مقالات و مطالب آموزشی

قالی ایران در عرصه جهانی در دوره قاجار | صادرات فرش در دوره قاجار

صادرات فرش قاجار

در این مطلب به بررسی قالی ایران در عرصه جهانی در دوره قاجار  و همچنین تجارت و صادرات فرش در دوره قاجار خواهیم پرداخت.

ارزان بودن نیروی انسانیِ تولیدکننده فرش یکی از مهم‌ترین مزیت‌های قالی‌بافی در دوره قاجار بود. زنان و کودکان از کارگران اصلی بافندگی محسوب می‌شدند که چون در روستاها زندگی می‌کردند و نیروی اصلی کار در جامعه مردان به حساب می‌آمدند، امکان و توقع بیشتری در دریافت دستمزد بالاتر نداشتند. هرچند باید در نظر داشت در شرایط اجتماعی و فئودالی قاجار کارگران سایر حِرف نیز هیچ‌گاه شرایط کاری مناسبی نداشته‌اند.

تنوع طرح‌ها و نقوش قالی ایرانی در موفقیت ایران در بازار بین‌المللی بسیار با اهمیت بود. درجه اهمیت این موضوع جایی بر ما محرز می‌شود که رقبای ایران برای تسخیر بازار بین‌المللی از طرح و نقشه قالی ایران تقلید می‌کردند. بر اساس اسناد باقی‌مانده از دوره قاجار در بسیاری موارد دیده شده که کشورهای چین و عثمانی از شهرت فرش ایران سوءاستفاده کرده‌اند و فرش‌های خود را با طرح و نقشه ایرانی به صورت تقلبی به مشتریان می‌فروختند. درکنار زیبایی طرح و نقشه قالی‌های ایران، دوام قالی‌های مناطق مختلف ایران نیز از شهرت بسزایی برخوردار بود. چنین شهرتی در کیفیت قالی‌های ایرانی عاملی مهم و بسیار تأثیرگذار در انتخاب مصرف‌کنندگان غربی بود.

دوره قاجار عرصه گسترده‌ای برای معرفی قالی ایران به جهانیان و رونق و شکوفایی تجارت بین‌المللی آن بود. بسیاری از مردمان غرب که از طریق سیاحان، بازرگانان و سیاستمداران و یا از مجراهای فرهنگی و اجتماعی با قالی ایران آشنا می‌شدند از آن استقبال می‌کردند. در سال 1906م (1324 ه.ق) هفده کشور دنیا از خریداران قالی ایران بودند. این رونق تجارتی کشورهای بسیاری از جمله چین، هند، ترکیه، ممالک شمالی آفریقا و حتی در بعضی از ممالک اروپا مانند بلغارستان و یونان و فرانسه و غیره را، که شرایط فعالیت در قالی‌بافی داشتند، ترغیب کرد که این صنعت را شروع یا در صورت داشتن سابقه توسعه دهند.

در اواخر دوره قاجار، به خصوص پس از جنگ جهانی اول، رقابت جهانی در تجارت قالی شدت یافت و همواره رقابت شدیدی بین تولیدکنندگان بزرگ قالی برای تصاحب(ص13) سهم بیشتری از بازارهای جهانی به خصوص بازار آمریکا و اروپا در جریان بود. کشورهاي چین، هندوستان و ترکیه از مهم‌ترین رقبای ایران بودند که در سال‌های پایانی دوره قاجار توانستند سهم خود از بازارهای بین‌المللی افزایش دهند. فرش ایران در دوره قاجار در بازار آمریکا جایگاه ویژه‌ای داشت و بخش قابل توجهی از این بازار را نیز در اختیار فرش ایرانی بود. بر اساس گزارش وزارت بین صادرکنندگان بین‌المللی در رتبه نخست(1917-1907) و سپس رتبه دوم طی سال‌هاي 1344-1325ه.ق (1925-1917) قرار داشته.

در این دوران صادرات قالی کشورهایی مانند چین آن‌قدر رشد داشت که رشد صادرات قالی ایران با توجه به سابقه فعالیت ایران در این رشته مقبول به نظر نمی‌رسد. با توجه به قالی‌هایی که از چین به آمریکا صادر می‌شد، در طی نوزده سال (1925-1907) تقریبا500 برابر و حجم صادرات قالی ایران به آمریکا در این مدت کمتر از 12برابر بوده است. از دلایل اصلی این موضوع توسعه قالی‌بافی در بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین، ترکیه، هند، ممالک شمالی آفریقا و برخی از ممالک اروپا مانند بلغارستان، یونان و فرانسه بود که بخشی از نیازهای بازارها را تأمین کردند. به این ترتیب سهم ایران پس از سال1917م (1335 ه.ق) به بعد کاهش یافت. علاوه بر این، رقبای ایران در بازار بین‌المللی با فروش قالی‌های بدل و مشابه طرح و نقش ایرانی در بازار آمریکا و در بازار اروپا مانند هلند بخشی از سهم ایران را به خود اختصاص دادند. از بارزترین این رقبا می‌توان به کشور چین اشاره کرد که از طرح و رنگ قالی‌های ایرانی در تولیدات خود استفاده و این قالی‌ها را در بازار به جای قالی‌های ایرانی عرضه کرد.

خارجی ها در فرش قاجار | قالی ایران در عرصه جهانی در دوره قاجار | صادرات فرش در دوره قاجار

از دلایل دیگری که وزارت فلاحت برای کاهش فروش قالی‌های ایرانی در بازار آمریکا اعلام داشته است، کاهش کیفیت مواد اولیه قالی در ایران است. این وزارت در دهه 1340 ه.ق (1920) در این زمینه به هیئت وزراء می‌نویسد: «به طور کلی در طول این 19 سال واردات قالی ایران به آمریکا 17 مرتبه و واردات قالی چین به آمریکا 511 مرتبه ترقی کرده است که اکثر قالی‌های اخیرالذکر به نام قالی ایران و یا بر اثر میل مردم به داشتن قالی‌های ایرانی و یا اقلاً طرح ایران در آمریکا به فروش می‌رسد و این نیست مگر در نتیجــه عدم مراقبت در تکمیل و اصلاح فرش‌هاي ایرانی که به علت نادانی و عدم وجود وسایل و مصالح لازمه و مخصوصاً برای جلب نفع آنی بیشتری غالب صنعتگران قالی از حیث جنس و نقش و رنگ و بافت صرفه‌جویی کرده و به دلیل استعمال مواد مضره از قبیل پشم‌هاي آهکی و بدجنس و رنگ‌های جوهری و نخ‌های بی‌دوام و نقشه‌هاي نامرغوب طوری شده است که دیر یا زود سکته بزرگی به این یگانه متاع مهم ایران وارد خواهد شد».

این اوضاع در حالی است که کنسول ایران در آمریکا در سال 1320 ه.ق (1904 م) ضمن اظهار نگرانی از کاهش کیفیت مهم‌تریــن کالای صادراتی ایران به آمریکا برای تقویت صادرات قالی‌های باکیفیت ایران پیشنهاد کرد که «مهر مخصوصی از سوی گمرك بر فرش‌های باکیفیت بزنند و برای از گردونه خارج کردن فرش‌های با رنگ مصنوعی و پشم‌هاي پوسیده از مهر کردن این فرش‌ها امتناع ورزند. دومین مسئله‌ای که از سوی این کنسول مطرح شد عدم مطابقت رنگ و اندازه فرش‌های ایرانی با سلیقه آمریکایی‌ها بود که در سال‌های بعد به عاملی برای افت صادرات فرش ایران به آمریکا تبدیل شد».

متوسط سهم چهار کشور عمده صادرکننده قالی بین سال‌های 1907 الی 1925 م (1325-1344ه.ق) به بازار آمریکا بدین قرارثبت شده است: 1- ترکیه 37.62 درصد، 2- ایران 35.62 درصد، 3- چین 25.17 درصد، 4- هند 9.75 درصد. از مقایسه متوسط سهم چهار کشور ایران، ترکیه، چین و هند در بازار آمریکا می‌توان به این نتیجه رسید که ایران مهم‌ترین تأمین‌کننده قالی بازار آمریکا در دوره قاجار بوده است، زیرا هر چند ترکیه بیشترین سهم را در بازار در اواخر دوره قاجار داشت، اما قرار گرفتن ایران بعد از ترکیه به این دلیل است که بخش قابل توجهی از قالی ایران به صورت غیرمستقیم از طریق راه ترانزیتی ترکیه صادر می‌شد که در آمار صادراتی ترکیه به ثبت می‌رسید. به عنوان نمونه در سال 1907 م (1325ه.ق) بیش از 67 درصد از تولیدات فرش ایران به ترکیه صادر شده است.

چنانچه در سندی از سوی یکی از مطلعین بازار استانبول در سال 1911 م (1329 ه.ق) آمده است: «به موجب استاتیستیک بندر باطوم، قالی‌هایی که از ایران به روسیه می‌رود غالباً به طور ترانزیت از روسیه عبور می‌کند و به استانبول می‌رود، می‌بینیم دولت عثمانی قریب نه عشر قالی‌های ایرانی را حمل می-کند». چنین به نظر می‌رسد که حضور و فعالیت بازرگانان ایرانی مقیم استانبول، که مشغول واردات(ص14) قالی از ایران به ترکیه بودند، بخش قابل توجهی از صادرات قالی ترکیه را تشکیل می‌داده است. به لحاظ متوسط سهم کشورهای صادرکننده به بازار آمریکا در سال‌های یادشده چین و هند در رتبه‌های بعدی قرار داشته‌اند.

از دیگر مناطقی که در اواخر دوره قاجار در تولید قالی نقش داشتند قفقازیه، ترکستان و بخارا بودند. این کشورها نیز همانند ایران قالی‌های خود را در بازارهای عثمانی برای صادرات به سایر کشورها عرضه می-کردند. گزارشی از سال 1911 م (1329 ه.ق) موجود است که نشان می‌دهد فرش‌های قفقاز و ترکستان در بازار عثمانی به اسم فرش‌های ایران معروف بودند و به همین نام خرید و فروش می‌شدند.

 به نظر می‌رسد سلایق و خواسته‌های مصرف‌کنندگان غربی قالی‌های ایرانی در دوره قاجار را می‌توان عمدتاً در دو ویژگی متمرکز دانست: 1- حفظ و تداوم طرح‌ها و نقوش و رنگ‌های سنتی (فام‌های گیاهی) قالی ایرانی. 2- تغییر و تبدیل اندازه‌های قالی ایرانی به اندازه‌های جدید و مناسب.

درخواست و استقبال از طرح‌ها و نقوش سنتی قالی ایرانی توسط مصرف‌کنندگان غربی را می‌باید با توجه به آشنایی تاریخی غرب با ویژگی‌های هنر قالی‌بافی ایران دانست. به طور قطع و یقین مردمان غرب دوره فرهنگی صفوی را والاترین و بالاترین سطح اجرای هنری و زیبایی‌های قالی‌های ایرانی می‌دانستند. و به طور حتم زیبایی‌های نقوش قالی‌های ایرانی برای غرب از رنگ‌های زیبا، درخشنده و زنده و هماهنگ با منشأ گیاهی مورد شناخت بوده است. از این رو درخواست و حفظ اصالت‌های سنتی قالی‌های ایرانی از منابع غربی با توجه به جایگاه و توجیه اقتصادی که این محصول می‌یافت، اعتبارهای سنتی آن افزایش می‌یافت.

قالیبافی قاجار

اما بر خلاف طرح‌ها و نقوش قالی‌های ایرانی که مصرف‌کنندگان طبقات مرفه و متوسط غربی به آن‌ها گرایش داشتند برخی از اندازه‌های قالی‌های ایرانی با فضاهای کاربردی آنان هماهنگی لازم را نداشت و این نکته بسیار مهم، برای تطبیق اندازه‌های مورد درخواست بازارهای اروپایی و آمریکایی، ابعاد جدید و ناشناخته‌ای را برای قالی‌بافان ایرانی به دنبال می‌آورد. نخستین گام برای امکان بافتن قالی‌هایی با اندازه-های جدید ترسیم نقشه‌هایی جدید در خانه‌شمارهای متفاوت با سنت‌های قالی‌بافی مناطق بافندگی بود.

نتیجه‌گیری

افزایش تدریجی صادرات قالی ایران در دوره قاجار از عوامل اصلی توسعه قالی‌بافی در ایران و همچنین ورود سرمایه‌های خارجی و شرکت‌های غربی با نقش مستقیم مدیریتی آنان در قالی‌بافی ایران است.

باید در نظر داشت که افزایش تدریجی سطح آگاهی مصرف‌کنندگان غربی با کیفیت بالای قالی‌های ایرانی (مواد اولیه، رنگ‌رزی، بافت) و وجه ظاهری و زیبایی آن (رنگ و طرح و نقش) و شهرت فراگیر آن به گونه‌ای بود که قالی‌های ایرانی را، افزون بر ویژگی پراهمیت کاربردی‌شان، کالایی با شأن و ماهیتی فرهنگی تلقی کنند. چنین به نظر می‌رسد که گسترش فعالیت شرکت‌های خارجی در ایران را می‌توان در جهت‌گیری منافع اقتصادی آنان با توجه به درخواست‌های بازارهای هدف مبنی بر حفظ کیفیت‌های ظاهری و باطنی قالی‌های ایرانی ارزیابی کرد.

تقلید طرح‌ها و نقوش قالی ایرانی توسط سایر تولیدکنندگان قالی در آسیا، به ویژه چین، و ارائه گسترده آن در اروپا و آمریکا را نیز می‌توان بخشی از توانایی‌ها و مزیت بالای قالی‌های ایرانی برشمرد که خود گواهی بر سطح بالای درخواست بازارهای جهانی بوده است. استقبال شدید مصرف‌کنندگان غربی از طرح-ها و نقوش سنتی قالی‌های ایرانی بخش عمده بازار جهانی قالی را، به صورت صادرات مستقیم و غیرمستقیم، در اختیار قالی ایران قرار داده بود.

چنین به نظر می‌رسد که علاقه‌مندی و استقبال چشمگیر غرب از طرح‌ها و نقوش سنتی قالی‌های قاجاری، برخلاف بسیاری از رشته‌های هنری و فرهنگی این دوره، که تحت تأثیر گفتمان مدرنیته تغییر شکل و محتوا داشته‌اند، با تکیه بر منشأ اقتصادی قدرتمند و جایگاه فرهنگی پر اهمیتی که یافته بودند موجب حفظ، تداوم و پایداری طرح‌ها و نقوش سنتی قالی‌های ایرانی گردیدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *