سرعت رشد در زمینه ارتباطات و انتقال، زمینههای گستردهتری را در روابط فرهنگی و اقتصادی ملل شرق و غرب در عصر روشنگری فراهم میکرد. نمایشگاههای تجارتی بزرگ در انگلستان، اتریش و فرانسه با به نمایش گذاردن کالاهای تولیدی سایر ملل شکلگیری نوع جدیدی از این ارتباطات در عرصه بینالملل را برای آشنایی میلیونها بیننده فراهم کردند. قالیهای نفیس و باکیفیت ایرانی نیز در چنین نمایشگاههایی در معرض آشنایی و قضاوت اروپاییان و به واقع مورد ستایش و استقبال مردم غرب قرار میگرفتند.
محققان و مردم عادی غرب در نمایشگاههای بینالمللی عظیم اروپایی نیمه دوم قرن نوزدهم م امکان مشاهده غنا و تنوع فرشهای خاورمیانه را به دست آوردند. اولین نمایشگاه واقعی بینالمللی در موزه ساوث کنزینکتون لندن با شرکت 34 کشور در 1268ه.ق/ 1851م برگزار شد. نمایشگاهها به مدت چندین ماه برپا میشدند و تأثیرات فرهنگی عمیقی بر میلیونها بازدیدکننده خود داشتند به گونهای که چارلز دیکنز در رمان روزگار سخت، که در سال 1271ه. ق/ 1854م چاپ شد به این نمایشگاه میپردازد. در اروپا، بیش از پیش به عامه مردم بریتانیا توصیه میشد که برای آشنایی و شناخت بیشتر به طرح و سلیقه خوب آثار شرق توجه کنند.
در سال 1290 ه.ق/1873م در وین نمایشگاه تجارتی برپا شد که کشور ایران نیز برای نخستین بار به صورت هیئت بازرگانی در آن مشارکت کرده بود. غرفه ایران در نمایشگاه با آرایههای معماری دوره صفوی تزئین شده بود که به شدت مورد استقبال و توجه بازدید کنندگان قرار گرفت. ناصرالدینشاه نیز از غرفه ایران در نمایشگاه وین بازدید کرد و با توجه به بازدیدی هم که شاه در مسیر سفر خود در لندن از موزه ساوث کنزینکتون داشت و در آن موزه صرفاً یک تخته قالی ایرانی را مشاهده کرده بود، پس از بازگشت به تهران 14 تخته قالی و 60 دستبافته دیگر را از طریق دفترهای تجارتی رابرت مرداک اسمیت به موزه لندن فرستاد. نمایشگاه دیگری نیز در سال 1309 ه.ق (1891م) در وین برپا شد و 150 تخته قالی ایرانی و در نمایشگاه شاهکارهای هنر اسلامی مونیخ در 1328ه.ق (1910 م) نیز بیش از 200 تخته قالی به نمایش گذاشته شد. تصور بر این بود که این آثار به نمایش درآمده به نوعی نمایانگر تبلور ناب روح ملی بوده است.
ویلیام موریس (1896-1834) طراح، هنرمند و فعال اجتماعی و فرهنگی و هنری انگلیسی است. وی در سال 1875 از تولیدکنندگان فرش ماشینی در انگلیس بود اما به دلیل علاقه ویژهای که به هنرهای دستی خصوصاً قالیبافی داشت در سال 1878 تولید قالی دستباف را آغاز کرد. طرح و نقش بسیاری از قالیهای بافت کارگاههای ویلیام موریس برگرفته از طرحهای ایرانی بود و با برداشت از نقوش اسلیمی و گل و گیاهان قالی ایرانی در معرفی طرح و نقشهای قالی ایرانی به اروپاییان بسیار تاثیرگذار بود. وی از بنیانگذاران جنبش فرهنگی هنر و صنایع دستی است.
در بسیاری از آثار موریس به کارگیری مضامین طبیعت برونگرا برای کاربرد در فضای درونی خانهها به شدت مورد توجه بوده است، به گونهای که طرح او از گل یاسمن (1872) و باغ لاله (1885) و شاخه بید (1887) و شیره عسل (1876) اجزای مختلف معماری داخلی را تشکیل میداد که از آنها برای پوشش دیوارها، مبلمانها و قالیها استفاده شده بود و معماری مفهومی موریس را در رابطه نزدیک با طبیعت نشان میداد.
«مفهومی که ویلیام موریس در آثارش در پی ارائه آن بود برگرفته از عقاید سیاسی و اجتماعی او بود یا نگرش فکری او قلمداد میشد. او در مقالهای که در سال 1881 با موضوع معماری نوشت در پی برقراری رابطه نزدیک بین انسان و طبیعت بود. در مجموع او به دنبال هماهنگی در احساس و تأثیرگذاری آن بود… قابل توجه است که در برخی از عناصری که موریس از میوه و پرنده و انار در طراحیهای خود بهره برده است، باغ و بهشت را مقصود و مفهوم خود قرار داده بود»
قابل توجه است که در «این زمان [1870-1860] دوره رواج نظریه داروین بود، دورهای که عقاید برتری نژادی و قومی توجه هر گروه محقق و طراح را برمیانگیخت. به نظر این افراد، بهترین فرشها نمادی از این هویت پالوده ملی بود. الگویی از نقشمایههای گیاهی در حاصلی از شبکه یا چارچوب ظریف را نشانه-ای از آریاییان والا و در نتیجه مشخصه ذاتی فرشهای ایرانی میدانستند. در اواخر قرن 19 میلادی، فضای فرهنگی اروپاییان با سخنرانیهای عمومی پرمخاطب و مقالات انتقادی مرتبط با نمایشگاههای بین-المللی اروپا، مبلغ اعتقاد به برتری زیباییشناختی فرشهای ایرانی به خصوص صفوی بودند. این باور در میان عام مخاطبان هنر شرقی در اروپا جای گرفته بود که حتی مالکیت فرش ایرانی نشانهای مقبول برای منزلت و تشخص فرهنگی و اجتماعی افراد است.
حضور غرب در قالیبافی ایران
بخش قابل توجهی از تغییر و تحولات اجتماعی و اقتصادی جامعه قاجار ناشی از برقراری ارتباطات گوناگون ایرانیان با جهان غرب بوده است و در عین حال باید در نظر داشت که افزون بر مجموعه تحولات و تغییرات در درون جامعه قاجار، در خارج از ایران نیز تحولاتی صورت میپذیرفت که به سرعت بر جامعه جهانی نیز تأثیر میگذارد. انقلاب صنعتی و پیدایش سرمایهداری کلان، بسیاری از ساختارهای بینالمللی را تحت تأثیر و تغییرات خود قرار داد و با توجه به اهداف نهادینه خود در پی تسلط بر بازارهای جهانی بود.
این تحولات در عرصه جهانی، جدای از پیامدهای سیاسی خود، بیشترین تأثیر را در حوزه اقتصاد ایران بر جای میگذارد. حجم مبادلات اقتصاد خارجی ایران در قرن نوزدهم با تأثیر از شرایط جدید جهانی رشدی فزاینده و قابل توجه مییابد. ایران به عرصه اقتصاد بینالمللی میپیوندد. هر چند ضعف بنیانهای ساختاری در اقتصاد ایران، تسلط دولت بر اقتصاد، درماندگی علمی و بیخبری از تحولات جهانی و عدم حضور نمادهایی مستقل در تجارت، فساد اداری و سوءمدیریت اجرایی دوره قاجار هر یک موانع و محدودیت تأثیرگذاری بودند که ایران نتواند از مواهب اقتصاد آزاد بهره ببرد. در نتیجه گسترش تجارت و نفوذ سرمایهداری موجبات هزینههای بیشتر و خسارت ایران شد.
رشد اقتصادی کشورهای غربی در قرن نوزدهم، که به دلیل فناوریهای صنعتی رو به فزونی بود، به طور حتم عاملی تعیینکننده در افزایش درخواستهای قالیهای ایرانی بوده است. در این مقطع تاریخی نظام اقتصادی مقتدر غرب شکلی جهانیتر به خود میگرفت و به نظر میرسد همسویی منافع اقتصادی و تجارتی شرکتهای غربی برای حضور در بازار تولیدی قالی در ایران را بتوان در همین راستا برآورد نمود. طبیعتاً «برای تأمین مالی افزایش تقاضای فرش ایران به نوبه خود به سرمایهگذاری بیشتری نیاز بوده است که منابع و سرمایههای داخلی تکافوی لازم را برای توسعه نداشتهاند. از این رو حضور سرمایههای خارجی در توسعه بافندگی قالی و همراهی با تجار ایرانی ضروری به نظر میآمده است».

شرکت زیگلر
نخستین تلاشهای شناختهشده برای سازمان دادن تولید فرش در ایران با سرمایه خارجی توسط شرکت زیگلر در سلطانآباد (اراک) انجام گرفت. مرکز اصلی این شرکت در شهر منچستر انگلیس قرار داشت و فعالیت تجارتی عمده آنان صدور پارچههای کتانی نقشدار به ایران و سایر کشورهای منطقه خاورمیانه بود. این شرکت با توجه به عدم دسترسی به سیستم بانکی و مالی فعال و متناسب در ایران ترجیح میداد وجوهات حاصل از فروش کالای خود را با صدور کالای ایرانی به بازارهای غربی تأمین کند. اولین دفاتر بازرگانی زیگلر برای فعالیت در ایران در تبریز و رشت در سال 1284 ه.ق برپا شد. این شرکت افزون بر تجارت ابریشم ایران به خرید و صدور قالیهای نو و کهنه ایرانی نیز میپرداخت. تقاضای روزافزون بازارهای غربی عاملی تعیینکننده برای سرمایهگذاری زیگلر در سال 1877 م (1294 ه.ق) در منطقه قالیبافی سلطانآباد بود. باید در نظر داشت که شرکت زیگلر برنامههای تولیدی خود را بر اساس اهدافی پیریزی کرده بود:
1- تولید قالیهایی با طرح و نقشههای مطلوب و اندازههای مورد درخواست بازار جهانی.
2- تولید قالیهایی با مواد اولیه مرغوب و رنگهای گیاهی.
شرکت زیگلر ضمن تهیه زمین و احداث بنای مناسب برای سکونت کارکنان اروپایی خود، انبارهای مواد اولیه و کارگاه رنگرزی فعالی نیز در سلطانآباد دایر کرده بود. شرکت با واگذاری مواد اولیه و نقشه قالی-بافی به بافندگان و استادکاران به صورت قرارداد کارمزدی به تولید قالی میپرداخت.
زیگلر با ارائه قالیهای تولیدی خود به بازارهای غربی، که با توجه به در نظر گرفتن سلایق و ذائقههای فرهنگی مصرفکنندگان بود، به موقعیت تجارتی خوبی دست یافته بود. البته برخی از پژوهشگران نظر مساعدی در مورد دخالتهای آنان در طرح و نقش قالیهای قاجار نداشتند و روند تولیدی آنان را حرکتی تجارتی و نزولی ارزیابی میکردند.
شرکتهای خارجی در ایران
به طور حتم موقعیتهایی که زیگلر در سلطانآباد با تولید قالیهای مطلوب ایرانی در بازارهای غربی به دست آورد مشوقی مناسب برای سایر سرمایهگذاران خارجی برای ورود بر این عرصه میدانند. شرکتهای خارجی تولیدکننده قالی در ایران که پیش از جنگ جهانی اول (1918-1914) در مناطق مختلف ایران به فعالیت پرداختند عبارت بودند:
1- شرکت ایتالیایی-انگلیسی نیرکو کاستلی و برادران، کرمان،(Nearco-Catelli Brothers)،
2- شرکت تجارت قالی مشرقزمین نیویورک (انگلیس، ایتالیا، روسیه، آلمان)، کرمان 1909 (Eastern Rug Trading Co. of New York)
3- شرکت فرش شرق لندن (انگلیس، یونان)، کرمان، این شرکت با نام O.C.M شهرت یافت و بعدها از ساختارهای اداری و فنی آن برای برپایی شرکت فرش ایران در سال 1314 شمسی استفاده شد.(Oriental Carpet Manufac- turing of London)
4- عطیه (کرمان) فعالیت تجارتی گسترده شرکت عطیه توسط ژرژ و عزیز عطیه (سوریاییتبار) از سال1900 در پورتلند و نیویورک آغاز شد.
5- کمپانی تاوزند چین نیویورک، کمپانی شرق (ازمیری)، کمپانی غازان، شرکت تلفانیان، شرکت قرگوزیان، شرکت سلیم شاهانیان، شرکت قاراپت شاهانیان، خیاطان، موچکیان، هواساییان، پاپازیان، لوان داودیان، مهرتاتیان، واژاپتسیان، آساطوریان، برادران سامرهای، قصابیان، چگنیان، قونطاطیان و تاو شانچیان مجموعهای از شرکتهای خارجی و ایرانی هستند که به عنوان کارگزار یا عامل تولید قالیهای سلطانآباد به منظور صادرات قالی در قرن 19 فعال بودهاند
زیگلر ضمن تهیه مواد اولیه و نقشه با بافندگان خانگی (تکبافان) قرارداد و پیمان کارمزدی قالیبافی منعقد میکرد و با کنترل و سرکشی بر دارهای قالی کیفیت تولیدات خود را حفظ میکرد اما بسیاری از شرکتهای خارجی فعال در حوزه قالیبافی برخلاف شیوه تولید زیگلر با برپایی کارگاههای متمرکز، استخدام عوامل فنی، استخدام بافندگان روزمزد و کارمزد، تهیه نقشهها، تهیه مواد اولیه و رنگرزی با مدیریتی متمرکز به فعالیت قالیبافی میپرداختند. نکته حائز اهمیت، که همواره قالیبافی ایران را در دوره قاجار تحت تأثیر خود قرار میداد، ارتباط تنگاتنگ تجارت (صادرات) و تولید قالی در ایران به دلیل نوسانات تجارتی بازارهای غربی و بینالمللی بود. «به همین دلیل بود که در سال 1904 م (1322 ه.ق) این صنعت پس از تنزل ناگهانی تقاضا آسیب فراوان دید. در این دوران فرش با رکود جهانی مواجه بود و مازاد بیش از حد موجودی فرش در بازارهای انگلستان هم کار را وخیمتر کرد».
با وجود این قالیبافی به حالت اولیه خود بازگشت. حتی به نظر میرسد قیمت فرش صادراتی ایران در سال 1906 م (1324 ه.ق)، علیرغم عدم امنیت در داخل کشور، طی جنبش مشروطهخواهی به بالاترین سطح قیمت نیز رسید.
لم آرت در مجموعه مقالات قالیبافی به بررسی موضوعات مختلف تاریخی، علمی و پژوهشی و همچنین آموزشی در رابطه با قالیبافی و فرش دستباف میپردازد.