کرمان از مناطقی است که به واسطه استقرار در منطقهای کویری و محدودیتهای آب و زمین همواره از تواناییهای بالایی در نساجی برخوردار بوده است. در دوره قاجار قالیبافی در کرمان رونق نسبی داشت و به این هنر توجه ویژهای میشد. با وجود این، گزارشهای متفاوتی از تعداد کارگاههای قالیبافی از منابع انگلیسی بین سالهای 1288 تا 1318 ه. ق ارائه شده است.
کلنل ایوان اسمیت در سال 1871 فعالیت شش کارگاه قالیبافی در کرمان را گزارش کرده است و سی جی. براون نیز در سال 1888 با وجود ماهها سکونت در کرمان مطلبی از قالیبافی کرمان ذکر نکرده است و صرفا از نزول شالبافی در کرمان ناخشنود بوده است. این در حالی است که سر پرسی سایکس، نخستین کنسول دولت انگلیس در کرمان، در سال 1895 از فعالیت حداقل هزار دار قالیبافی در راور، کرمان و روستاهای اطراف یاد کرده است. سایکس حتی در نوشتههای خود استفاده از طرحها و نقوش اروپایی در قالیهای کرمان توسط افراد قدرتمند منطقه را نکوهش کرده است. وی تحت تأثیر زیبایی رنگها و طرحها و نقوش قالیهای کرمان، خاطر نشان میکند در صورت شناخته شدن قالیهای کرمان به مردم غرب به عنوان زیراندازی چشمگیر و مطلوب پذیرفته خواهد شد. افت و رکود شالبافی در کرمان، که به دلیل کاهش تقاضای داخلی و خارجی و قیمت پایینتر پارچههای وارداتی انگلیسی بود و از ابتدای قرن نوزدهم آغاز شده بود، مزیتهای تولید پارچه در کرمان را به حداقل ممکن میرساند. از این رو توسعه قالیبافی در کرمان با وجود نیروی انسانی ماهری که از پارچهبافی قابل تأمین بود و همچنین توجه به سرمایهگذاری لازم در این بخش صورت پذیرفت.
قابل توجه است که ادواردز قالیبافی منطقه اصفهان را پس از زوال صفویان، بدون رونق و فعالیت معرفی کرده است و فعالیت مجدد قالیبافی اصفهان را به سالهای 1300 شمســی (1920 م)، یعنی در اواخر قاجار، و توأم با افزایش درخواست بازارهای اروپایی برای قالیچههای اصفهان میدانسته است. اما، همانگونه که در گزارشهای فریزر در سال 1826 اشاره شد، در اصفهان فعالیت بافندگی رونق خوبی داشته است و عدم اطلاع او را میتوان ناشی از دسترسی نداشتن به منابع گزارش مأموران انگلیسی مرتبط دانست. هر چند اصفهان در حد فاصل جنگ جهانی اول (1918-1914) تا جنگ جهانی دوم (1945-1939) اعتبار و شهرت بیشتری در بازارهای غربی داشته است.
همانگونه که اشاره شد، اطلاعات قابل دسترس بر اساس مشاهدات پژوهشگران و نویسندگان متون تاریخی و آنچه گزارشهای مأموران غربی ثبت کرده است تفاوتها و تناقضاتی با یکدیگر دارد. به نظر میرسد ادواردز به درستی منطقه سلطانآباد (اراک) را یکی از چهار منطقه فعال و مهم قالیبافی دوره قاجار معرفی کرده است. در حالی که ویلسون در کتاب تاریخ صنایع ایران در سال 1891 با قاطعیت اراک را بزرگترین منطقه قالیبافی ایران در دوره قاجار معرفی کرده است. میتوان در نظر داشت که به احتمال زیاد ویلسون در اوج فعالیتهای قالیبافی اراک در آنجا حضور داشته و از امکانات سایر مناطق قالیبافی ایران اطلاع کافی نداشته است.
توسعه اولیه قالیبافی در اراک به واسطه سرمایهگذاریهای تولیدی بازرگانان تبریزی در سال 1292 ه.ق (1875) انجام شد و سپس حضور تدریجی سرمایهگذاران خارجی در سال 1294 ه.ق (1877م) اراک را به منطقهای نوپا و بسیار مهم در قالیبافی قاجار تبدیل کرد.
آنت اتیک با دسترسی به اسناد و منابع وزارت خارجه انگلیس درباره فرش قاجار چنین توضیح میدهـد: «قبل از دهه 1280 ه.ق (1860م) اطلاعات کمی درباره تجارت فرش ایران چه داخلی و چه بینالمللی وجود دارد ولی مطمئناً فرش از ناحیهای به ناحیه دیگر منتقل میشده است. در واقع طبق اسناد و مدارک موجود به نظر میرسد در نیمه اول قرن سیزدهم ه.ق (قرن نوزدهم م) فرش، همراه ابریشم و پنبه و شال، از کالاهای عمده تجارت داخلی ایران بوده است». مدارک نشان میدهد که مقصد قالیهای ایرانی بیشتر هند، ترکیه و روسیه بوده است و حتی در سالهای 50-1270ه.ق گزارشهایی در مورد کاهش تجارت قالی از ایران به استانبول موجود است. هر چند این گزارشها را میتوان از اهمیت تجارت قالی ایرانی در نیمه نخست قرن سیزدهم ه.ق برآورد کرد اما این در حالی است که مستنداتی از چگونگی این دادوستدها در دسترس نیست ولی به نظر میرسد مقصد نهایی بسیاری از قالیهای صادرشده به استانبول بازارهای ثروتمند اروپایی بودهاند.

مهمترین مکان تجارتی و اجتماعی ایرانیان در استانبول به نام «سرای خان والده [بیوک والده خان] به شهرت داشت که بین سالهای 1640-1632م به منظور تأمین هزینههای مسجد چینی لی توسط مادر سلطان مراد چهارم به صورت وقفی احداث شد. این سرای تجارتی ضمن آنکه محلی برای سکونت و تجارت تجار آذربایجانی و سایر ایرانیان شد تا سال1926 نسبتاً دایر بوده است. این سرا با توجه به تمرکز تجارت ایرانیان و خصوصاً تجار فرش آذربایجان در دوره قاجار از مراکز اصلی ارائه قالیهای ایرانی نیز بوده است».
روشهای جدید قاجاریان در کسب درآمدهای کلان مانند واگذاری امتیازهای گوناگون تجارتی و اقتصادی موجب افزایش نارضایتی مردم نیز میشد. (امتیازهای رویترز، تنباکو و…) حجم تجارت خارجی ایران در دوره قاجار به شدت افزایش یافت به گونهای که در طول قرن نوزدهم سیزده برابر شده بود. به طور کلی صادرات ایران بر مواد خام و واردات نیز بر مواد اولیه و تولیدات صنعتی متمرکز بوده است. صنایع ایران یارای رقابت در برابر تولیدات غرب را نداشت چه به لحاظ کیفی و چه از نظر قیمت تولیدات ایرانی خصوصاً در بخش منسوجات گرانتر و کمکیفیتتر از منسوجات انگلیسی بودند که بخش عمدهای از واردات را به خود اختصاص داده بود. مشکل تجارت خارجی ایران را نباید صرفاً در کمتوانی محصولات داخلی در رقابت با محصولات خارجی دانست. چون کالاهایی بودند که دارای مزیت نسبی اقتصادی بودند غلات، تریاک، فرش، پنبه ، تنباکو و…) که تا حدودی صادرات آنان نیز افزایش یافته بود. «مشکل اساسی تجاری ایران در امنیت تجّار خارجی و فقدان امنیت تجّار داخلی خلاصه میشد. نفوذ سیاسی روزافزون غربیها در ایران سبب شده بود تا بازرگانان خارجی و فعالیتهای آنان زیر چتر حمایت حکومت قرار بگیرد و از امنیت نسبی برخوردار باشند».
باید در نظر داشت که از عوامل اصلی رونق و توسعه بافندگی قالی در دوره قاجار، توجه مستقیم کشورهای ثروتمند غربی به دستبافتههای ایرانی بوده است. ضمن آنکه افزایش ارتباطات بین فرهنگ ملل مختلف نیز در قرن نوزدهم، که به واسطه سرعت یافتن نقل و انتقال مسافران، کالاها و رشد اقتصادی چشمگیری بود، به دلیل فناوریهای انقلاب صنعتی به وجود آمد.
در پایان یادآور میشویم شما میتوانید ویدئوهای آموزش رایگان قالیبافی را که توسط استاد لیلا میرزایی تهیه شده است به صورت آنلاین در وبسایت لم آرت مشاهده فرمایید.