مقالات و مطالب آموزشی

فرش های حاشیه دار ایران باستان

فرش در ایران باستان | فرش های حاشیه دار ایران باستان

در این مطلب به حاشیه در فرش های ایران باستان و مفروشات حاشیه داری که نشانه هایی از آن ها در حجاری ها و غیره باقی مانده است می پردازیم.

تنها یک نمونه از حکاکی نقشه‌ی فرش با حاشیه‌ی مزین بر سنگ در ایران عصر هخامنشی پیدا شده است. باستانشناس ایتالیایی ج. تالیا در اوایل دهه‌ی 1970 در یکی از نقش برجسته‌های تالار صد ستون تخت‌جمشید، حجاری فرش مانندی کم‌وبیش محوی که تخت خشایارشاه را پوشانده بود، پیدا کرد.

متن مفروش سنگی یادشده از زمین‌های قاب‌بندی شکل با گل‌های چهارپر و نیلوفرهای آبی هشت‌پر در اطراف آن‌ها تشکیل شده که در حاشیه‌ای سه‌گانه (یک حاشیه‌ی اصلی و دو حاشیه‌ی فرعی) با نقوش حیوانی و هندسی پی‌درپی محصور شده است.

فرش هخامنشیان

اگرچه نخستین بازنمایی فرش با نقشه‌ی کلاسیک یعنی برخوردار از زمینه و حاشیه‌های چندگانه در فرش‌های درگاهی منقوش سنگی آشوری از نینوا یافت شده است، در یک نمونه متن فرش سنگی، قاب‌بندی‌های مربع متشکل از گل‌های چهارپر و دورگیری‌شده با گل‌های گرد چندپر در زمینه، سه ردیف حاشیه با پهنای متفاوت حاوی نقوش تزئینی ترسیم شده‌اند.

حاشیه‌ها در این نمونه با دو شیوه در گوشه‌سازی به‌نمایش درآمده‌اند. در داخلی‌ترین حاشیه ‌ی نسبتاَ پهن، نقوش گوشه حاشیه کاملاَ براساس محور 45 درجه زاویه‌ی قائمه به‌طور متقارن ترسیم شدهاند. اما در دو حاشیه‌ی دیگر (حاشیه پهن اصلی و باریک) با غالب قرار دادن محور طولی حاشیه، تقارن نقش در گوشه اجرا نشده است.

02 | فرش های حاشیه دار ایران باستان

در یک نمونه‌ی دیگر از تزئینات سنگی بین النهرین با نقشه‌ی کلاسیک مفروشات مشهود است. در این نمونه نیز زمینه‌ی با نقوش گل‌های صدپر به‌طور متراکم و متقارن پوشانده شده و دورتادور آن چهار ردیف حاشیه )دو حاشیه‌ی اصلی و دو حاشیه‌ی فرعی) حاشیه‌های فرعی با نقش گل 16 پر و حاشیه‌های اصلی با نقوش غنچه‌ی نیلوفر آبی و پایه‌ی غنچه تزئین شده‌اند. آنچه به لحاظ طراحی قابل‌تأمل است گوشه‌سازی حاشیه‌ها است که به‌طور متقارن و نسبتاَ منظم حکاکی شده‌اند.

آثار فلزی ایران قبل از اسلام از دامنه‌ی وسیع تزئینات برخوردارند و به‌منظور دستیابی به برخی شواهد قابل تأمل هستند؛ یکی از بازنمایی‌های کم نظیر از فرش حاشیه‌دار در صحن‌های درباری بر بشقاب نقره‌ای از دوره‌ی ساسانی موجود در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ قابل مشاهده است.

04 | فرش های حاشیه دار ایران باستان

ترکیب بندی تزئینی در بشقاب حاوی تصویری آشنا از پیکره نگاری درباری است؛ پادشاه چهارزانو بر فرشی نشسته و جامی را میان شست و انگشت اشاره‌ی خود گرفته است. فرش دارای حاشیه و زمینه‌ی مجزا است؛ علیرغم استفاده از نقوش تزئینی گیاهی در هر دو بخش یادشده، تمایز آشکار میان حاشیه و زمینه قابل تشخیص است.

زمینه فرش مصور آکنده از نقشمایه‌ای واضح و نسبتاَ متقارن گل‌های نیلوفر آبی و حاشیه دارای برگ‌های کنگره‌دار است. تقارن در گوشه‌سازی حاشیه موجود نیست.

در مسندها و تختپوش‌های ساسانی و اوایل دوره‌ی اسلامی طبق آثار و تصاویر، گوشه‌های حاشیه دو نیمه شده و سپس به هم متصل شدند که این کار در حالتی است که دستب‌بافت در جهت طول بافته شده باشد.

روایت اسناد مکتوب و آثار برجای مانده با تأکید بر داشتن مفروشات حاشیهدار

در منابع یونانی در مورد فرش‌های مجلل بر زمین گسترده شده در سرزمین بابل اشاره شده است که در یونان هم مشهور بوده است.

ایرانیان عصر هخامنشی بر منابع تمام آسیای غربی و محصولات تجملی بابلی دسترسی داشتند و حتی ممکن است خود ایران محل بافت این فرش‌ها بوده باشند.

آریانوس، مورخ یونانی که فتوحات اسکندر را نیز مکتوب کرده است، ارامگاه کوروش را با پوششی از گلیم‌های بابلی و فرش‌های ظریف‌باف ارغوانی توصیف کرده است که احتمال می‌رود فرش‌ها ایرانی بوده باشد.

در آن زمان فرش موردلاقه شخص شاه بوده است؛ هم آتنائوس فیلسوف یونانی اواخر سدهي دوم میلادی و هم گزنفون به نوعی خاص از فرش اشاره کردند که فقط شاه بر آن راه میرفته است. برخی از آن‌ها نیز زمخت بوده که گزنفون می‌گوید زیر بستر می‌انداختند.

شاخص‌ترین روایت در مورد فرش‌های عهد ساسانی متعلق به فرش بهارستان است؛ لرد مارتین کانوی از بزرگترین و مشهورترین دانشمندان هنرشناس انگلیسی شرح مفصلی درباره‌ی یک قالی ساسانی نگاشته است و تاریخ بافته شدن این قالی را (که عده‌ای آن را با قالی بهارستان که در حمله و تاراج اعراب قطعه قطعه شد یکی می‌دانند) در قرن ششم میلادی یعنی یک قرن بیشتر از اسلام قرار می‌دهد و بیان می‌نماید که آن قالی را برای خسرو اول ساخته بودند، از این سبب به نام بهار خسرو مشهور شده بودد.

بهارخسرو یا فرش زمستانی طبق توصیفات بازنمایی‌ای از یک باغ بوده است. زمینه‌ی فرش باغی بوده با جویبارهایی از آب روان و خیابان‌هایی تودرتو با درختان و گل‌ها؛ حاشیه‌های پهن فرش گلزارهایی رنگارنگ را مجسم می‌کرد که سنگ‌های گران‌بها به رنگ‌های سبز، کبود، سرخ، زرد و سفید نمایانگر گل‌های رنگارنگ بودند. حاشیه‌ی بیرونی از زمرد و نمایانگر چمن یا کشتزار بوده است.

این بزرگترین فرش شناخته شده بوده و به پهنای تالار بارعام در عرض 25/65 متر بافته شده بوده است. در مورد فرش بهارستان میتوان حدود تقریبی حاشیه‌ی فرش را با استفاده از اندازه‌ی عرض تالار بارعام تخمین زد و طبق استاندارد فعلی که حاشیه‌ها را دو سهم از شش سهم عرض کل فرش می‌دانند، عرض حاشیه‌ی دورتادور فرش حداقل 4 متر بوده است.

سنت حاشیه‌اندازی همچنان در مفروشات اسلامی بنا به نقل‌قول‌ها تداوم داشته است؛ هشام‌بن‌عبدالملک فرشی داشته که حداقل از نظر اندازه با فرش بزرگ بهارستان خسروپرویز رقابت می‌کرده است. پوپ بر این گمان است که این فرش حدودا 90 متر طول و حدود 32 متر عرض داشته است.

این فرش از ابریشم خالص زربفت بوده و حاشیه‌ای زیبا داشت و آن را آستر کرده بودند. ارزش این فرش از آنجا معلوم می‌شود که یک قرن محفوظ مانده و به‌عنوان ارثیه به متوکل می‌رسد.

در خراسان که ماوراءالنهر را نیز در برمی‌گرفت از قدیم صنعت فرشبافی بوده است، زیرا در مدارک چینی بازمانده از زمان دوردست چون آغاز سده‌ی هشتم میلادی از «فرشهای رقص» یاد شده که از میمرغ و بخارا به چین می‌برده‌اند.

تصویری در نگارخانه فریر متعلق به دوره‌ی یوآن یا مینگ منسوب به وی‌چی‌ای‌سینگ نقاش موجود است که در اواخر سده‌ی هفتم میلادی فعال بوده است. در این نقاشی زنی تصویر شده که در برابر یکی از موبدان بودایی بر روی یکی از این فرش‌ها می‌رقصد. این فرش زیراندازی بیضی شکل است. هنرمند نقاش ختنی بوده و ختن در حاشیه‌ی شرقی ایران است و زن رقصنده نیز چینی نیست و چهره‌ای بیگانه و نزدیک به ملیت نقاش دارد. نقش فرش دو گلواره‌ی بزرگ شعاع‌دار یا ستاره‌ای شکل است. فرش دیگری نیز با گلواره‌های آذینی وجود دارد که حاشیه آن نیز با زنجیریه مروارید سبک ساسانی تزئین شده است.

بر اساس روایات تداوم نقش‌مایه‌های حاکم بر هنر قبل از اسلام در حاشیه‌ی تولیدات سده‌های نخست ورود اسلام همچنان مورد استفاده‌ی هنرمندان بوده است؛ برحسب روایت صاحب منصبی از دربار مستنصر که مسعودی در مروج‌الذهب نقل کرده است در یکی از طبقات فوقانی قصر فرشی داشته که در قسمت حاشیه‌ی آن قاب‌هایی بوده که در آن‌ها تصاویر انسانی و کتیبه‌هایی به فارسی بوده است.

یکی از این تصاویر شاهی را نشان می‌دهد که ظاهراَ تاجی بر سر داشت و کتیبه‌ی آن حکایت از آن می‌کرد که او شیرویه فرزند خسرو دوم (خسرو پرویز) است که پدر خود را کشت. تک چهره‌های گوناگون دیگری از شاهان هم در آن فرش بوده است و سرانجام یکی از این تصاویر نشان‌دهنده‌ی یزیدبن‌ولیدبن‌عبدالملک اموی بود. شاید این فرش ساسانی بوده که امویان آن را گرفته و کامل کرده‌اند.

این مطلب برگرفته شده است از مقاله‌ای تحت عنوان چگونگی کاربرد حاشیه در مفروشات (پرزدار و فاقد پرز) ایران تا ابتدای ورود اسلام اثر رضوان احمدی پیام، عفت السادات افضل طوسی و مهدی کشاورز افشار برگرفته شده است.

در همین راستا مطلبی با موضوع حاشیه در فرش دستباف ایرانی تقدیمتان شد؛ همچنین مطالب آموزشی ای در وبسایت لم آرت تقدیمتان میشود که به عنوان نمونه میتوان به مطلب نمد و نمدمالی که مراحل نمد مالی در آن شرح داده شده است اشاره کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *