وجود فرش ایرانی در نقاشی غربی ها نشانی از اهمیت و جایگاه بالای این هنر اصیل ایرانی است؛ در این مطلب به بررسی تاثیر و نقش فرش ایرانی بر نقاشی های غربی و اروپایی میپردازیم.
هنر قالیبافی ایران در غرب و اروپا از محبوبیت خاصی برخوردار است؛ برخی از نقاشان غربی مانند ونایک و روبنس خود قالی ایرانی داشتند و در آثارشان از آنها بهره میبردند.
در آثار نقاشانی چون جان ورمیر، جوتو، هانس هولباین، هانس مملینگ، ولاسکوئز، نقاشان عصر رنسانس و بعد از آن و یا در عصر ما نقاشانی چون هانری ماتیس، تحت تأثیر طرحها و نقشهای قالیهای مشرق زمین و به ویژه ایران بودهاند و برخی فرشها را در بخشی از اثر خود نشان دادهاند و برخی مانند ماتیس از نقوش تزیینی آن بهره جستهاند و این به وضوح در آثارشان نمایان است.
فرشهای شرقی در آثار نقاشان اروپایی در سده پانزدهم و اوایل سدهی شانزدهم همه از آسیای صغیر و قفقاز است؛ محققین غرب در بررسی تاریخچهی ورود منسوجات و بافتهای شرقی با تأکید بر انواع ترکی آن، با گونههای متعددی با طرح و نقش در نقاشیها مواجه شدهاند و از آنجا که زمان و مکان تولید این بافتهها را به طور قطع قابل تشخیص نمیدانستند در طبقه بندی و نامگذاری این فرشها متوسل به شیوههای ابداعی شدهاند به این ترتیب که انواع طرحها و الگوهای قالی را براساس نام نقاشان اروپایی که از آن فرشها در آثارشان استفاده میکردند نام گذاری کردند.
با توجه به آنچه گفته شد میتوان قالیهای عصر رنسانس، دورههای پس از آن (مانند باروک و سده ۱۹) در نقاشی این چنین دستهبندی کرد که ما چند نمونه از آن دسته بندی را در اینجا میآوریم:
فرش های هانس مملینگ
و هانس مملینگ، نگارگر فلاندری (۱۴۳۰-۱۴۹۴) نقش مایهی کهن ۲۰- ۲۸ ضلعی خاص قالی بافی عشایری ایران و آسیای صغیر و قفقاز را به فراوانی در نقاشیهای خود به کار برده و به همین ملاحظه این نقش مایهی هندسی متمایز در نوشتههای فرش شناسان غربی به «گل مملینگ» شناسا گشته است.
و در مقالهی دیگر میخوانیم که فرش های مملینگ که از نام هانس مملینگ در سدهی ۱۶ میلادی تأثیر پذیرفته در اروپا به این نام شناخته میشود.
سایر نقشها به نام فرشهای لوتو، بلینی، کریولی و گیرلاندایو، یا چیرلاند ایو معروف است.
از اواسط سده شانزدهم و دوره رنسانس است که قالی ایرانی در پردههای نقاشی نشان داده میشود تا جایی که میدانیم پائولو ورونچه نگارگر ونیزی (۱۵۲۸) (۱۵۸۸) نخستین هنرمند اروپایی است که یک قالیچهی ایرانی با نقش اسلیمی و طرح لچک ترنج را در یکی از آثار خود باز نمایی میکند.
البته باید دانست که سلجوقیان با ورود به منطقه ی آناتولی آیین و فرهنگ خود را رواج دادند که از آن جمله سنت کهن قالیبافی برپایه طرحهای هندسی و رنگهای زندهی ایرانی را شامل میشد و پس از مدتی قالیهای سلاجقه آسیای صغیر به شهرت و اعتبار خاصی دست یافتند.
فرشهای هولباین
از مشهورترین آنها فرشهای به تصویر در آمده در کارهای هانس هولباین (۱۴۹۷-۱۵۴۳) نقاش برجستهی دورهی رنسانس آلمان، این عنوان را گرفته و نشانی است از احیای بازنگری شدهی طرحهای سلجوقی در آناتولی؛ ویژگی بارز این قالیها، ترنجهای هندسی نامتقارن است که خود به دو دستهی عمده قابل تقسیم است: طرحهای هولباین جوان یا پسر و طرح های هولباین بزرگ یا پدر.

نقاشی اثر هانس هولبان جوان و نمایش فرش شرقی – ایرانی
ورود فرش ایرانی به خانه اشراف اروپایی
فرشهای ایرانی در اواخر قرن شانزدهم و اوایل سده هفدهم م بود که به خانه های اشراف و ثروتمندان اروپایی راه یافت.
این نقاشان خود سبب ساز شهرت و ارزش هنری قالیبافی ایران و به طور کلی مشرق زمین شده اند.
فیلیس اکر من در کتاب شاهکارهای هنر ایران مینویسد در مغرب زمین چنان تصور محدودی دربارهی ماهیت هنر رواج یافته که در ادراک هدف و ارزش آن ابهامی ایجاد کرده است و به این سبب برای ما دشوار است که باور کنیم به خلاف نظر هنرمندان و منتقدان و به خلاف دلبستگی ما به نمونه های اخیر هنر، ریسمان تابیدهی رنگین ممکن است چنان بافته و به هم انداخته شود که هنری عالی به وجود بیاورد. اما برهان این دعوی در خود قالی است و هر کس فرصت داشته باشد که نمونه های عالی این هنر را با چشم بصیرت و ذهن بیدار تماشا کند آنرا خواهد پذیرفت.
در نقاشی گیرلاندویا نیز فرش شرقی یا اسلامی ترکی دیده میشود که قابل مقایسه با فرش کردی (سنه) اصیل ایرانی با طرح میناخانی میباشد.
ملاحظه میکنید که وسعت تأثیر گذاری یک هنر چقدر است که به باور من این بار نقاش از بافندگان و طراحان هنرمند قالی ایران آموخته است.
نقاشیهای موجود، اسنادی معتبر و در زمان خود با ارزش بودهاند که به پیدایش رواج و ویژگیهای قالیها پرداختهاند و با بررسی این نقاشیها میتوان گام به گام تاریخ این دست بافتههای شرقی را در غرب باز شناخت و نیز با تغییر سلیقهی مردم و گرایشهای آنان و سبکهای جدید و تولیدات جدید آشنا شد. تقابل نقاشیها و قالیها میتواند راهکار و شیوهای برای شناسایی مراحل ورود و تکامل و تحولات این الای شرقی در دنیای غرب باشد.
عشاق یا اوشاک Usak به ترکی استانبولی نام یکی از ۸۱ استان ترکیه است که مرکز آن هم شهر اوشاک است؛ در این شهر قالیهایی با نقشها و طرحهای مختلف بافته و به اروپا صادر میشد ولی در خانههای ثروتمندان اروپایی علاوه بر قالیهای اوشاک، قالیهای ایرانی نیز وجود داشته که اغلب آنها را روی میز نیمکت یا پله پهن میکردند و با رنگ قرمز لاکی خود به محیط تاریک داخل خانه جلوه و روشنایی میبخشید.
نقاشیهای بسیاری وجود دارد که با تکرار طرحهای گلدار و گلدانی ثابت میکنند که این طرحها برای خریداران اروپایی مطلوبتر است.

الیزابت بوربون سوار بر اسب؛ فرش ایرانی روی اسب و لباسی که نقش بته جقه ایرانی دارد
آقای علی حصوری در کتاب بسیار با ارزش فرش بر مینیاتور می نویسند: اما نقاشی های غربی در این زمینه محدودند و نقشه هایی را منعکس میکنند که در تعلق آنها به قوم یا منطقهی جغرافیایی خاص میتوان تردید کرد، برخی از آنها به دلایل گوناگون ممکن است در نقاطی از شرق ایران تا آسیای صغیر مثلاً قونیه بافته شده باشند، چنان که اگر ما هم در این زمینه کار کرده بودیم ممکن بود حتی به صرف اتکا به خود نقاشیها، آن فرشها را ایرانی بشماریم؛ اینکه چرا نقاشان غربی صرفاً به قالیهایی با نقشهی شکسته (هندسی) پرداخته اند و نقشههای گردان قوس دار را نادیده گرفته اند تقریباً روشن است آنان حتی اگر به نقشه های گردان دسترسی داشتند به دلایل هنری زیر به نقشههای شکسته بیشتر توجه میکردند:
۱- از قرن پانزدهم میلادی به بعد فرشهایی که نقشه گردان داشتند فرشهایی شاهانه بودهاند و این با محیط مذهبی یا محیطهای عادی و غیر درباری که در این نقاشیها معمولاً تصویر میشود سازگاری نداشته است. چگونه مریم و مسیح را بر روی فرش شکارگاه یا گلستان بنشانند؟
۲- نقشهای ظریف اسلیمی گل زرد (شاه عباسی)، ختایی، پرندگان، گرفت و گیر و دیگر مایههای نقشههای گردان ایران به دلیل ظرافت فراوان خود با آثار این نقاشان سازگاری نداشته و در نقاشیهای آنان بیش از اندازه نظر را به خود جلب میکرده است.
3- با توجه به محیطهایی که نقاشان مذکور تصویر میکردند، نقشههای شکسته بیشتر میتوانسته است فضای دلخواه نقاش و مخصوصاً بخشهای عجیب و غریب و دور از ذهن آن را ایجاد کند.
۴ – نقشه های شکستهی ایران زبان دشوارتری دارند.
۵- نقشهای نقشههای شکسته بیشتر جنبهی تجریدی و شیوانده (استیلیزه) دارند و هنریاند تا نقشهایی که بلافاصله فهمیده میشوند و انعکاسی از طبیعتاند.
با شناخت اروپاییان از قالیهای ایرانی، فرش ایرانی در جهان جایگاه خود را یافت و عنوان زیباترین فرشهای شرقی را به خود اختصاص داد و از آن به بعد صادرات فرش ایران افزایش یافت.
قالیهای ایرانی در نقاشی مینیاتور نقاشان ایرانی نیز از فرشهای موجود در منازلشان در مینیاتورهای خویش بهره برند و بر خلاف نقاشیهاای غربی در مینیاتورهای ایران نقشههاای هندسی و گردان فراوان است.
ما در مجموعه لم آرت درصدد هستیم تا کامل ترین نکات و مطالب را اعم از مطالب آموزشی مانند مطلب هرآنچه که در رابطه با خرید فرش دستباف ایرانی باید بدانید یا مطلب تراکم فرش و رجشمار چیست تا مطالب تاریخی و هنری را در اختیار شما قرار دهیم تا در کنار آموزش های قالیبافی مانند آموزش گلیم بافی از این مطالب نیز بهره ببرید و اطلاعاتتان را کامل کنید.
1000 سال تاریخ و هنر فرش بافی اقوام ایرانی؛ مهرآسا غیبی