مقالات و مطالب آموزشی

نمودهای اساطیری در قالب نقش و نگار جانوری بر قالی ایرانی

جانوری بر فرش ایرانی | نمودهای اساطیری در قالب نقش و نگار جانوری بر قالی ایرانی

در این مطلب به بررسی نگاره‌های جانوری در قالی ایرانی، که قالبی از نمودهای اساطیری خورشید و مهر هستند، می‌پردازیم.

در مقالات قبل نیز ذکر کردیم که نمودهای اساطیری خورشید و مهر در قالب نگاره‌های قالی ایران به دسته‌های جانوری، گیاهی و تجریدی و هندسی تقسیم می‌شوند.

نگاره عقاب یا شاهین در فرش ایرانی

انواع پرندگان در تمدن‌های پیش از تاریخی و تاریخی فلات ایران جایگاه بلندی داشته‌اند و در تمدن‌های عیلامی و شوش، نمادی از ابر و پیک باران بوده‌اند و در ادوار بعدی انواعی از آن‌ها جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص می‌دهند، مانند عقاب مرغ خورشید.

در آیین مهر و نماد اهورامزدا در بین پرندگان در آیین زردشت، طاووس مرغ آناهیتا، خروس پیک سروش و سیمرغ یا سای مرغ و مرغ وارغن در عرفان اسلامی که نماد وحدت، مرشد، پیر و اصل میگردند.

درفش مکشوفه از گورستان شهداد با قدمتی پنج هزار ساله مجسمه‌ای از عقاب دارد که همراه با دیگر نگاره‌های آن، مبین معنای رمزی و آیینی هستن.

عقاب پرنده‌ای خوش یمن، زیرک، تیز پرواز و بلند پرواز می‌باشد که بر دیگر پرندگان در شکوه و توانایی تفوق و برتری دارد و دست شاهان، جایگاه و مسند اوست. نگاره عقاب در مفرغینه‌های لرستان بیانگر قدرت آسمانی است و در آیین مهر این پرنده، مرغ آفتاب و نمودگار رمزی خورشید می‌گردد و با برکت بخشی مهر ارتباط می‌یابد. این نگاره در سرستون‌های تخت جمشید، وجهی دیگر از اسطوره نبرد مهر و گاو یا شیر و گاو می‌باشد و ارتباط بین گاو و عقاب همان ارتباط رمزی ماه و خورشید است.

دکتر بختورتاش نگاره شاهین را مقتبس از صلیب آریایی (گردونه مهر) می‌داند: «با نگرش به این‌که نشانه [صلیب آریایی] به شاهین و فروهر هم بسیار نزدیک است می‌توان پنداشت در زمانی که از اهمیت مهر کاسته شد نشانه مقدس میتراییسم رفته‌رفته به شاهین مبدل شد، و شاهین و نگاره فروهر تمام جاذبه معنوی و روحانی این نشانه را گرفته و مظهر فرّ و شکوه مینوی گردیده است»

در بررسی نمودهای بصری نگاره عقاب بر دست‌بافته‌های ایران، نگاره این پرنده مبتنی بر شکل و فرم‌های طبیعی به ندرت دیده می‌شود. نمونه‌های واقع‌گرایانه این پرنده در قالیچه‌های تصویری بافته شده بر اساس داستان‌ها و ادبیات ایران یافت می‌شود. اما بارزترین نمود بصری عقاب، در قالب نگاره بته عقابی بر بافته‌های مناطقی چون فارس متجلی شده است.

در دوره‌هایی از تطور معنایی، نگاره عقاب، نمودگار رمزی زندگی بی‌مرگ و جاویدان می‌شود. دکتر پرهام درباره دگرگشتی این نگاره در بررسی قالیچه‌های فارس می‌نویسد: «عقاب در ایران باستان و بیش از همه در تمدن پارتی و ساسانی، جایگاه بلند داشته چون «مرغ آفتاب» و مظهر خورشید بوده است. نقش عقاب در تطور و تکامل نقش مایه بته‌ای -که در ابتدا سرو بوده- در هنرهای پس از اسلام نمایان می‌شود»

نگاره اسب بر قالی ایرانی

در منابع متعدد تاریخی، آریایی‌ها را اولین قومی می‌دانند که اسب را به فلات ایران آوردند و به طور کلی، اسب همراه آن‌ها یا اقوام مرتبط با آنان به دیگر سرزمین‌ها راه یافت. اشیا مفرغی و برنزی مکشوفه از لرستان چون لگام و دهنه اسب، بر اهمیت اسب در بین این مردمان تأکید دارد، که اسب سواری و پرورش آن را وام‌دار آریاییانی هستند که در آغاز هزاره دوم ق. م از راه قفقاز وارد زاگرس شدند و در آن‌جا سکنی گزیدند.

اسب در قالی دستباف | نمودهای اساطیری در قالب نقش و نگار جانوری بر قالی ایرانی

اسب نمادی از خورشید بوده است و «در ادوار باستانی در بخشی از ایران، اسب را برای خورشید قربانی می‌کردند». البته در مفهوم اساطیری دیگر، اسب نمودگار رمزی باران‌زایی و باران و مرتبط با ایزد بانوی آب آناهیتا بوده است: «در یشت‌ها آمده که گردونه ناهید، ایزد آب و باران، را چهار اسب می‌کشند که هر چهار نماد بارندگی و باران‌زایی هستند؛ اسب‌های گردونه وی ]ناهید] عبارتست از باد و باران و ژاله و ابر»

اسب جانوری است که گردونه ایزدان را می‌کشد و در اوستا و ادبیات اوستایی، بارها از ایزدانی نام برده شده که گردونه آن‌ها را اسبانی می‌کشند. درباره گردونه مهر آمده است: «گردونه زیبا و همواره رونده‌اش زرین و با زینت‌های گوناگون آراسته است، این گردونه را چهار اسب سفید یک‌رنگ جاودانی، که از چراخور مینوی خورش یابند می‌کشند. سم‌های پیشین آن‌ها زرین و سم‌های پسین آن‌ها سیمین است. این چهار تکاور به یوغ گران‌بها بسته شده‌اند»

نگاره پاسداری دو اسب از درخت مقدس (درخت خورشید)، سنتی رایج از عصر ساسانی می‌باشد و در صورت‌های هنری مختلف ادوار اسلامی تداوم یافته است. نگاره اسب مکرر در هنرهای ادوار گوناگون با جلوه‌های شاخ‌دار، بال‌دار و همراه با دیگر نگاره‌های نمادین در جام‌های طلایی مکشوفه از قبور مارلیک، حسنلو، مفرغینه‌های لرستان، سرستون‌ها و هنرهای هخامنشی و ساسانی و دستبافته‌های قبل و بعد از اسلام نقش شده است.

در دوره اسلامی نگاره اسب در جریان تداوم و دگرگشتی، غیر از معنای رمزی و اسطوره‌ای، نمود دیگری می‌یابد و به یک عنصر تزیینی صرف تبدیل می‌شود و یا در ارتباط با معیشت و نوع زندگی مردمان نقش می‌شود. در بافته‌های مختلف از جمله کهن‌ترین قالی موجود یعنی پازیریک نیز نگاره اسب به کار رفته است. نگاره اسب در قالی‌های سبک روستایی و عشایری به صورت هندسی و شکسته و در سبک شهری در ساختار قالی‌های موسوم به شکارگاه، نقوش گرفت‌وگیر و…، از دوره صفوی تا امروز، با فرم‌های واقع-گرایانه نقش شده است. در بافته‌های هر دو سبک، الویت اول بصری به این نگاره اختصاص ندارد.

نگاره ماهی (طرح ماهی درهم/ هراتی)

نگاره ماهی در هنر ادوار مختلف، از جمله سکه، نقش برجسته‌ها و معماری نقش گردیده است. «در شرق ایران كه جایگاه دل سرزمین مهری است، نقوش دلفین در پرستشگاه‌های مهری بسیار دیده می‌شود».

اسطوره تولد مهر در آب و بیرون آوردن مهر از درون آب توسط دو ماهی دلفین، منشأ پیدایش طرح هراتی و ماهی درهم در قالی مناطق مختلف ایران می‌باشد. اساس طرح ماهی درهم نقش دو ماهی و چهره انسانی که همان مهر است، می‌باشد. در دگرگشتی این طرح در دوره اسلامی، دو ماهی به دو یا چهار برگ و چهره انسانی به گل،معمولاً گل هشت‌پر گرد، تبدیل می‌شوند.

ماهی درهم | نمودهای اساطیری در قالب نقش و نگار جانوری بر قالی ایرانی

دکتر پرهام لوزی میانی طرح ماهی درهم را با کاله مهر، که به نام کاله فریجی خوانده می‌شود، مرتبط می‌داند: «لوزی میانی هم نشانه کلاه نوک بلند و سه گوش مهری است که تارک آن از دو سو با دو ماهی احاطه شده است. (لوزی از تکرار متقابل کلاه سه‌گوشه مهری به هم رسیده است. این شیوه هم طراحی مضاعف از شگردهای تصریح و تحکیم پیام‌های رمزی است و هم سازوکار ایجاد و استقرار توازن و استحکام فضایی نقش مایه‌ها).

 در حوزه قالی‌بافی اراک این نگاره به صورت مرغ و ماهی یعنی دو مرغ به جای دو برگ و یا همراه با دو ماهی که به دور یک حوض در حرکت می‌باشند، ترسیم می‌شود که جزو نگاره‌های از یاد رفته است. در نمونه قالی متعلق به بیجار 1307 ه. ق موجود در موزه قالی ایران، طرحی واقع‌گرایانه از ماهی طبق همان الگوی اولیه خود نقش شده است. حوزه استفاده این طرح، تمام مناطق قالی‌بافی ایران می‌باشد که از اواخر دوره تیموری تا امروز به سبک‌های گوناگون بافته می‌شود.

دکتر حصوری در تقسیم‌بندی طرح ماهی درهم، به دو شیوه نقش‌پردازی مناطق شرقی و غربی ایران اشاره می‌کند: «در گونه شرقی لوزی (حوض، تور) وجود ندارد. این‌گونه در خراسان بافته می‌شده و کم‌کم فراموش شده است. گونه غربی به شرق هم آمده و هم اکنون در خراسان (تا بیرجند، درخش و مود) هم همین‌گونه بافته می‌شود. گونه غربی به علت داشتن لوزی و نقش‌های فرعی، پیچیده‌تر و آراسته است و به همین دلیل از آن استقبال شده است».

یکی دیگر از جلوه‌های طرح ماهی در قالی مناطق مختلف ایران، حاشیه دوستکامی می‌باشد. دوسکومی یا دوستکامی، به معنای جام شراب است و در فارس به این نام خوانده می‌شود. اساس این طرح بر پایه دو ماهی و جام شراب است که به مراسم آیینی شراب‌نوشی در جام هفت‌خط، اشارت دارد. در روند دگرگشتی، دو ماهی به دو برگ با گلی در میان تبدیل شده‌اند و جام شراب هم فرم‌های مختلفی گرفته است.

 در قالی مناطق مختلف، این حاشیه با نام‌های سماوری و تسباغه‌ای هم خوانده می‌شود. نقش جام در این گروه به صورت دو اسلیمی به کار می‌رود که به صورت هندسی در سبک روستایی و منحنی در سبک شهری، مکرراً استفاده می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *