مقالات و مطالب آموزشی

 فرشینه های اروپا

فرشینه اروپا tapisserie

فرشینه های اروپا را در این مطلب به صورت مختصر معرفی خواهیم کرد تا اطلاعات لازم جهت بررسی و مقایسه فرشینه اروپایی با گلیم ایرانی در اختیار شما عزیزان قرار بگیرد؛ موضوعی که در مقاله بعدی به آن خواهیم پرداخت.

فرشینه واژه ای است که در زبان فرانسه به آن تاپیسری و در زبان انگلیسی به آن تاپیستری می‌گویند.

این کلمه در زبان فرانسه به معنای مستور کردن، پوشاندن دیوار و مبل و … می‌آید.

فعل “tapisser” در انگلیسی از کلمه “tapis” به معنای فرش یا “carpet” است که از کلمه یونانی “tapet” مشتق شده است.

ریشه لغوی این کلمه نیز نامشخص بوده و آن را به ایران نسبت داده اند.

از دیدگاه تاریخی هر نوع بافته دستی و حتی پارچه گلدوزی شده ضخیمی که برای پوشاندن دیوارها، کف اتاق، مبلمان و دیگر اثاثیه منزل به کار می رفت، عموماً تاپیستری (فرشینه) نامیده می شد.

اما از قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی در اروپا تعاریف تکنیکی آن را محدودتر ساخته و تنها منسوجات دستبافت ضخیم دوروی منقوش تصویری را که به عنوان دیوارآویز و پارچه های رومبلی استفاده میشود، در برگرفت.

 فرشینه های اروپا

منسوجات از پیچیده ترین هنرهای معاصر به شمار می آیند که ریشه در هزاران سال قبل دارند؛ یعنی

زمانی که بشر برای اولین بار فنون بافندگی را کشف کرد.

هنر بافندگی به شاخه‌های مختلفی تقسیم میشود که یکی از مشخص‌ترین آنها را میتوان فرشینه بافی دانست.

سابقه فرش‌بافی و فرشینه بافی در اروپا و به ویژه اسپانیا و فرانسه به زمان حضور مسلمانان و حاکمیت آنها در این مناطق بر می‌گردد.

فرشینه بافی تکنیکی است که در آن پودها به طور افقی در کنار هم قرار گرفته و روی تارها را میپوشانند.

وجه تمایز آن با دیگر فنون بافندگی در این است که بافته‌ای است پودی با پودهای غیر ممتد. این فن به دلیل نزدیکی فن بافت آن به پارچه و سادگی نسبی آن در مقایسه با فن گره بافی، باید تاریخی بس کهن تر از قالی بافی داشته باشد.

ریشه فرشینه بافی در غرب به یونان باستان بر می گردد. غربیان فرشینه را عنصر اساسی در تزئینات داخلی خانه های ثروتمندان و ساختمان‌های مهم حکومتی دانسته و به عنوان مثال به نظر می رسد که دیوارهای پارتنون را با فرشینه ها می پوشاندند.

رومی ها نیز فرشینه بافی را ارج می نهادند اما به نظر نمی رسد که خود کارگاهی برای بافت آن داشته و آنها قطعاً فرشینه هایی از ایران، مصر، هند و بایل وارد می کردند.

در قاره آسیا این فن با نام گلیم در کنار دیگر فنون بافندگی کاربرد فراوان داشته و نمونه های بی‌نظیری از دست باف‌های گلیمی از مناطق مختلف این قاره به دست آمده است.

نمونه های قدیمی از فرشینه در کشورهای مختلف جهان باقی مانده است؛ قطعه ای مربوط به قرن اول میلادی در پرو و آثار به جا مانده از قبطی ها از قرن دوم تا نهم میلادی در مصر از آن جمله است.

بافت فرشینه‌های تصویری بعد از سال ۱۳۵۰ میلادی تحت حمایت علاقه مندان فرانسوی و نجیب زادگان گسترش پیدا کرد.

طرح آنها در دوران قرون وسطا برگرفته از تصاویر نسخ بیشتر دارای مضامین مذهبی شامل تصاویری روایی از انجیل، صحنه هایی از عهد عتیق و جدید و زندگی قدیسها بود و برای آویختن در کلیساها کاربرد داشت.

تپستری

در طی قرن چهاردهم بافنده ها شروع به جستجو برای پیدا کردن روشهایی کردند تا بتواند از رنگ های بیشتری برای خلق یک اثر واقعی تر استفاده کنند.

آنها از خطوط موازی برای ایجاد سایه روشن و حرکت از یک رنگ به رنگ دیگر استفاده کردند که امکان سه بعدی کردن اثر را به آن‌ها میداد.

به  علت اهمیت پنجره ها در مکاان های مذهبی در دوره گوتیک، فرشینه ها جایگاه جدیدی پیدا کردند و آن دیوارهای خالی در قصرها بود و همین امر موجب شد تا طرح‌ها و موضوعات جدیدی ظهور کنند و طرح ها از تصاویر مذهبی به جنگ‌های نظامی و صحنه های شکار تغییر پیدا کرد.

در سال ۱۵۱۵ انقلابی در طراحی فرشینه به وجود آمد. نقش هنرمندان در طراحی فرشینه بیشتر شده و فرشینه ها به نقاشیهای بافته شده تبدیل گردیدند.

این کار نشان دهنده برتری گرفتن هنرمند از بافنده است و از آن به بعد بود که اهمیت و تأثیر نقش طراح و طرح در بافت فرشینه بیشتر شد. با پیچیده تر شدن نقاشی‌ها (طرحها)، بافنده ها نیاز به استفاده از طیف رنگی بیشتری را احساس میکردند.

بافندگان فرشینه در قرون وسطی برای بافت فرشینه ای مانند رستاخیزهای آنژه از بیست رنگ استفاده کردند (البته ظرافت و پیچیدگی این فرشینه در آن زمان قابل تأمل است) در حالی که در قرن شانزدهم بافندگان از ۳۰۰ طیف رنگی و یا بیشتر برای بافت یک فرشینه استفاده میکردند.

اوج شکوفایی فرشینه بافی در اروپا از زمان تأسیس کارگاه گوبلن در پاریس به سال ١٦٦٢ میلادی است که نقاشان معروفی چون نیکلا پوسن، فرانسوا بوشه، شارل لوبرن و فرانسیسکو گویا طرح های

جالبی به این کارگاه ارائه دادند.

و این کارگاه منحصراً برای تولید فرشینه برای شاهان و هدایای سیاسی تأسیس شده بود.

انقلاب فرانسه در پایان قرن ۱۸ رکود فرشینه بافی را در پی داشت تا اینکه در نیمه دوم قرن ۱۹ دوباره این صنعت احیاء شد.

نظریه هنرمند-بافنده شخصی، از دل جنبش هنرها و صنایع انگلستان در اواخر سده ۱۹ سر برآورد.

تاریخچه فرشینه اروپا ، تپستری

این نظریه با تأسيس مدرسه باهاوس درآلمان توسط والتر گروپیوس – که هدفش ایجاد ارتباط بین هنر و صنعت بود و باعث به وجود آمدن جنبش نوگرا در هنر شد – و همچنین آثار جین لورشات نقاش رشد کرد.

در کارگاه‌های بافندگی باهاوس تجربه های جالب و ابداعات عملی افراطی صورت می پذیرفت؛ موضوعات ذهنی ابتدا انتزاعی شده سپس به تصویر در می آمدند.

با این جوهره بود که فرشینه و دیوار آویزهای فوق العاده زیبایی طراحی و تولید شدند و از چارچوب متعارف هنرهای دستی خارج شده و به اثر هنری مستقلی تبدیل گشتند.

هنرمند-بافندگان معاصر برای بیان نظریات مورد نظر خود به شیوه های گوناگون زیادی روی آوردند.

برخی از سطح به عنوان مکانی برای به تصویر کشیدن منظره، رویا یا خاطره استفاده میکنند؛ بقیه با انتزاع نقاشانه یا مجسمه وارانه و با کشف شکل و فضا کار می کنند.

بسیاری دیگر از هنرمند – بافنده ها، وسيله بیان و مواد را در فرشینه‌هایشان ادغام میکنند یا چیدمان هایی برپا می‌کنند.

 در دوسالانه پنجم فرشینه در سال ۱۹۷۱ میلادی در مورد کارکردهای فرشینه نوگرا این عبارت تصویب شد: «کاربرد فرشینه یا شيء بافته شده نیز آزاد بوده و میتواند به صورت: دیوار آویز، مجسمه نرم، جداکننده فضا در معماری، عنصری از طراحی صحنه و یا فضای بیرونی و محیط زیست باشد.

زمانی که نمایشگاه فرشینه های اروپایی، آرتاپستری، در سال ۲۰۰۵ میلادی برپا شد، احساس میشد که برای هنرمند – بافندگان، اشتیاق به بیان نظرات و عقاید و احساسات از طریق فرشینه ادامه دارد.

در مقاله بعدی به نقد و بررسی فرشینه های اروپا با گلیم ایران خواهیم پرداخت؛ این نکته را هم عرض کنیم که این مقاله حاصل زحمات و تلاش دکتر امیر حسین چیت سازیان، دکتر حبیب‌الله آیت اللهی و درسا سازگار می‌باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *