نسل اول فرشهای جنگ افغانستان به دوران جنگ مجاهدین افغان با شوروی (۱۹۷۹-۱۹۸۹ میلادی) بر میگردد.
این فرشها هم بافت داخل افغانستان و به طور عمده و گسترده در خارج از افغانستان هستند.
اولین گروه از نسل اول فرشهای جنگ و در حقیقت اولین نمونه های فرش جنگ در پاسخ به نیازهای یک گروه مصرف کننده جدید یعنی نیروهای اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان بافته شدند که وجود نوشته هایی شبیه به الفبای سیریلی (الفبای مورد استفاده در شوروی و بلغارستان و غیره) روی برخی از فرشهای جنگ اولیه، سندی بر درستی این ادعاست.
همچنان که گذشت این فرشهای اولیه را به بلوچ های شمال غربی افغانستان و حدود هرات نسبت میدهند که زمینه فرهنگی برای ابداع و نوآوری داشتند.
ویژگی مهم نقش پردازی در این گروه این بود که تعداد محدودی نقش مایه ها و عناصر ملهم از جنگ مثل سلاح جنگی و هواپیما در بین نقش مایههای سنتی پنهان شده بودند، به طوری که در نگاه اول به سختی به چشم می آمدند.
واضح است که این فرشها به سختی نشانی از جامعه نظامی افغانستان دارند.
ویژگی دیگر این گروه تأثیراتی است که از برخی مناطق فرش بافی همجوار مانند ایران پذیرفتند.
در طراحی این فرشها تعادل و تقارن محکم و واضحی به چشم می خورد که ریشه در سنت کهن فرش بافی افغانستان (هرات) و مناطق شرقی ایران دارد.
همانطور که اشاره شد گروه دوم از نسل اول فرشهای جنگ، بافت خارج افغانستان است و تفاوت های بارزی با همتایان تقریباً معاصر و اصیل خود در داخل دارد؛ نکته بارز در این گروه بافت فرشها برای مقاصد تجاری است.
پاکستان پس از شروع جنگ شوروی با مجاهدین بزرگترین تجمع از پناهندگان افغانی را در خود جای داد؛ تا ۱۹۸۳ حدود سه میلیون نفر از جنگ زدگان افغانی تنها در استان مرزی شمال غربی پاکستان و در اردوگاه هایی مانند «فیصل» مقیم بودند.
مهم ترین بافته های نسل اول فرش جنگ در خارج افغانستان در همین اردوگاهها به دست اقوام مختلفی مانند بلوچها، ترکمنها، ازبکها و پس از چندی پشتونها بافته می شد.
در پاکستان «پیشاور» مرکز اصلی تجارت فرش جنگ بود. این شهر قبل از تهاجم شوروی نیز مرکز مهم خرید و فروش فرشهای افغانی بود، زیرا دسترسی به آن راحت تر از هر شهر در خود افغانستان بود.
پس از شروع جنگ ده ها تن از فروشندگان فرش افغانی به این شهر گریختند و نتیجه آنکه تجارت فرش به سرعت در آن رشد کرده و پیشاور به زودی بازار فرش کابل را که در آشوب جنگ به سر میبرد تحت الشعاع قرار داد.
شواهدی در دست است که پس از چندی در خود پیشاور یا در نزدیکی آن نیز کارگاههای کوچک بافت فرش به وجود آمده است.
پیشاور همچنین اساس و پایه مقاومت افغانها در برابر شوروی بود و منطقه ای کلیدی برای مجاهدین افغان به شمار میرفت.
طرح و نقش فرشهای جنگ پناهندگان که اولین بار به نوعی فرش جنگ افغانی با این فرشها هویت می یابد، به چهار گروه تقسیم میشود.
دسته اول یک یا چند تانک و سلاح را با پارچهای آب و گلدانها که نمادهای سنتی خانواده و میهمان نوازی و محصولات سنتی هستند در کنار هم قرار داده است.
دسته دوم شهرهایی پر از نقشهای تجهیزات سنگین جنگی مانند هلیکوپترها و هواپیماهای جنگنده و یا همین شهرها را در محاصره حاشیه هایی متشکل از تکرار تانکها، تقریرها و هلیکوپترها نمایش میدهد.
در فرشهای دسته سوم نقشمایه غالب اسلحه کلاشینکف است؛

این اسلحه در طی جنگ افغانها با شوروی به وسیله هر دو گروه درگیر به کار گرفته می شد، اما پس از مدتی به نمادی از مقاومت مجاهدین افغانی تبدیل گشت.
دسته چهارم از نسل اول فرش های جنگ پناهندگان، شامل تسلیحات سنگین شوروی به ویژه نفربرهای زرهی، تانکها و هلی کوپترها است که عموماً در ردیفها و ستونهای مرتب و منظم نقش شده اند.
در این گروه دیگر نقش پردازی سنتی افغانستان تا حدود زیادی کنار گذاشته شده و این فرشها محلی برای نمایش تسلیحات سنگین شوروی میشوند.
در اینجا نباید تأثيرات تجاری شدن فرش جنگ و پیامدهای آن فراموش شود؛ به خوبی میتوان درک کرد که در اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی فرشهای جنگ به واسطه راه یافتن به بازار اروپا و آمریکا نظر بسیاری از مجموعه داران را به خود جلب کرده بودند.
از طرفی اشتغالزایی که در اردوگاه های پناهندگی روی داده بود، تأثیر سلیقه مدیران تجاری و خریداران را در طرح و نقش فرشهای جنگ به دنبال داشت.
فرشهای اردوگاههای پناهندگان افغانی در پاکستان، برای خود افغانها آینه ای تمام نما از این واقعیت بود که چگونه افغانستان به وسیله جنگ دگرگون شده است.
سید احمد گیلانی رهبر جبهه ملی اسلامی افغانستان (یک گروه مجاهدین که در پیشاور مستقر بود) در این باره می گوید: تا ده سال پیش مردم این فرشها را با هرمها و شترها نقش میزدند اما حالا تنها تانکها، هواپیماهای نظامی و بمب افکن ها دیده میشوند.
در مطلب قبل فرش جنگ افغانستان را معرفی کردیم ودر مطالب بعد نسلهای بعدی فرش جنگ افغانستان را برایتان بازگو خواهیم کرد.
ناگفته نماند که این مطلب برگرفته از بخشی از مقاله «مطالعه سیر تحول فرش های جنگ در افغانستان» به نگارش و تحقیق و بررسی «حسام کشاورز» و «دکتر محسن مراثی» میباشد.