مقالات و مطالب آموزشی

فرش جنگ افغانستان

فرش جنگ افغانستان

ظهور بافته ای به نام فرش جنگ افغانستان، حاصل و پیامد جنگ های طولانی مدتی است که سرزمین دره ها اسیر و گرفتار آن شده است.

در چند دهه اخیر هیچ کشوری به اندازۀ افغانستان تا این اندازه آتش جنگ را به خود ندیده است.

از سال ۱۹۷۹ میلادی که اتحاد جماهیر شوروی سابق افغانستان را مورد تهاجم نظامی قرار داد تا به امروز و جنگ طالبان با قدرتهای داخلی و خارجی هنوز این کشور به ثبات و آرامش نرسیده است.

در مقابل آفرینش هنری در افغانستان در دوره جنگ بیش از همه در قالب دستبافت‌ها و زیراندازهاست.

در واقع مشهورترین و مورد علاقه ترین شکل هنری در سرزمین افغانستان فرش بافی است.

تأثیر عمیق جنگ بر بخشهای هنری و فرهنگی اجتماعی و اقتصادی در افغانستان منجر به ظهور شیوه ای منحصر به فرد در نقش پردازی بافته ها گردیده است.

معرفی فرش جنگ

هر چند بافته های متأثر از جنگ، منحصر به افغانستان نیست و در شیلی و پرو و ویتنام و تایلند و فلسطین و مصر و چند کشور دیگر نیز این نوع از آثار دیده شده اما نخست به سبب گستردگی ابعاد و طول مدت جنگ در افغانستان و حجم زیاد بافته های مرتبط با این جنگ و همچنین استمرار بافت آنها در حدود چهار دهه که هنوز نیز تداوم دارد، منظور از آنچه که عموماً در دانش فرش شناسی از آن با عنوان فرش های جنگ نام برده می شود، بافته هایی هست که از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی و در ارتباط و طول جنگهای پیاپی در افغانستان بافته شده اند.

قالی جنگ افغانستانبه هنگام مشاهده این فرش‌ها به روشنی آشکار می شود که اتفاقی بسیار تکان دهنده و محنت بار برای بافندگان آنها رخ داده است.

این بافته ها برای آنها واکنش و پاسخی به رویدادی مرگبار و بی اندازه مخرب در فرهنگشان محسوب میشود.

یک نیاز شفابخش درونی برای کار کردن در میان مصیبتی که به آن گرفتارند و به عنوان یک بیانیه سیاسی برای گفتگو با جهان درباره این مصیبت از عواملی است تا بافندگان به بافت فرش جنگ بپردازند.

همچنین بافت و فروش این فرش‌ها به عنوان یک راه نجات میتواند به عنوان انگیزه اصلی بافت این فرش‌ها محسوب شود، اما تقریباً اثبات شده است که همۀ بافندگان انگیزه تجاری نداشته اند.

نیجل، معاون دانشکده هنر دانشگاه ملی استرالیا که در زمینه فرش‌های جنگ مشغول مطالعه است اعتقاد دارد که این فرش‌ها بیانگر «عالی ترین سنت هنر جنگ در سده بیستم هستند» و اینکه «این روش بسیار فراگیرنده تر از روشهایی است که در انها هنرمندان به جنگ واکنش نشان داده اند».

توجه به فرش جنگ به عنوان بخش مهمی از هنر معاصر افغانستان ضروری است؛ از سویی این بافته ها به عنوان هنر ناب زنان و کودکان و نیز اسناد تاریخی، فرهنگی و اجتماعی تحسین شده اند.

برخی از این بافته ها «فرشهای اعتراض» لقب گرفته اند و برخی «فرشهای پیروزی» و اگرچه به طور کلی به نام فرشهای جنگ شناخته میشوند اما از آنها با عنوان فرشهای «ضد جنگ» و «فرشهای صلح» نیز تعبیر شده است.

فرش جنگ افغانستان

فرش بافان افغان تقریباً بلافاصله پس از تهاجم شوروی به کشورشان در سال ۱۹۷۹ میلادی بافت فرشهایی را با نقش پردازی متأثر از جنگ آغاز کردند.

برخی محققان اولین فرش های جنگ را حاصل نوآوری بلوچ های شمال غربی شهر هرات در افغانستان میدانند؛ از سوی دیگر گستردگی بافته های جنگ در اردوگاه های پناهندگان افغانی در پاکستان گمان این بدعت را تا آنجا نیز می گستراند.

فرش های جنگ به دست بافندگان مختلفی در داخل و خارج افغانستان بافته میشوند که مهمترین بافندگان در این میان قبایل بلوچ، ترکمن و ازبک هستند.

فراموش نشود که بسیاری از اقوام افغانستان کم و بیش در مقاطع مختلف به بافت فرش جنگ مبادرت کرده اند. در مقابل در فرهنگ مردم پشتون بافت فرش جایی ندارد.

بخش مهم و چشمگیر بافته های جنگ افغانستان به وسیلۀ پناهندگان افغانی ساکن در اردوگاه‌های پاکستان و به مقدار خیلی کمتر توسط پناهندگان افغانی ساکن در ایران و چند کشور دیگر بافته شده است.

ساختار فرش جنگ یعنی شیوه بافت و مواد اولیه و نیز ابعاد رایج آن، کم و بیش همان است که در گذشته میان بافندگان افغانی مرسوم بوده است.

این بدین معناست که بدعت فرش جنگ در سنت فرش بافی افغانستان بیشتر شامل نقش پردازی و رنگ آمیزی بوده است تا دگرگونی در ویژگی های فنی، نوع گره، مواد اولیه بافت و حتی ابعاد فرش.

مطالعه سیر تحول فرش های جنگ در افغانستان

ویژگی های فنی فرش جنگ

بافته های جنگ محدوده ای از پادری ها و پلاس های کوچک تا فرش های بزرگ را در بر میگیرد، اما غالب آنها در ابعاد قالیچه و کوچکتر هستند.

نقش پردازی خاص این بافته ها و از طرفی سلیقه بافندگان و مخاطبان سبب شده تا هر آنچه از فرش جنگ افغانی سراغ داریم عموماً بافته گره دار پرزدار باشد و گلیم بافی تنها منحصر به سر و ته این فرشهاست و چون در طول مطالعه «گلیم جنگ» افغانی مشاهده نشد، میتوان دریافت که فراوانی این گونه بافته در مقایسه با قالی‌ها و قالیچه ها بسیار ناچیز است.

مطالعه ساختار فنی فرشهای جنگ آشکار می سازد که اغلب آنها با گره نامتقارن یا به اصطلاح فارسی بافته شده است؛ تار و پود آنها از پشم بوده و برای تار، پس از پشم، پنبه به کار میبرند.

به یقین فرشهای جنگ دست کم در اوایل رواج بافت آن، تمام پشم بوده است و آغاز استفاده از پنبه در فرش‌های جنگ حداکثر به آغاز دهه ۱۹۹۰ میلادی میرسد.

استفاده از ابریشم در بافت اینگونه فرش‌ها بسیار نادر و منحصر به تعدادی نمونه سفارشی است.

نقش پردازی و رنگ آمیزی فرش جنگ افغانستان در ارتباط مستقیم با رویدادهای معاصر آن است. به عبارت دیگر هیچ بافته ای در هیچ دوره ای از تاریخ به اندازه فرش جنگ افغانستان رویدادهای معاصر خود را بازتاب نداده است.

از این رو برای ارائه یک طبقه بندی نظام مند از این بافته ها به ناچار وقایع دوران جنگ ملاک قرار میگیرند؛ به طوری که برخی از این فرشها حتی به نام این وقایع شناخته میشوند.

از سوی دیگر همچنان که در مقدمه این مقاله نیز اشاره شد جنگ دامنگیر در افغانستان خود به چند دوره تقسیم میشود بنابراین بهترین مبنای طبقه بندی درباره نقش پردازی فرش جنگ افغانستان توجه به ادوار مختلف جنگ در این سرزمین و چگونگی بازتاب آن در بافته هاست.

حال با توجه به این نکته، فرش جنگ افغانستان در سه نسل طبقه بندی و مورد مطالعه قرار می گیرد که این نسل‌ها را در مطلب بعدی برایتان شرح خواهیم داد.

گفتنی است این مطلب زیبا برگرفته از مقاله «مطالعه سیر تحول فرش های جنگ در افغانستان» به نگارش و تحقیق و بررسی «حسام کشاورز» و «دکتر محسن مراثی» می‌باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *