مقالات و مطالب آموزشی

عوامل موثر در شکل گیری نقوش دستبافته ها

عوامل موثر در شکل گیری نقوش دستبافته ها

عوامل موثر در شکل گیری نقوش دستبافته ها در هر منطقه متفاوت از مناطق دیگر است با این وجود فرهنگ و طبیعت پای ثابت همه نقوشی است که بر روی دست بافت های بشری نمایان شده است.

نقوشی که بافندگان هر یک از مناطق برای دستبافته‌ها استفاده می‌کنند مختص به خودشان است، به گونه‌ای که از رنگ و نقش دستبافته می‌توان محل بافت آن را تشخیص داد. در واقع این  نقوش  منعکس کنندۀ شرایط محلی و اقلیمی، آب و هوای محل زندگی، علایق و باورهای مردم آن منطقه است که اصالت دستبافته در همین است. از همین طریق می‌توان بافته‌های نقاط مختلف کشور را از هم باز شناخت.

مجموعه‌ای از نقوش هندسی، گیاهی، حیوانی و انسانی در بافته‌های سیستان قابل مشاهده است و حجم کاربرد نقوش هندسی در بافته‌ها بیشتر است. شکل‌گیری نقشمایه‌ها توسط بافنده ذهنی باف با شناختی که از محیط و موجودات اطراف خود دارد و یا در اثر تجربه زیستی و اعتقادی برای القای مفهوم خاصی ثبت شده‌اند.

زیباشناسی و حس بصری در جنبۀ تزیینی نقوش توسط بافنده در نظر گرفته شده است و در حد توان در به تصویر کشیدن نقوش با قالبی خوشایند و تزیینی تلاش می‌نماید.

نقش پدیده و فرهنگ در دست بافته‌ها

دو پدیده طبیعت و فرهنگ مهمترین عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری نقشمایه‌های بافته‌های مناطق بومی است. استفاده از فرم‌ها و نقوش زاویه‌دار، رنگ‌های گرم و ترکیب‌های شاد و درخشان رنگ، در ترکیب بندی‌ها نشان از تأثیر اقلیم و فرهنگ منطقه‌ای بر هنر این سامان دارد؛ از سوی دیگر بدون تردید هر قومی با توجه به عوامل تاریخی و برداشتی که از زندگی دارد، اسطوره‌ها، باورها و افسانه‌ها و هنرهای خود را در قالبی بنام فرهنگ می‌سازند.

بافندگان سیستانی نیز مانند سایر بافندگان اصیل مناطق گوناگون، از شکل‌ها و نمادهای اعتقادی و فرهنگی تمدن و دیار خود الهام گرفته‌اند و بسیاری از نقشمایه‌های نمادین را به شیوۀ خاص در هنرهای صناعی به خصوص قالی و قالیچه‌ها به کار برده‌اند.

پاره‌ای از این نقوش در ابتدای زایش، به طبیعت اشیاء نزدیکتر بوده‌اند ولی در اثر کاربرد مداوم از صورت طبیعی و معنی معین خود که در ذهن بافنده و حتی بیننده وجود داشته به‌مرور خار ج گشته و به‌صورت نماد و انتزاع درآمده و اغلب حالت تقلید گرفته‌اند به‌گونه‌ای که حتی بافندگان نیز در حال حاضر نقش را به‌صورت تقلیدی بافته و قادر به بافت مشابه این نقوش با نشانه‌هایی که نام آن‌ها بر خود دارند، نیستند.

با توجه به مؤلفه‌های متعدد تأثیرگذار در شکل‌گیری نقوش که در مطالعه‌ای جدا گانه قابل بررسی است اکنون به مقایسه طرح و نقش دستبافته‌های بی گره سیستان به طور خاص دقت نظر داریم.

بررسی طرح و نقش دستبافته های بی گره سیستان

بدون شک امکانات فنی در بافندگی، طراحی و نقش‌پردازی را محدود می‌کند و ترکیب‌بندی متفاوتی، از ًنقشه تا طرح یک نگاره را می‌طلبد مثلاَ در بافت متعادل یعنی ساده‌ترین شیوۀ بافندگی، که دارای تار و پود نمایان بر سطح دستبافته است، نقش پردازی تار یا پود کوبیده شده پدیدار می‌شود که میان عشایر به نام بافت «تاررو» یا «پودرو» موسم است.

با توجه به اینکه بافت هر دستبافته قابلیت ویژه‌ای برای اجرای طرح دارد. از این رو در بافته‌های بی گره به خصوص در گلیم پود نما و دو رو نقوش منحنی بافته نمی‌شود و در بافته‌هایی پیچ باف که به نام «سوماخ» معروفند می‌توان نقوش منحنی بافت.

اما ترکیب بافته‌ها و سلیقه حا کم در بافته‌های بی گره و فراوانی نقوش هندسی در سیستان به وفور قابل مشاهده است از این رو به معرفی نقوشی که به صورت مشترک و متفاوت در بافته‌های بی گره قابل مشاهده است می‌پردازیم.

گلیم، سفره، خورجین، جوال، نمکدان، یک تلی و مال بند مجموعه دستبافته‌های بی گره دارای نقوش بوده و همانطور که پیش از این اشاره شد آستر پشتی و پلاس فاقد نقش بافته می‌شوند از اینرو در جدول زیر به تفکیک نقشمایه‌های مشترک و متفاوت و کاربرد هر نقشمایه در بافته‌های بی گره میپردازیم.

دستبافت های سیستان | عوامل موثر در شکل گیری نقوش دستبافته ها

از بررسی نمونه‌های یافت شده تعدادی از نقشمایه‌ها به‌طور مشخص در انواع بافته‌های بی‌گره تکرار شده‌اند. که از این تعداد نمونه‌های معرفی شده در جدول بالا بیانگر کاربرد نقشمایه‌های مربوطه در انواع بافته‌های بی گره را نشان می‌دهد.

جلیک: نقشی از نوارهای رنگی که اصطلاحاَ ً به آن جلیک گویند. در اکثر گلیم ها، خورجین،  جوال و نیز سفره‌های آردی و نان، ما از این گونه باندها و نوارها میب‌ینیم؛ از این نقش در اکثر مناطق سیستان استفاده می‌شود.

مهر و نیمک: نقشمایه‌ای گیاهی است که نیمک به معنای نیم گل بوده و مهر به معنای گل کامل است.

چپراس: خطوط مضرس و تکراری ست. که با دو رنگ متضاد در کنار هم قرار می‌گیرند.

کوش: نقشی تکراری در عرض بافته‌ها به دو رنگ سیاه و سفید و به ندرت رنگی است. گاه در لبه‌های بیرونی بافته دارای زائده هستند که با همان نقش در نوار مجاور هماهنگ شده و تضاد دلپذیر را بوجود می‌آورد. گاه این نقش به صورت حاشیه، در سفره‌های آردی و سفره‌های نان عشایر و روستاییان اطراف زابل دیده می‌شود.

عجب: نقشمایهای است که بر مثلثی قائم الزاویه به دور شکلی لوزی مانند قرار گرفته است مثل اکثر نقوش در حاشیه و در روی باندهای طولی مورد استفاده قرار می‌گیرد، این بافت را معمولا در روی خورجین‌ها و نمکدان‌های عشایر در حاشیۀ دریاچه هامون در سیستان می‌توان مشاهده کرد. عجب به معنی عجیب و شگفت انگیز و زیبا می‌باشد.

سورمهر یا نقش قرمز: با نقش کارچک یکی درمیان در نوارهایی در عرض بافته‌ها دیده می‌شود؛ شاید این نام گذاری به این دلیل باشد که این نقش را ا کثرا با رنگهای قرمز می‌سازند. این نقش بیشتر در دستبافته‌های روستاهای نواحی مرزی سیستان مشاهده می‌شود.

ماه و روچ: به معنی ماه و خورشید در زبان فارسی است و جزء معتبرترین نقشمایه‌های سیستان به شمار می‌آید که در اکثر بافته‌های سیستان بخصوص جوال این نقش دیده می‌شود.

هشت چم یا هشت چشم: لوزی‌هایی که به چهار قسمت کوچکتر تقسیم شده‌اند و در نهایت هر دو لوزی بزرگ در یکی از گوشه‌ها منطبق گردیده‌اند. این نقش در همه دستبافته‌ها مشترک است و بیشترین کاربرد را داراست و بیشتر در بین روستاییان و عشایر زابل مشاهده می‌شود.

تاس کت: از دو ردیف کارچک و شکل لوزی در وسط تشکیل شده که در دو باند مثبت و منفی قرار گرفته اند و در اکثر دستبافته‌ها بخصوص جوال بافته می‌شود.

گوشواره: گوشواره‌ها در یک قسمت زاویه‌دار بهم متصل شده‌اند که با تکرار هر دو جفت گوشواره کنار هم نواری بوجود می‌آید و بین هر چهار گوشواره، جایی به شکل لوزی درست می‌شود که برای زیبایی بیشتر آن را با نقوش دیگر پر می‌کنند. این نقشمایه نسبت به دیگر نقوش کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد و بیشترین استفاده آن در خورجین، یک تلی و سفره‌های آرد عشایر اطراف شهرهای زاهدان و زابل دیده می‌شود.

بازوبند: از نقوش اصیل سیستانی است و به شکل‌های ساده‌تر وجود دارد و بیشتر برای مالبند از این نقشمایه استفاده می‌شود.

پنجه: نقشمایه‌ای به شکل یک دست باز است که در جوال بافته می‌شود.

تعویذی: پیکان‌های حاصل از دو شکل مربع و مثلث است که بیشترین استفاده آن در یک تلی می‌باشد.

کارچک: کارچک نقشمایه یا حاشیه‌ای به شکل دندانه و اره مانند است و اغلب به صورت مثلث‌های متداخل دو رنگ در طول بافته تکرار می‌شود که با نقشمایه سورمهر در کنار هم کاربرد دارند و در مناطق مختلف سیستان در میان عشایر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کاربرد نقشمایه‌های فوق در انواع دستبافته‌های بی گره در جدول بالا قابل ملاحظه است.

نتیجه گیری

دستبافته‌های بی گره به دلیل نقش کاربردی در نگهداری اشیا و حمل ملزومات زندگی، دارای وجهه کمتری زیباشناسی نسبت به بافته‌های پرزدار هستند اما ذوق و هنر زنان عشایری در انتخاب رنگ و طرح جلوه‌ای خاص به آن‌ها داده است.

جایگزین شدن ابزارهایی با سادگی و سبکی و تولید ارزانتر هر چند بستر تولید این بافته‌ها را به روند نزولی تولید برده است، اما به عنوان نشانه‌های بومی با نقوشی مشخص از میراث زندگی قبیله‌ای باقی مانده‌اند. نقشمایه‌های بافته شده و شناسایی شده در این دستبافته‌ها شامل؛ جلیک، مهر و نیمک، چپراس، کوش، (سورمهر) یا نقش قرمز، کارچک، عجب، گوشواره، ماه و روچ، هشتچم یا هشت چشم، تاسکت، بازوبند، پنجه و تعویذی است.

 از دسته بندی نقوش فوق دریافت شد که همه نقشمایه‌های اشاره شده در خورجین بافته می‌شوند. به جز نقشمایه تعویذی سایر نقوش در سفره بافته می‌شوند. نقشمایه‌های ماه و روچ، تعویذی، گوشواره و پنجه در گلیم بافته نمی‌شوند. در «یک‌تلی» به عنوان بافته‌ای تزیینی نقشمایه‌های عجب، سورمهر، ماه و روچ، هشتچم، تعویذی بافته می‌شود. بر جوال نقشمایه‌های جلیک، چپراس، ماه و روچ، هشتچم، تاس کت و پنجه بافته می‌شود. مال بند دارای نقوش هشت‌چم، بازوبند و تعویذی است و آستر پشتی به صورت گلیم ساده و نیز پالس بدون نقش می‌باشند.

ما در مجموعه لم آرت در صدد هستیم تا در کنار ارائه آموزش های قالیبافی، نکات و مطالب آموزنده مربوط به فرش و قالیبافی و دستبافت های مختلف را به شما عزیزان ارائه دهیم؛ در همین راستا پیشنهاد میکنم دو مطلب آموزنده رجشمار فرش یا گره فرش و همچنین نمد و نمد مالی را مطالعه بفرمایید.

نقش ها و طرح های مشترک دست‌بافته‌های بی‌گره سیستان – ابوالقاسم نعمت شهربابکی – سمیه میرنژاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *