که موجب میشود تا فرش هر منطقه از سایر مناطق به راحتی تشخیص داده شود و این خود به وجه تفاوت که در مقوله هویت با اهمیت است، کمک شایانی خواهد کرد.
البته که نقوش و طرحهای مشترکی در فرش ایران هستند که در بسیاری از نقاط آن مورد استفاده قرار میگیرند و ممکن است کار شناسایی فرش یک منطقه را از منطقهی دیگر کمی سخت کنند و دقیقا همین جا است که رنگ نجات بخش این امر میگردد.

رنگ و هویت فرش ایرانی
هر منطقه از مناطق بافندگی فرش در ایران رنگهای خاص و مورد علاقهشان را به نحوی که با سلیقهی آنها بخواند، استفاده میکنند و همین امر باعث میشود که فرش مناطق مختلف از روی رنگ آن به راحتی شناخته شود این امر به خصوص در فرشهای عشایری و روستایی بیشتر مشهود است زیرا در این فرشها رنگ بر طرح و نقش برتری و ارجحیت دارد زیرا طرحها سادهتر و ابتداییتر بوده و تمرکز بافنده برای زیبایی دادن به کار بر رنگ معطوف میشود.
از همین رو برای مثال میتوان گفت: در همدان و هریس رنگ روناس، در اراک و مشکآباد و نواحی آن رنگ دوغی، در مشهد و اطراف آن قرمز لاکی، در کرمان کرم و نخودی و در نائین رنگ سفید بیشتر استفاده میشود.
شیوهی بافت (تکنیک)
یکی از مؤلفههای هویت فرش دستباف ایران تنوع بسیار زیادی است که در شیوههای بافت دارد. نوع گره متقارن یا نامتقارن، شیوههای بافت لول، نیم لول و تخت، استفاده از کاردک و قلاب در بافت یا گره زدن با دست، نحوهی پوددهی، استفاده از مواد متفاوت اعم از پشم، پنبه، ابریشم، مو و کرک که استفاده از هرکدامشان تنوعی در بافت فرشها ایجاد میکند.
همچنین ابعاد فرشها که در مناطق عشایری و روستایی بیشتر به دلخواه بافنده و در مناطق شهری و بافتهای کارگاهی باید دقیق و منظم باشد، درشت باف یا ریزباف بودن فرش، نوع شیرازه و گلیمباف فرش و بسیاری موارد دیگر که برشمردن آنها به دلیل ازدیاد در این مقال نمیگنجد منجر میشود تا تک تک مناطق قالیبافی ایران حتی با تفاوتهای اندک شیوهی بافت خاص خود را داشته باشند که این شیوه و تکنیک بافت یکی از پراهمیتترین ویژگیهای فرش برای تشخیص منطقه بافت آن و در واقع هویت بخش آن میباشد.
هرچند که شیوههای بافت فرش به طور کلی به سه گروه تختباف، نیملول و لول تقسیم میشود اما نحوهی کشش پودها، استفاده از ابزار مختلف، بهکارگیری گرههای متفاوت و به طور کلی پایبند بودن به سنتهای منطقهای موجب شده تا با همین سه گروه کلی نیز، به اندازهی تکتک مناطق بافندگی فرش ایران، شیوه و تکنیک بافت خاص آن منطقه وجود داشته باشد.

محتوا
محتوا اگر نماد به عنوان هر شکل، نشانه، تصویر، علامت، رنگ و… در نظر گرفته شود که در ورای ظاهر خود به معنا و مفهومی فراتر از آنچه نشان میدهد اشاره دارد، میتوان فرش ایران را پر از نماد دانست.
نماد و نشانههایی که هریک برخاسته از فرهنگ و باور خاصی است و به دلیل خاصی هم در فرش به کار میرود چه در فرشهای عشایری که تماماً ذهنی هستند، و چه فرشهای شهری، همواره نقوش فرشهای ایران دارای مفاهیم هستند؛ چه مفاهیمی که از ظاهر نقوش هم پیداست چه آنها که خاصتر از آنچه که نشان میدهند بودهاند.
استفاده هوشمندانه از نمادها نشان از ذهن آگاه و خالق و جهانبینی هنرمندان ایرانی دارد. از اینرو میتوان گفت فرش ایران به خصوص در میان عشایر و روستاییان هیچگاه صرفاً برای زیبایی و ظاهر به نقوش و رنگهای مختلف آراسته نشده و همواره مفاهیم و معانی را که در آثار هنری محتوای یک اثر هنری محسوب میشود با خود حمل کردهاست و در گذر زمان و در رسیدن به فرشهای شهری شاید از این نمادگرایی کاسته شده باشد اما از بین نرفته و حتی نقشههای فرشهای شهری هم به نوعی پایبندی ایرانیان به مفاهیم عرفانی و اسطورهها را نشان داده است.
افزون بر مواردی که ذکر شد، فرش ایران به طور کلی و فرش مناطق مختلف آن در گروهبندیهای جزئیتر، دارای مشخصهها و ویژگیهای خاص دیگری نیز هستند که این ویژگیها را تحت تأثیر عوامل و عناصر گوناگونی نظیر بافنده، رنگرز، دار و ابزار و تجهیزات کار، محیط کار، شرایط آب و هوایی منطقه تولید، کیفیت مواد اولیه مصرفی و… گرفتهاند.
هر یک از این عوامل تا حدودی در شکل دادن به ظاهر و محتوای این هنر نقش دارند اما میزان تأثیرگذاری آنها در هویت بخشی به فرش به قدری چشمگیر نیست که به عنوان مؤلفههای اصلی شمرده شوند.

به عبارت دیگر آنچه باعث شناسایی فرش یک منطقه و پیدا کردن شباهتها و تفاوتهای آن فرش با سایر فرشها یا آن منطقه با سایر مناطق میشود، عوامل مهم و تأثیرگذاری است که با تغییر آنها این شناسایی دشوار و یا ناممکن شده و در نتیجه هویت فرش آسیب میبیند. عواملی نظیر: طرح و نقش، رنگ، شیوهی بافت و مواداولیه؛
در این جا ذکر این نکته ضروری است که تاریخ و محتوا نیز که به عنوان مؤلفههای هویت بخش شمرده شد به دلیل اهمیتی که در ارزشگذاری فرش دستباف ایران دارند، مهم تلقی شدند. به این معنا، فرش ایران حقیقتاً به دلیل داشتن تاریخ طولانی و سابقهای که دارد هم در داخل ایران به عنوان یک میراث ارزشمند هنریفرهنگی و هم در خارج از ایران به عنوان وجه شاخص و برتر فرش ایران با فرش سایر ملل مورد اهمیت است.
همچنین محتوا نیز که اصل مهم هویت در آثار هنری قلمداد میشود از این حیث در فرش نیز پررنگ است که یادآوری میکند نقوش فرش ایرانی هرگز صرفاً برای زیبایی ظاهری آن به کار گرفته نشدهاند بلکه همگی دارای معنا و مفهوم نمادین بوده و از پس باورها و اندیشههای مردم آفرینندهی آن برآمدهاند.
جغرافیای بافندگی فرش ایران
به طور کلی هرچند که فرش ایران از تنوع بالایی برخوردار است اما فرشهای هر منطقهی کوچک و بزرگ جغرافیای ایران به تفکیک قابل تمیز و شناسایی است.
این قابلیت نیز به دلیل تنوع اقوام و تنوع انتخاب آنها در همهی زمینهها اعم از اندازه، نقوش، رنگ، جنس الیاف؛ شیوهی بافت و حتی نوع کاربرد این دستبافته است. لذا فرش ایران در عین حال که کاملاً از فرش سایر کشورها متفاوت بوده و هویت، اصالت و پشتوانهی تاریخی ایرانی دارد، در هر منطقهی تولیدی خود نیز این ویژگی را حفظ کرده و موجب هویت بخشی به تکتک مناطق تولید کننده فرش گشته است و به همین دلیل برای خبرگان به وضوح روشن است که یک فرش مشخصاً از کدام استان و شهر و روستا برخاسته و با فرشی دیگر از منطقهای دیگر چه تفاوتهایی دارد.
تأثیر جغرافیا بر هویت فرش ایرانی موضوع مفصلی است که در مطلب بعدی به آن میپردازیم. در پایان دعوت میکنیم تا از بهترین آموزش های رایگان قالیبافی که توسط استاد لیلا میرزایی، مدرس قالیبافی تهیه شده است استفاده کنید.