مقالات و مطالب آموزشی

فرش صفوی | از رونق تا افول

فرش صفوی

فرش صفوی یا فرش دوران صفویه از مشهورترین فرش های دستباف جهان است؛ فرشی که بنا به دلایل مختلفی از جمله حمایت و تدابیر شاهان صفوی به ویپه شاه عباس اول صفوی، به صنعتی درآمدزا و فرشی جهانی تبدیل شد.

به‌طور کلی بازرگانی ایران در قرون اولیه اسلامی به نوعی با صنعت بافندگی گره خورده است. وجود کارگاه‌های فعال بافندگی در شهرهای تحت خلافت عباسی و حکومت آل بویه و پیامد آن افزایش میزان تولید، شیوه‌های متنوع بافت و بهره‌گیری از نقوش گوناگون سبب گردید تا کارگاه‌های طرازبافی به‌عنوان مهم‌ترین مراکز تولید منسوجات درباری از اهمیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار شوند.

در عصر سلجوقی صنایع حریربافی در آناتولی، شمال عراق و مصر رشد فزاینده‌ای یافت و منجر به صادرات آن به جهان غرب شد؛ ولی نبود زیرساخت‌های لازم اقتصادی به سبب تنش‌های سیاسی و استقرار و افول پیایی حکمرانان محلی در قرون میانی اسلامی، عاملی مؤثر در توسعه نیافتن روشمند تجارت صنعت فرش گردید.

نیمه دوم حکمرانی ایلخانان مغول در ایران همزمان با اصلاحات غازان خان با رشد و توسعه کارگاه‌های بافندگی شهرهای غربی و مرکزی همراه بود. شاهکارهای هنری فرش در اواخر قرن  8 و اوایل قرن 9 ه.ق در دو کانون مهم فرهنگی خراسان بزرگ یعنی شهرهای سمرقند و هرات در دوره زمامداری شاهرخ میرزا، هنرمندان ایرانی را بر آن داشت تا بار دیگر پیشرفت‌های نوینی را نسبت به نمونه‌های اروپایی نظیر تابلوهای نقاشی مکتب فلورانس و سی‌ینا داشته باشند.

به‌نظر می‌رسد، القای تفکرات شاهان تیموری در جامعه هنری و فقدان ساختار متمرکز اداری و تشکیلاتی در درآمدزا کردن هنرهای سنتی چون فرش، فقدان پویایی صنایع را از جمله صنعت فرشبافی در این دوره سبب شده باشد.

فرش صفوی به یک صنعتی ملی تبدیل می‌شود

برای نخستین بار در عصر صفوی، تولید فرش از یک حرفه ایالتی و روستایی به یک صنعت ملی ارتقاء یافت. این صنعت که با تولیدات انبوه، مقادیر قابل توجهی ارزش افزوده از طریق صادرات به کشورهای هندوستان، امپراتوری عثمانی و اروپا روانه دربار کرد، در زمانی کوتاه موجب احداث کارگاه‌های مستقل فرشبافی با رویکردی تجاری در برخی از مراکز شهری شد.

به‌طور مثال می‌توان به حجم صادرات فرش توسط شرکت هند شرقی هلند بین سالهای 1062-1077 ه.ق. اشاره کرد که شامل محموله‌ای حاوی 522 تخته فرش پشمی و 32 تخته فرش ابریشمی به اروپا بود.

چه عواملی منجر به گسترش فرشبافی در عصر صفوی شد؟

با این حال این پرسش همواره مطرح است که چه عواملی باعث رشد و گسترش فرشبافی در ایران عصر صفوی و پیامد آن آغاز مرحله تجاری‌سازی بوده است؟ شاید بررسی ویژگی‌های منحصر به‌فرد بافت، طرح و نقش و نوع الیاف به‌کار رفته در فرش‌های این دوره تا حدودی ما را به پاسخی منطقی در این زمینه رهنمون سازد.

عواملی چون حمایت بیشائبه دربار از هنر فرش‌بافی و هماهنگی بین طراحان و بافندگان در کارگاه‌های سلطنتی، دسترسی به مواد اولیه و رنگ و مقبولیت عام فرش به‌عنوان کالای تجاری و تجملی از متغیرهای مؤثر در رشد و شکوفایی این هنر تا سرحد صنعتی شدن آن به شمار می‌آیند.

آنچه که تقریبا به تأیید اغلب پژوهش گران حوزه فرش رسیده اینکه در اوایل دوره صفوی به‌طور چشم‌گیری تأثیرات هنر کتاب‌آرایی و تذهیب نسخ و آرایه‌های معماری در هنر فرش‌بافی بازتاب داشته است به‌طوری که با تحقیق در منشأیابی طرح فرش‌های اوایل عصر صفوی، این گونه تأثیرات، خصوصاً در اقتباس از معماری و تزئینات وابسته به آن از دوره تیموری به چشم می‌خورد.

نشانه‌هایی چون نقوش مورد استفاده در کاشی‌های معماری مساجد، مدارس و دیگر ابنیه در آسیای مرکزی الگوی مشابهی را از بافندگان فرش‌های اوایل عصر صفوی ارائه می‌کند.

طبقه بندی فرش های صفوی بر اساس طرح و نقشه

با توجه به تقسیماتی که بر اساس طرح و نقشه فرش‌ها رایج است، بافته‌های این دوره را می‌توان به چهار دسته کلی زیر تقسیم کرد:

.1  طرح‌های متمرکز شامل لچک‌ترنجی، ترنجی و طرح‌های خورشیدی

  1. طرح‌های یکپارچه شامل طرح‌های افشان و خشتی
  2. طرح‌های نامتقارن شامل طرح‌های گلدانی، محرابی، درختی و محرابی – گلدانی
  3. طرح‌های مصور

همچنین در کنار تقسیم‌بندی فوق، نگاهی کلانتر نسبت به طبقه‌بندی فرش‌های عصر صفوی وجود دارد. به‌طوری که در گونه‌شناسی آن، ملاحظات جغرافیایی و پراکندگی مکانی هم سهمی ویژه‌ای را داراست.

فرش‌های تولیدی دوره صفوی که از نظر طرح و نقش، هر یک دارای ویژگی‌های خاصی هستند در بازه زمانی قرون 10 و 11 ه. ق. به بخش‌های زیر تقسیم میشوند:

  1. فرش‌های ترنجدار شمال غربی ایران
  2. فرش‌های با تار و پود ابریشم
  3. فرش‌های ابریشمی کاشان
  4. فرش‌های هرات
  5. فرش‌های با اسلوب گلیم‌بافی
  6. لهستانی
  7. طرح گلدانی
  8. طرح پرتغالی

در فرش‌های ترنجدار شمال غربی ایران که بیشتر دارای پرز پشمی با تاری از نخ پنبه و پود پشمی است، طرح‌های ترنج مرکزی در پیرامون با چند کلاله‌ای و نقوش و نوشته‌های متنوعی به چشم می‌خورد.

نقش سواران بر اسب در حال شکار، طرح تکراری پیچک‌های مو با برگ‌های دندانه‌دار و نقشمایه‌های شکوفه و گلهای ریز و درشت – نقوش ختایی-  و ترکیب‌بندی سنجیده‌ای از شاخه‌های مواج درهم تنیده با الهام از هنر نگارگری چینی از جمله نقوش این گروه از فرش‌های صفویان هستند.

فرش شکارگاه موزه میلان و فرش اردبیل از نمونه‌های برجسته این گونه به‌شمار می‌آیند؛ به نظر می‌رسد مراکز تولید این نوع فرش، شهر تبریز و کارگاه‌های اقماری شهرهای اطراف آن بوده است؛ زیرا براساس تحقیقات انجام شده، این موضوع به اثبات رسیده که مواد اولیه و تهیه رنگ این گونه، از منطقه اهر به‌دست می‌آمده است.

فرش شکارگاه دوران صفوی

فرش‌هایی با تار و پود ابریشم از دیگر نمونه‌های اولیه این دوره محسوب می‌شده‌اند که با بافتی بسیار ظریف شامل نقوش ترنج مرکزی، چندترنجی، کتیبه‌دار و سجاده‌ای و محرابی‌شکل و بافت ابریشمی ریز است که در برخی از موارد از زری‌بافی و سیم‌بافی هم استفاده شده است.

فرش چلسی بارزترین نمونه این گروه است که طراحی دقیق و سحرانگیز نقوش حیوانی و گیاهی بر روی سرمه‌ای از ترنج‌ها و لاکی‌های پرتزیین زمینه، حکایت از تأثیر هنر نگارگری این دوره در تجمل‌گرایی دربار این دسته از صفوی دارد.

احتمالاً فرش‌های ابریشمی در گستره وسیع جغرافیایی قلمرو صفویان از غرب تا شرق بافته شده‌اند. این در حالی است که احتمال تقلید و الگوبرداری از طرح‌ها از یک مرکز بافندگی شاهی و رواج آن در دیگر مراکز و کارگاه‌های شهری و روستایی بر پیچیدگی شناخت دقیق مکان تولید این نوع فرش‌ها افزوده است.

فرش‌های ابریشمی کاشان از دیگر گروه‌های طبقه‌بندی شده‌ای هستند که بیشتر به‌عنوان شاخص فرش‌های دوره حکمرانی شاه طهماسب اول شناخته می‌شوند.این دسته شامل بافته‌های مشهور شهر کاشان است که به دلیل بافت ماهرانه و ظریف از کالاهای صادراتی و مورد استفاده شاهان صفوی در تقدیم هدایا به سران کشورهای همسایه بوده است.

به‌طور مثال شاه طهماسب اول به هنگام سلطنت سلطان سلیم دوم عثمانی، تعداد 25 تخته فرش ابریشمی بزرگ زربفت و مزین به نقوش پرنده و جانور و گل به رسم شاهانه هدیه داد.

به نوشته برخی سفرنامه‌نویسان اروپایی، شهرهای کاشان و اصفهان به سبب تولید پارچه‌های ابریشمی خصوصاً فرش‌های بسیار ظریف ابریشمی و مرغوب از شهرهای ثروتمند ایران محسوب میشده‌اند.

فرش شکارگاه وین، پرنس برانیکی ورشو و نیز فرش شکار پادشاه سوئد از نمونه‌های این گروه به‌شمار می‌روند.

فرش‌های سبک هرات و اصفهان از دیگر نمونه‌های بافته شده در عصر صفوی هستند که شاخص هنری آن، بته جقه‌های درشت در انواع مختلف و با آرایش متقارن چهاربخشی با پیچک‌های نازک است. رنگ‌های مورد استفاده در زمینه شامل ارغوانی با حاشیه آبی و سبز سیر بوده که با کاربرد ملموس از نقوش اساطیری حیوانی ملهم از شرق دور، سبک اولیه گونه هرات را به نمایش می‌گذارد.

همچنین در اوایل قرن 11 ه. ق. فرش‌هایی با ساختار نخ پنبه و پرز پشمی که تقلیدی از نقشه فرش‌های نوع هرات قرن 10 ه.ق. بود، موسوم به فرش‌های ایرانی- هندی در مراکز اصفهان، هرات و شمال هندوستان تولید می‌شد. اینگونه بافته‌ها ادامه دهنده سنت فرشبافی هرات قلمداد می‌شدند؛ با این تفاوت که نسبت به نمونه‌های قدیمی‌تر جنبه تجاری‌تری یافته بودند.

صادرات فرش صفوی


بوم نقاشی کارلو و گابریل کالیاری در کاخ دوج در ونیز که دوج مارینو گریمانی را در پذیرایی از سفیران ایرانی نشان می دهد،

در سویی دیگر فرش‌های مشهور پلونزی معروف به لهستانی قرار داشتند که از نمونه‌های صادراتی و ممتاز فرش‌های دوره حکمرانی شاه عباس اول بودند؛ این گروه شیوه‌ای کاملاً جدید را در اوایل قرن 11 ه.ق. ارایه می‌دهند. ترنج‌های درشت و زربفت بودن زمینه و کاربرد رنگ‌های عنابی، قرمز روشن و تحول از طرح‌های خطی به نقشه‌ای به همراه طراحی پیچک‌های ظریف بر روی زمینه تک‌رنگ و جزییات زربفت و برگ‌های ریز بی‌شمار پره شکل و نوک تیز، بته جقه‌ها و اسلیمی‌ها از ویژگی‌های منحصر به‌فرد فرش‌های صادراتی لهستانی به شمار می‌رود.

با ظهور حکومت شیعی صفوی در ایران و گسترش مفاهیم مذهب شیعه در ابعاد گوناگون، هنر فرشبافی نیز از این فرهنگ متأثر شد و گونه خاصی از قالی‌ها با طرح‌های محرابی شکل و سجاده‌ای و نقش مفاهیم مذهبی و قرآنی و خط نگاره‌های ثلث و کوفی معقلی رواج یافت.

نتیجه‌گیری فرش به‌عنوان کالایی راهبردی از یک‌سو نشان‌دهنده ذوق و سلیقه هنرمندان و بافندگان عصر صفوی و از سویی دیگر سفیر فرهنگی مؤثری در بیان ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی ایران دوران اسلامی در تعامل با سایر کشورها محسوب می‌شده است.

هنر فرش بافی صفویان، صنعتی درآمدزا و جهانی

تنوع سبک‌های هنری، نقشمایه‌ها و تولید انبوه در کارگاه‌های روستایی و شهری، هنر فرشبافی صفویان را به صنعتی درآمدزا و جهانی برای تاجران و مباشران دربار تبدیل کرد.

عوامل تأثیرگذار بر رشد و توسعه هنر و یا به تعبیر صحیح‌تر صنعت فرش در عصر صفوی را باید در دو بخش ویژگیهای فنی- هنری و رویکردهای سیاسی جستجو کرد.

نمودار فعالیت‌های سازمان‌یافته تجاری، نشان از فراز و نشیب‌های پر دامنه‌ای در عرصه مبادلات بازرگانی خارجی این دوره دارد. نقطه اوج و رونق این تلاش‌ها مقارن با زمامداری شاه عباس اول بوده و بالعکس دوران افول آن نیز در حکومت شاه سلطان حسین رقم میخورد.

تولید فرش در دوران زمامداری شاه اسماعیل و شاه طهماسب از لحاظ کیفی از رشد قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود، ولی به دلیل فضای ناامن داخلی و مناقشات سیاسی در خارج از مرزها و همچنین عدم دسترسی مطلوب به بازارهای مصرف اروپایی، تجارت در سطح مطلوبی جریان نداشت.

شایان ذکر است که بهترین و برجسته‌ترین فرش‌ها در این دوره تولید شده‌اند که بیشتر مرهون بهره‌گیری و تأثیرپذیری از مکاتب اصیل هنر ایرانی چون مکتب هرات و شیراز و نیز تأکید بر وجه کیفی آثار بوده است. دوران یاد شده از نظر ارائه ویژگی‌های هنری و نبوغ هنرمندان این دوره در نمایش تصویری خلاق از هنر فرشبافی بسیار چشمگیر است.

فرش شاه عباس صفویاز سویی دیگر با آغاز فرمانروایی شاه عباس اول، این ترکیب شکل دیگری به خود می‌گیرد و هنر فرشبافی از قالب درباری به هنری مردمی تبدیل می‌شود.

با سیاست‌گذاری کلان اقتصادی شاه عباس اول و فراهم کردن فضای مساعد سیاسی و اقتصادی برای کسب و کار، تولید انبوه فرش‌ها در دستور کار قرار می‌گیرد و کارگاه‌های سلطنتی همگام با کارگاه‌های روستایی و شهری به تولید منسوجات مشغول می‌شوند.

قرارگیری شهرهای با عملکرد اقتصادی در نقاط کلیدی همراه با تقسیم امور تولید تا مصرف در شهرهای تولیدکننده، واسطهای و صادر‌کننده همسان با توسعه شبکه ارتباطی زمینی و دریایی، موجب شد تا صنعت فرش جهش پرشتابی یابد. سهم بنادر و به‌طور کلی شهرهای بندری در به‌کارگیری تمامی توانمندی‌های شرکت‌های هند شرقی انگلیس و هلند بیش از شهرهای دیگر بود.

عصر طلایی رونق و شکوفایی بندر عباس در دوره شاه عباس اول، مصداق بارزی از تحولات تجاری جاری در نیمه اول قرن 11 ه.ق. است. همچنین بازاریابی و تبلیغات هنر فرش دستباف ایرانی توسط ارمنیان به‌عنوان عامل دربار در تجارت خارجی در پایگاه‌های اقتصادی اروپا و اظهار تمایل آن‌ها در سرمایه‌گذاری، نقش بسزایی در رونق صنعت فرش داشت.

افول فرش صفوی

این درحالی بود که تأکید بیش از اندازه کارخانجات بر تولید کمی و بالا بردن تراز صادرات، پیامدهای ناگواری چون کاهش کیفیت محصولات تولیدی را موجب شد. گرچه این مسئله در ابتدا امری بدیهی به‌شمار میرفت، ولی در ادامه با رشد و تمایل شدید به کمی‌گرایی و الگوبرداری از طرح و نقشه‌های تکراری، زمینه انحطاط شاخص‌های هنری و سبک‌شناسی فرش‌های این دوره را فراهم ساخت.

از این‌رو فرایند تجاری شدن صنعت فرش با تولید انبوه و اجتناب از خلاقیت هنری در آثار این دوره و تداوم آن تا اواخر حکومت صفویه، اگرچه سود سرشاری را روانه خزانه دربار کرد، ولی هنر فرشبافی ایران عصر صفوی را با چالش جدی صنعتی شدن فعالیت‌های اقتصادی همزمان با ظهور انقلاب صنعتی در اروپا مواجه ساخت.

عامل دیگری که بر سیر انحطاط هنری و تجاری فرش‌های اواخر صفوی تأثیر زیادی گذاشت، تغییر در اجرای تدابیر اقتصادی شاه عباس اول در دوره صدارت جانشینانش چون شاه صفی بود که زمینه‌ساز بی‌ثباتی و هرج و مرج در ساختار تشکیلاتی و اقتصادی را موجب شد.

فساد دولتی ناشی از فروش ابریشم – به‌عنوان یکی از مواد اولیه فرش‌های ممتاز این دوره – به‌وسیله شاهزادگان صفوی همچنان تا اواخر حاکمیت در دوره سلطنت شاه سلطان حسین ادامه یافت و به حدی رسید که شکاف عمیقی میان طبقه کشاورز، دلال و تاجر با دربار پدید آورد.

علاوه بر این تمرکز دولت و شاهان پسین حکومت صفوی در اصفهان و نیز غفلت از دیگر مناطق راهبردی کشور منجر به تبدیل شهرهای اقتصادی به شهرهایی صرفا با عملکرد تفریحی و خوش‌گذرانی برای شاهان صفوی (شاه عباس دوم و شاه سلیمان) گردید. این در حالی بود که در دوره شاه عباس اول توجه و سیاست شاه بر اصل تمرکز زدایی و تأکید بر مناطق توانمند برای توسعه همه جانبه اقتصادی بود.

افزون بر این اوضاع آشفته سیاسی و اقتصادی اواخر عصر صفوی به خودکامگی و استقلال ارمنیان در دستیابی به بازارهای هدف اروپایی و جنوب شرقی آسیا منتهی شد. به‌طوری که سود حاصل از واسطه‌گری در صادرات فرش به‌طور مستقیم به مراکز بازرگانی ارمنیان در اروپا منتقل شده و حکومت صفوی هیچگونه دخل و تصرف یا بهره‌ای از این معاملات نمی‌برد.

بازخوانی تحوالت تجــاری صنعت فرش در عصر صفــوی؛ اثر عابد تقوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *