سالم ترین نمونهی قابل مطالعه به لحاظ ویژگیهای ساختاری نمونهای متعلق به سدهی 4 4 الی 5 قبل از میلاد است؛ قدیمیترین نمونهی فرش گرهدار قالی پازیریک است که بر حسب تصادف در حفاریهای نواحی شمالی ترکستان روس (در منطقه پازریک) به وسیله پرفسور رودنکو، در تابوت بزرگ یکی از ساتراپها یا استانداران هخامنشی در کنار کالبد مومیایی او یافت شده است.
زمینهی قالی پازیریک که بخش نسبتا کوچکی از کل ابعاد قالی (183 در 200 سانتی متر) را به خود اختصاص داده، حاوی 24 قاب چهارخانهای مزین به نقشمایهی گیاهی است.
بهطور کلی پنج نوار حاشیهی اصلی و فرعی در فرش پازیریک دیده میشود. در یک نوار حاشیه نقش گیاهی و در چهار نوار دیگر حاشیه نقشمایهی تزئینی استفاده شده است.
حاشیهی مزین به نگارههای مختلف در دیگر فرشهای فاقد پرز بهدست آمده از منطقهی پازیریک قابل مشاهده است.
عمدتاً ساختار منسجم اما آسیب دیدهای از نخ پنبهای و در موارد نادر نخ پشمی دارند و به صورت تکهدوزی تولید شدند؛ به عبارتی فرش گرهخوردهی پرزدار نیستند. اما نمونههایی هستند که در پوشاندن فضاها یا تزئین حیوانات کاربرد داشتهاند.
رنگبندی زیبا و در عین حال محدود و چینش منظم نقوش در این دستبافتهها قابل تأمل هستند. آویزهای تزئینی در انتهای طولی آنها میتواند به کاربرد تجملی آنها اشاره نماید. تعداد حاشیهی آنها بین یک تا سه حاشیهی اصلی و فرعی متغیر است.
بخش دیگری از آثار در دسترس ما به منظور تأکید بر وجود حاشیه در فرشهای پرزدار گرهخورده، نمونههایی منتسب به دورهی ساسانی هستند که در موزهی دار الآثار الاسلامیه کویت نگهداری میشوند.
این آثار مجموعهی ارزشمندی از قطعات مختلف هستند که عمدتاَ دچار آسیبدیدگی شدید بوده و در راستای بررسی چگونگی وجود حاشیه در آنها صرفا دو نمونه قابلیت بررسی خواهند داشت.
قطعهی نخست شامل ساختار کاملی از حاشیه و یکی از گوشههای فرش است. مجموعهی حاشیه شامل دو نوار تزئینی اصلی و فرعی است؛ آخرین بخش فضای حاشیه نوار باریک بدون نگاره و سادهبافی لوار است که در امتداد لبههای طولی و عرضی فرش ادامه یافته، زمینهی قطعه دوم به دلیل سلامت نسبی بافته از آسیبها قابل شرح است.
مجموعهای از چهار گوزن نر در مرکز زمینه و از راست به چپ در حال حرکتند؛ مجموعهی حاشیه منقش این فرش به استثنای لوار شامل سه نوار تزئینی است.
چگونگی ابعاد حاشیه نسبت به متن فرشهای معرفی شده و تعداد آنها
در نمونههای مورد بررسی با توجه به استفاده از حاشیه شاید بتوان قاعدهای متناسب را در میان ابعاد حاشیه و متن ی نسبت به یکدیگر جستجو نمود. اصول قاعدهی سنتی در تناسبات طراحی حاشيه فرش در ایران عبارت است از اینکه پهنای حاشیهی فرش يك سوم عرض کل فرش را به خود اختصاص دهد.
تعداد حاشیه در فرش ایران اساسا عدد فرد و از سه تا هفت متغیر است که متناسب با ابعاد و مساحت فرش درنظر گرفته میشود. اغلب نمونههای بهدست آمده به استثنای فرش پازیریک، به دلیل عدم دسترسی یا آسیبدیدگی دستبافته فاقد ابعاد دقیق هستند.
میزان برخورداری تناسبات حاکم بر حاشیه و زمینه فرش را میتوان با استفاده از تناسبات طلایی نیز بررسی نمود؛ نسبت طلایی بر این اصل استوار است که اگر پارهخطی را به دو بخش نامساوی تقسیم کنیم رابطه قسمت کوچکتر به قسمت بزرگتر باید همانند رابطه قسمت بزرگتر به کل خط بوده باشد.
بهعبارت دیگر باید حاصل این دوکسر (قسمت کوچکتر÷ قسمت بزرگتر) =/ (قسمت بزرگتر÷ طول همه خط) با یکدیگر مساوی باشد تا تناسب طلایی در ارتباط با ابعاد اثر صادق شود. در اولین نمونه بردار راهنمای a را به عنوان عرض حاشیه فرش پازیریک طبق ابعاد یاد شده (183*200 سانتی متر) با ساختار مستطیل عمودی در نظر میگیریم. با انطباق بردار a بر زمینهی قالی میتوان بهطور تقریبی دریافت که زمینهی فرش یک سوم از عرض فرش را بهخود اختصاص داده است. فضای حاشیه در فرش پازیریک به طور تقریبی دو سوم (122 سانتی متر = a + a) از عرض کل فرش (183 سانتیمتر) را دربرگرفته است.
با محاسبهی تقریبی فضای متن (61 سانتی متر = a1) میتوان اندازه اضلاع مربعهای متن را حدوداَ 13 سانتیمتر در نظر گرفت که تعداد 4 مربع در عرض متن و 6 مربع در طول متن فرش پازیریک تکرار شدهاند.
حاشیه در طراحی فرش پازیریک بخش عمدهای را بهخود اختصاص داده که از اصول طراحی فرش امروزین و تناسبات حاشیه نسبت به زمینهی قالی فاصله گرفته است؛ از سویی دیگر فضای مناسبی برای نمایش نقشمایههای تزئینی با خلاقیتهای بصری مهیا شده است. همچنین تعداد نوارهای حاشیه پنج و عددی فرد است که با سنت طراحی قالی در عصر حاضر قرابت دارد.
سامانبندی حاشیههای نقشههای ایرانی بسیار ساده و مبتنی بر تکرار و رعایت تقارن در همه جا و مخصوصا گوشه (شکنج یا گوشواره) ها است.
به دلیل پیدرپی تکرار شدن نگارههای تزئینی در دو حاشیهی پهنتر فرش پازیریک، گوشهسازی متقارن بر اساس نیمساز زوایهی قائمه لحاظ نشده است. اما این فقدان تقارن در گوشه از زیبایی بصری این بخش از فرش خللی ایجاد نکرده است.
در حاشیههای باریکتر فرش پازیریک با نقوش متقارن، سعی شده که گوشهسازی بر اساس نیمساز زاویهی قائمه به طور تقریبی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی تناسبات ابعاد حاشیه نسبت به متن در فرشهای تزئینی بهدست آمده از منطقهی پازیریک به دلیل در دسترس نبودن ابعاد صحیح آنها غیر ممکن است. اما میتوان عرض حاشیه را بهعنوان بردار واحد a در نظر گرفت و به کمک آن نسبت عرض حاشیه به عرض متن را بهطور تقریبی بررسی نمود.
در استاندارد تناسبات طراحی فرش عرض کل مفروش به شش قسمت مساوی تقسیم شده که دو سهم به حاشیه و چهار سهم در زمینه لحاظ میشود.
در نمونههای مکشوفه از منطقهی پازیریک، زمینه به میزان بیش از پنج برابر بردار a که سهم حاشیه است درنظر گرفته شده است.
همین تناسب ناقص باعث شده که مجموعه فضای حاشیه در هر سه نمونه، نوارتزئینی باریکی به نسبت ابعاد کلی دستبافته دیده شود. در دو نمونه یک نوار پهن تزئینی به عنوان کل حاشیه و در نمونهای که حاشیههای با قابهای مستطیلی و تصاویر تزئینی انسانی دارد تعداد سه حاشیهی اصلی و فرعی لحاظ شده است.
در دو نمونه گوشهسازی متقارن قابل مشاهده نیست و با غالب قرار دادن حاشیه طولی گوشهسازی در حاشیه دستبافتهها نادیده گرفته شده است.
در نمونه سوم که حاشیه مزین به قابهای مستطیلی دارد، تکرار پی در پی قابها فرصتی به منظور ایجاد گوشهسازی یا غالب قرار دادن حاشیهی طولی یا عرضی به طراح نداده است.