مقالات و مطالب آموزشی

قالی نه زن | تحلیل نقش نُه زن روی قالی عشایر

نقش نه زن روی قالی

در این مطلب قالی نه زن یا به عبارت بهتر نقش «نُه زن» در قالی های عشایر افشار كرمان، بلوچ زابـل و كـرد قوچـان واكاوی شده است كه چیدمان خاص و ویژه‌ای را در نقش‌های انسانی قالی‌های ایران به نمـایش گذاشته‌اند: تركیب سه در سه با قامت‌هایی ایستاده.

در این مرحله به شرح تصـویری هـریـك از این قالی‌ها پرداخته خواهد شد.

نقش «نُه زن» بر روی قالی ایل افشار کرمان

قالی تصویر زیر متعلق به ایل افشار كرمان است. نام افشـار و بافتـه‌هـای افشـاری بیشـتر بـا كرمان و نواحی اطراف آن شـناخته شـده اسـت. در واقـع، افشـاری‌هـای كرمـان از طایفـه‌هـای افشاری‌های آذربایجان هستند كه در زمان شاه طهماسب صفوی برای مجازات به نواحی كرمـان كوچ داده شدند.

نقش نه زن روی قالی عشایر افشار کرمان

نقش نُه زن روی قالی افشار کرمان

طرح‌هایی كـه ایـلات افشـار بـه كـار مـی‌بردنـد بـا هـیچ یـك از طرح‌هایی كه ایلات یا روستاییان سایر مناطق ایران از آن استفاده می كننـد شـباهت نـدارد؛ این قالی در اواخـر قـرن 19 در حـوالی سـیرجان یـا اقطـاع و در ابعـاد 125 در 177 سانتیمتر بافته شده است.

متن قالی به رنگ كـرم روشـن و حاشـیه آن بـه رنـگ قهوه‌ای است. متن قالی از نقشه‌ای بته جقه پر شده است و در لابه‌لای آنها نقش گل و پرنـده دیده می‌شود.

اما نقش اصلی كه بیشترین سطح را به خود اختصـاص داده اسـت تصـویر نُـه زن است. بافنده سعی داشته نقش نُه زن متفاوت را به تصویر بكشد؛ نه یك زن كه هشت بار تكـرار شود و این خود نكته‌ای است بر تأكید بافنده (كه خود زن است) بر نمایش جمعی زنان؛ هرچند كه شباهت بین تصاویر بسیار زیاد است.

زنان در ردیف بالا و میانی گوشواره به گوش دارند. پیكره‌ها از روبه‌رو نقش شـده‌انـد كـه دو دست خود را كنار بدن در پایین نگه داشته‌اند. رنگ كفش‌ها و آرایش موهای سـه زن در ردیـف میانی از دیگران تفاوت دارند؛ بـا توجـه بـه قـرارگیـری پاهـا و كفـش‌هـا، پیكـره شـش زن در ردیف‌های عمودی سمت راست متمایل به چپ و سه زن دیگر در ردیف سمت چپ متمایـل بـه راست است. نقش و طرح كت و دامن‌ها یكی است، ولی در رنگ با یكدیگر متفاوت‌اند.

هر زن دامن كوتاهی با نقش ریز به تن دارد با كتی كوتاه، كفش پاشنه‌دار، شـلوار چسـبان، موهایی جمع و آرایش شده و بدون روسری كه فرم ابروها همان آرایش زنان عصـر قاجـار اسـت. حالت چهره كاملاً از روبه‌رو است.

همه این جزئیات این مورد مهم را بیان می‌كنند كه اینجـا زن با پوشش و ظاهری تصویر شده است كه حاصل تأثیر فرهنگ غربی و نفوذ تصـاویر زنـان غـرب است و تجلی این سبك را بیشتر می‌توان در زنان دربار و پایتخت دید.

ناصـرالدین شـاه پـس از بازگشت از اروپا، خواست تا لباس بالرین‌های غربی را در اندرونی خود رواج دهد (دامن كوتـاه و شلوار چسبان)؛ از آنجا كه سبك و سیاق درباریان همـواره مـورد تقلیـد عـوام قـرار میگرفت، مد لباس خانم‌ها همیشه از اندرونی شاه بیرون آمد و سپس بـه شـاهزاده خـانم‌هـا و بانوان اعیان و بعد در عوام رواج پیدا مـیكـرد و همچنـین هنرهـای تصـویری دوره قاجار مانند نقاشی و عكاسی كه از تأثیرات اروپایی بركنار نماند، خود بـر فرهنـگ مـردم ایـران به‌خصوص در نوع پوشش زنان تأثیرات پر رنگی از خود به جا گذاشت.

تصویر «نُه زن» بر روی قالی عشایر کرد قوچان

نقش قالی در تصویر زیر متعلق به عشایر كـرد قوچـان در خراسـان اسـت، بـا زمینـه سـاده و شرابی رنگ همراه با نقش‌های ساده هندسی مانند ستاره و گل گرد، ولـی نقـش اصـلی آن، كـه كلیت متن را به خود اختصاص داده است، تصویر نُه زن است.

حاشیه به صورت واگیره‌ای تكـرار شده است كه نقش واگیره گل گرد بزرگی است با یك برگ بزرگ و گل‌هـای كوچـك. «اهـالی قوچان در اصل شاخه‌هایی از كردهای (تیره‌های شادلو و زعفرانلو) هستند كه در چند صد سال پیش از كردستان و قفقاز به شمال مشهد كوچانیده شده و در این شهر و اطراف آن، تخته‌قـاپو، ساكن شده‌اند.

قالی نُه زن کرد قوچان

نقش نُه زن در قالی کرد قوچان

طرح‌ها و اسلوب‌های بافندگی آن‌ها كه در اصـل متـأثر از نقـش‌هـا و روش‌هـای بافندگی قفقاز بوده و به دلیل مجاورت آن‌ها با تركمن‌هـا و بلـوچ‌هـا از سـنت‌هـای متـداول در قالیبافی این اقوام نیز به حكم همجـواری تـأثیراتی گرفتـه اسـت.

ایـن قـالی در اواسط قرن 19 در حـوالی قوچـان و در ابعـاد 129 در 208 سـانتیمتـر بافتـه شـده اسـت؛ در این قالی نیز، بافنده با تفاوت در رنگ‌پردازی تصویر هر‌یك از زن‌ها سعی داشـته تـا تأكید كند شخصیت‌ها از یكدیگر متمایزند و صرفاً تكرار یك تصویر نیستند و هـر زن شخصـیت مستقل خود را دارد.

بـرخـلاف شـباهت و انطبـاق بـا نمونـه افشـار، تفـاوت‌هـای جالـب و بحث برانگیزی نیز وجود دارد: در اینجا خبری از كت و دامن با شلوار چسبان قاجاری نیست. پوشش ردایی بلنـد اسـت تـا روی زانو و شلواری كه از زانو به پایین چسبان است؛ تقریباً این اجزا از لباس‌های بـومی منطقـه هستند، ولی شكل زنانه آن به این شكل رایج نیست. بر میانه كمر، كمربندی تزئین یافتـه نقـش شده است. روی سر شانه‌ها و سینه هر لباس نقش‌هایی ریز دیده می‌شود. موها از دو طـرف بـه پشت شانه‌ها رفتند و موها با آویز سكه از زیورآلات زنـان كرمـانج (كـردهـای خراسـان) زینـت یافته‌اند. نكته جالب در این قالی اینجاست كه رنگ چهره‌ها با یكدیگر متفاوت‌انـد. همـه كفـش پاشنه‌دار به پا دارند و فاقد روسری‌اند.

حالت و صورت آدمك‌های این قالیچه بیننده را به یاد هنر دوران سلجوقی مـی‌انـدازد. ایـن تداعی وقتی بیشتر می‌شود كه به جزئیات حالات صورت، مثل ابروان پیوسته، چشـمان تنـگ و صورت پهن و بزرگ زنان آن دقت شود؛ بخصوص كـه جهـت صـورت در دو قالیچـه دیگـر، بـا همین موضوع، همیشـه از روبـه‌روسـت درحـالیكـه در اینجـا مثـل اغلـب صـورت‌هـای دوران سلجوقی، از سه رخ تصویر شده است.

از طرفی، این قالیچه از تأثیر همسایه‌هـای نزدیـك خـود مثل بلوچ‌ها و فردوس‌ها به دور نبوده است و این تأثیر هـم در تركیـب‌بنـدی و هـم در حاشـیه دیده می‌شود.

پیكره‌ها به حالت سه‌رخ ایستاده‌اند كه یك دست خود را كنار بدن در پایین نگه داشته‌اند و دستی دیگر به روی سـینه بـه حالـت ادای احتـرام. رنـگ لبـاس و جهـت صورت سه زن در ردیف میانی از دیگران تفاوت دارند. شش زن در ردیف‌های افقی بالا و پـایین متمایل به چپ و سه زن دیگر در ردیف میانی متمایل بـه راسـت هسـتند. نقـش و طـرح ردا و شلوار در همه پیكره‌ها یكی است كه در رنگ با یكدیگر متفاوت‌اند.

نقش و تصویر «9 زن» در قالی عشایر بلوچ

نقش قالی در تصویر زیر متعلق به عشایر بلوچ در سیستان است. بلوچ‌هـا شـامل طایفـه‌هـای نیمه چادرنشین بیشماری هسـتند كـه در نقـاط مختلـف اسـتان خراسـان و همچنـین اسـتان سیستان و بلوچستان و حتی گنبدكاووس از قرن‌ها قبل به كـار دامـداری و قـالیبـافی اشـتغال داشته‌اند.

نقش 9 زن روی قالی

نقش 9 زن روی قالی بلوچ سیستان

تیره‌هایی از آن‌ها، به‌ویژه عشایری كه در اطراف زاهدان و ایرانشهر هستند، قـالیبـافی را چندان شایسته اهمیت نمی‌دانند

رنگ تیـره قالیچـه‌هـای عشـایر بلـوچ، كـه از مشخصات این فرآورده است، درنتیجه به كار بردن سه مایه از قرمز سیر، آبی سـیر و متوسـط و سیاه حاصل می‌شود؛ زمینه قالی همراه با نقش‌های كوچك و هندسی و حیوانـات اهلی است، ولی نقش اصلی آن تصویر نه زن است. حاشیه به‌نسبت كوچك و باریـك اسـت كـه نقش ساده و هندسی پیكان در آن به تناوب تكرار شده است.

این قالی در ابتدای قرن 19در اطراف زابل و در ابعاد 103 در 180 سـانتیمتـر بافتـه شـده است؛ متن و حاشیه قالی به رنگ قهوه‌ای سیر است كه در متن، نقش‌هـای كوچـك شتر، بز و مرغ دیده می‌شود؛ ولی نقش اصلی، كـه بیشـترین سـطح را بـه خـود اختصـاص داده است، نقش «نُه زن» است؛ با این تفاوت كه سه نفر از آن‌ها مرد هستند.

در این قالی تفاوتی بارز و مشخص نسبت به دو نمونه افشار و كرد دیده می‌شـود. در اینجـا شاهد قرارگیری زن و مرد در كنار یكدیگر هستیم. با اندكی دقت می‌شـود جنسـیت آنهـا را از جزئیاتی كه در صورتشان به كار رفته تشـخیص داد. مـردان بـا سـبیل كوچـك در وسـط قـرار گرفت‌هاند و دست چپشان را به كمر زده‌اند و زنان خالی صلیب‌مانند در میان ابرو دارنـد و دسـت راستشان را به كمر گرفته‌اند و حلقه‌ای از مو در دو طرف صورت‌ها دیده می‌شود.

حد فاصل بین زنان را مرد و حد فاصل بین مردان را زن پر كرده است و در ردیف بالا دو شتر دیـده مـی‌شـود؛ در دو ردیف بالا و پایین و همچنین دو نقش میـانی بـالا در مـتن، هشـت زن و در ردیف میانی همراه با دو نقش میانی پایین پنج مرد قرار دارند. لباس هر نه نفر یك شكل اسـت؛ یعنی شلواری گشاد همراه با پیراهنی آستین بلند كه تزئینات و جزئیات لباس‌ها و كفش‌ها یكـی هستند. شلوارها كاملاً شبیه به فرم سنتی بلوچ است؛ ولی لباس‌هـا و تزئینـات آن متفـاوت‌انـد.

نكته‌ای كه در دو قالی دیگر وجود ندارد در اینجا مشهود است و آن پوشش سر اسـت. در نقـش شش زن، دست راست به حالت قائمه میانه كمر قرار دارد و دست چپ در كنـار بـدن چسـبیده است، ولی در نقش سه مرد، دست چپ میانه كمر و دست راست در كنار بدن به شكل چسبیده نقش شده است.

بافنده سعی كرده با تغییر رنگ انـدك در لبـاس‌هـا، شخصـیت هـر نـه نفـر را جداگانه مشخص كند. همچنین، تفاوت نقش زن و مرد را فقط در سبیل (مـرد) و سـتاره میـان دو ابرو (زن) مشخص كرده است. ابروان كمانی، لبهای كوچك، چشمان درشت در صورت‌هایی از نمای روب‌هرو نقش بسته‌اند.

 تحلیل تصویری در سه «قالی نه زن» ذكرشده

با توجه به یكی بودن نقش مبنی بر تصویر 9 زن، می‌توان چنین بیان كرد كه به احتمال فـراوان این نقش برخاسته از جایی است كه به مناطق یا اقوام دیگر رسیده است. نمی‌توان قاطعانه گفت كدام قوم یا كدام ناحیه از كشور منشأ اصلی و ابتدایی آن بوده است، ولی تا حدودی می‌توان گفت كه اقوام بلوچ خود دارای قالیبافی مشخص و مستقل نبودند و بسیاری از نقش‌هـا را بـه‌واسـطه مجاورت یا تعامل با دیگر اقوام به‌دست آورده‌اند.

تیره‌هـای دیگـری از بلـوچ‌هـا (سـالارخانی و رحیم‌خانی) در اطراف خواف و سرخس هستند و همانند بهلوری‌ها به قالیبافی میپ‌ردازند؛ و این نكته كه كردهای خراسان خود از مهاجران هستند، به دلیل مجاورت با تركمن‌ها و بلوچ‌ها از سنت‌های متداول در قالیبافی این اقوام نیز به حكم همجواری تأثیراتی گرفته است.

كنار هم قرار گرفتن اقوام و طوایـف متفـاوت در كنـار یكـدیگر، انتقـال و تحـول نقش‌هایی را سبب می‌شود و پی‌بردن به منشأ اصلی را كاری دشوار می‌كند. چیدمان نُه‌تایی پیكره‌ها به صورت سه ردیف سه‌تایی در هر سه قالی بدون دخـل و تصـرف به‌عنوان الگویی ثابت رعایت شده است. البته كه در قالی بلوچ به جای سه پیكره میانی زن، سه مرد نقش شده است، كلیت ساختار حفظ شده است.

در رابطه با نوع قرارگیری 3×3 پیكره‌ها منبع و منشأ مشخص به دست نیامد، ولی با تحقیق صورت گرفته توسط پژوهشگران این نكته به دست آمد كه در رمز و راز حروف و اعداد ابجد، كه بسیار مورد توجه ایرانیان بوده است، از جمع اعداد حروف در كلمه «زن»، عدد نه حاصل می‌شود. چنین فرض میشود كه این تعداد پیكره با عـدد ابجد واژه «زن» میتواند ارتباط داشته باشد و همچنین می‌تواند برای اولین بار خـود بـه‌تنهـایی نظریه‌ای باشد بر ساختار این نقش از قالی.

همانطور كه پیش از این استاد تورج ژوله در كتـاب شناخت فرش، برخی مبانی نظری و زیرساخت‌های فكری به اهمیت نكات رمزی ماننـد حـروف ابجد یا نقشه‌ای نجومی و طالع بینی در برخی قالی‌های ایرانی اشاره كرده‌اند.

آنچه در این وهله از تحقیق مهم است، بررسی تصویری این نقش در سه ایل متفاوت اسـت. حال با توجه به جدول زیر هر سه قالی مـورد نظـر در متغیرهـای مشـخص مربـوط بـه پوشـاك مقایسه و بررسی شده‌اند كه یافته‌ها و نكات حائز اهمیت به شرح ذیل به‌دست آمده است.

قالی های نقش نه 9 زن

در دو نمونه افشار و بلوچ تصویرگری چهره‌ها به سبك قاجـاری اسـت. «چشـمان درشـت و سرمه‌كشیده، صورت سـرخاب، ابروهـای كمـان و پیوسـته، گیسـوان مشـكی و مـوجدار» ولی در نمونه كرد، ابروهای راست و مستقیم، چشم‌ها بادامی و گیسـوان صـاف و لخـت نشان از تفاوت با سبك قاجاری است. بافنده كرد به چهـره‌پـردازی قاجـاری و معاصـر اهمیتـی نداده است.

در قالی افشار لباس زنان، پوشاك زنانه عصر قاجار را نشان می‌دهـد. در دوره دوم حكومـت، اواخر شاهی ناصرالدین شاه، تحول چشمگیری در پوشش زنان به وجود آمد و دامن‌های بلند بـه تنبان و شلیته تغییر كرد و ارتباطی با لباس محلی زنان ایل افشار دیده نمی‌شـود.

در نمونه بلوچ، لباس زنها ارتباط نسبی با لباس سنتی زنـان بلـوچ دارد؛ یعنـی فقـط شـلوارها سنتی عشایر بلوچ نقش شده‌اند. اما در قالی كرد لباس زنان نزدیك به لباس‌های بـومی منطقـه خراسان است، اما به این شكل و ساختار میان زنان كرمانج رواج ندارد. لباس‌ها نشان مـی‌دهنـد كه بافنده به مدل لباس محلی و بومی خود تا حدودی پایبند بوده است.

در دو قالی كرد و افشار زن‌ها زیوآلات دارنـد. در نمونـه بلـوچ، نقشـی مبنـی بـر زینـت یـا زیورآلات دیده نمی‌شود؛ البته تراكم نقش‌ها و تیرگی رنگ‌هـا شـاید دلیلـی بـر عـدم مشـاهده جزئیات باشد.

این نكته شایان ذكر است كـه زیـورآلات بـرای بافنـده اهمیـت دارد و بخشـی از تصویر زن عشایر است؛  در نوع ترسیم موها در دو قالی افشار و بلوچ، شیوه قاجاری مشهود است. كنار گونه‌ها دو زلف برگشته بر گونه نوعی آرایش رایج در دوره قاجار است كه البته قدمتی بیش از قاجار دارد. در قالی كرد این تزئین و آرایش قاجاری دیده نمی‌شود و موها در دو دسته به سمت پشت میرون.

 چهره‌ها در دو نمونه افشار و بلوچ سفیدند، ولی در قالی كرد چهره نه زن تصویر شده در سه رنگ سفید، یاسی و قرمز دیده میشود كه این خود نكته جالبی از این قالی است. بـا توجـه بـه تنوع رنگ پوست میان همه اقوام ایرانی اعم از سفید، گندمگون یا سبزه و حتی سیاه، مـی‌تـوان گفت بافنده‌های افشار و بلوچ به چهره ایدئال و مورد پسند معاصر، یعنـی سـفیدپوسـت، بسـیار بیشتر از بافنده كرد اهمیت داده‌اند.

كفش‌ها در همه پیكره‌ها در هر سه قالی كفش‌های روبسته بـا پاشـنه كوتـاه اسـت كـه بـا رنگ‌های مختلف دیده می‌شود. گویا كفش پاشنه‌دار الگوی مشترك كفش بوده است.

نتيجه‌گيري

با توجه به رسم و فرهنگ پوشاك در عشاير افشار، كرد و بلوچ و اصول مـذهبي و فرهنگـي كـه ميان بيشتر عشاير ايران وجـود دارد و تحليـل پوشـاك در تصـاوير زنـان در قـالي‌هـاي عشـاير ذكر شده مي‌توان گفت: تصاوير زنان بر قالي‌هاي عشايري (سه قالي ذكرشده) با اصولي از فرهنگ و رسوم عشاير مغاير است.

در دو قالي افشار و كرد زنان فاقد حجاب سر هستند. در هر سه قالي لباس سنتي و ايلياتي مربوط به آن طايفه بر تن زنان تصوير شده ديده نمي‌شود.

قالي افشـار، بـا شـباهت بـه تصـاوير نقاشي شده از زنان عصر قاجار، تصويري كاملاً به دور از فرهنگ پوشش زنان اين طايفه را نشـان مي‌دهد. قالي كرد قوچان اگرچه لباس سنتي را نمايش مي‌دهد، باز با نوع پوشش زنان اين منطقه و اين طايفه عشايري متفاوت است. در قالي بلوچ، تنها شلوار سنتي بلوچ‌ها ديده مي‌شـود.

همـة آن‌ها زيورآلات سنتي را به نمايش مي‌گذارند، اما دو قالي افشار و كرد در اصول اوليه، يعني نـوع پوشاك، آرايش مو و حجاب سر، انطباقي با ساختارهاي پوشاك سنتي عشايري ندارند. تصاوير زنان در قالي‌هاي نقش «نـه زن» در قـالي افشـار كرمـان بـا هنجارهـاي اجتمـاعي، مذهبي و پوشاك سنتي اين ايل عشايري كاملاً متفاوت است. اما در قالي كـرد قوچـان پوشـاك كمي به فرم لباس‌هاي سنتي منطقه نزديك است، ولي حجاب اجتماعي و مـذهبي آن همچـون قالي افشار ناديده گرفته شده است. در قالي بلوچ، نيمي از لباس زنان به شكل لباس سنتي زنان بلوچ است و برخلاف دو قالي ديگر زنان حجاب لازم را دارند.

مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه پوشش زنان در قالي بلـوچ بـه پوشـش اجتمـاعي زنـان عشاير بلوچ نزديك است، پوشش زنان در قالي كرد با پوشش اجتماعي زنان عشاير كرد خراسان شباهت لازم را ندارد و همچنين پوشش زنان در قالي افشار هيچ قرابـت و شـباهتي بـا پوشـاك زنان در عشاير افشار كرمان ندارد.

این مطلب را از مقاله «بررسی تصویر زن در قالی های عشایری، نقش نُه زن، با تأکید بر مؤلفه‌ اجتماعی پوشش زنان عشایری» اثر اکرم نوری، هما موسی نژاد خبیصی و مهدی کشاورز افشار استخراج شده است.

در مقاله قبل به بررسی تصویر و نقش زن روی قالی پرداختیم و در آینده نیز سعی خواهیم کرد از هر آنچه که مربوط به بانوان عزیز و فرش ایرانی میشود، برای شما مطلب بگذاریم؛ بانوانی که با پنجه های طلایی و ذوق و هنر و ظرافتشان نقش بی بدیلی در عرصه قالیبافی و فرش ایرانی ایفا کرده اند.

در پایانِ این مقاله جذاب به همه همراهان لم آرت به ویژه بانوان عزیز پیشنهاد میکنیم که از آموزش های قالی بافی لم آرت به ویژه آموزش بافت تابلو فرش استفاده بفرمایید؛ این آموزش یکی از کامل ترین آموزش هایی هست که میتوانید با مشاهده آن علاوه بر تابلو فرش، به بافت فرش نیز اقدام کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *