امروزه محققين علاقمندی، نشانهها و ردپاهايي از كيش مهر را با گذشت چند هزاره از آن در ميان بازماندههايي از دنباله فرهنگ و تمدن ايراني جستجو ميكنند. علاوه بر اسناد مكتوب و تاريخدار كه به يقين دلالتي بس متقن بر استنباطها و نتيجهگيريهاست، عناصر و بقايايي به صورت غير مستقيم نشانهاي از ماندگاري مهر باقي گذاردهاند. نقش زبان خاموشي كه میتوانسته مٌهرِ مِهر را بر پيشاني تاريخ ايران حك كرده باشد؛ زبان الگويي پيدا و نهاني است كه در حوزههاي متفاوت علم براي رمزگشايي آن، بازخوردهاي متفاوتي وجود دارد.
در اين مجال سعي بر آن است تا رد آيين مهر و عناصر وابسته به آن را در ايران از طريق نقش در فرش دنبال كنيم.
نمادهاي جمادي | قالي پازيريك
قالي پازيريك از حدود نیمۀ هزاره اول قبل از ميلاد، دوران هخامنشي در مرزهاي روسيه بدست آمده كه گرهدار، پرزدار و خوابدار است. اكثر شرقشناسان مهد اين قالي را ايران، حوزۀ فارس ميدانند. شايد تا به حال براي طرح و نقوش اين قالي مطالب بسياري نوشته شده باشد اما با اين ديد كه كدام نقش در اين فرش به احتمال ميتواند متاثر از مهر باشد كمتر سخن رفته است.
طرح كلي فرش تكرار خشتهايي است كه عناصر چهارگانۀ پيدايش و بقاي حيات را به صورت نمادين نشان ميدهند. خشت نمادي از تماميت و كمال تعالي انساني و نماد زادن و مردن اوست. گل هشتپري داخل خشتها نشانده شده كه نمادي از خورشيد است. در همين قالي و در فرشپارۀ ساساني شيرهايي همسان در فواصل مساوي در طرح تكرار ميشوند سنتي برآمده از سلسلۀ هخامنشي و مدركي دليل بر ادامه يافتن محترم شمردن نماد خورشيد
گردونۀ مهر
گردونۀ مهر نشاني جهاني و با تفسيري كمابيش مشابه در نقاط مختلف جهان است و با نام سواستيكا، بيشتر شناخته ميشود. مهر گردونهاي با اسبان بالدار دارد و بر گردونهاش سوار ميشود. خورشيدنشانِ پاي شير از گنجينۀ زيويه و نقش خورشيدسان. پشت شيران مفرغي غار كلماكره از هزاره اول قبل از ميلاد، يادآور گردونۀ مهري است كه قرين تشابهي با سواستيكاي فراگير و چند هزار ساله دارد.
تصوير اين نقش را در قالي لري با نقش شير و بر قالي كاشان با نام طرح چرخ و فلكي ميبينيم. ممكن است چرخ و فلك كنايه از چرخ گردون و يا استعارهاي براي تقدير و سرنوشت باشد. ضمن آنكه ميتواند ارتباطي با صور فلكي در منطقهالبروج داشته باشد. گردونۀ مهري در عين حال يكي از بارزترين نمادهاي سيارۀ زمين است كه گرد خورشيد ميچرخد و با چرخش آن روز و شب پديد ميآيد. از ديگر تفاسير مربوط به اين نماد آن است كه نشانهاي است از اتحاد و اتفاق مردم چهار سوي جهان.
دوسكومي
یکی از نقوش شناخته شده در فرش ايراني كه در قاليهاي بلوچ استان خراسان، بلوچ سيستان و بلوچستان و قاليهاي آذربايجان استفاده بيشتري به ويژه در حاشيۀ اين فرشها دارد، نقش دوسكومي است كه از آن به جام شرابي اشاره ميشود كه مهرورز بعد از گذشتن از طبقات هفتگانۀ مناسك مهري از آن مينوشد.
در آيين ميترايي اين كار به نام «بادهنوشي و آيين هَئومه» با تشريفات خاصي انجام مي-شده. جام دوسكومي يا پياۀ يوناني كه نياي سنگابههاي امروزي اماكن مقدس را از آنها ميدانند، گاهي به عنوان آتشدان و جهت تهيۀ شيرۀ گياه هوم نيز مورد استفاده قرار ميگرفته است.
در محرم سال 1390 خورشيدي در مجموعۀ بازار تجريش، نمايشگاهي از ادوات و ابزار مربوط به مناسك ديني اسلامي به نمايش گذاشته شد كه جامهاي دوسكومي منظور در تصوير در جهت تطهير و وضوساختن مورد استفاده قرار ميگرفته است.
خلاصهي هندسي شدۀ همين نقش به صورت جامي در وسط كه با دو نقش برگ مانند احاطه میشود در قالی بلوچ بافته شده است.
مار
در افسانۀ مهر، عقرب و مار از حيواناتي هستند كه خود را به گاو ميرسانند تا خون او را بمكند موجوداتي اهريمني محسوب ميشوند. گاهي نيز آنها را علامت زمين و توليد نسل از عناصر نيك ميدانند، هرچند برخي عقيده دارند نگهداشتن پوست يا دندان مار چشم بد را دور ميكند. بر قاليهاي تركمن خاصه قفقاز، نقش مار بزرگ گاهي متن و حاشيه يا هر دو را ميپوشاند. بر اين پارهقالي قديمي نيز نقشي از مار دور درخت حيات تصوير شده است.
نگارۀ كلهمرغي
در قاليهاي سيستان و بلوچستان نقشي به نام كلهمرغي وجود دارد كه به صورتي ساده و تجريدي اجرا ميشود. در سيستان اين نماد بركتخواهي، مبين طلب آب و باران است كه به شكل سر پرندهاي ظاهر ميشود و گاهي شاخ، گاهي چشم و گاهي هر دو را دارد.
از آنجا كه ميترا را به خدايي ياد كردند كه داراي گوشها و چشمهاي بسياري است، اين همانندي مفهومی را با شكل يكي ميكنيم تا باور ميترا را در قالي سيستان و بلوچستان كه به عنوان يكي از زادگاههاي زرتشت به شمار ميآيد، به صورت نقش تصوير كنيم.