هنر فرش سیستان با حفظ خصائص و ویژگیهای بومی همچنان راه خود را می پوید و نقشها، رنگها و طرحهای خاص خود را پدید میآورد. گاهی طبیعت گراست و زمانی واقعگرا و بعضی اوقات نیز با تمثیل، استعاره و رمز و اشاره مقصود خود را بیان نموده و در قالب نقش و رنگ، سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. از این رو از میان عوامل متفاوت در شکل گیری این هنر میتوان به دو عامل کلی توجه کرد: طبیعت و فرهنگ
طبیعت
زیبایی را در عالم زندگی، تنها چون واکنش آدمی در برابر کردار ریاضی طبیعت، و در عالم هنر چون بیان و اشاعه آن واکنش ریاضی، به صورتی تشدید یافته و به زبان واسطه هنری که هنرمند انتخاب کرده است میتوان به تعریف آورد.
تصویری طبیعت این خطه سرشار از ساختارهای با جلوه های خاص بصری و متشکل از پدیدهها و رخدادهای منحصر به فرد این مرزوبوم است تا آنچه را در این منطقه به وجود میآید هماهنگی ویژه ای بخشد.
تنوع محصولات فکری و ذوقی و پدیدههای هنری مردم این سامان، همگام و هماهنگ با محیط زیستی آنها حکایتی است از تکاپو و اشتیاق به جاودانگی؛ چرا که آدمی در کوره راه بودن به دنبال راهی است تا بهانهای برای زیستن پیدا نموده و دردها رنجها، تنهایی و آرزوهای فرو خورده خویش را به فراموشی بسپارد و به جای آن به عشق و امید و تازگی بیندیشد.
طبیعت خاص این مرزوبوم باعث شده تا آنچه در این منطقه وجود دارد و به وجود میآید هماهنگی ویژه ای داشته باشد.
بادهای ۱۲۰ روزه سیستان بیش از هر عامل دیگری در شکل گیری پدیده های این منطقه مؤثر است. پدیده هایی چون درختان، گیاهان، حیوانات و دیگر عناصر طبیعی باعث شده وجهی مشترک از نظر شکل و رنگ در پدیده های این منطقه به وجود آید و هماهنگی زیبا و خوشایندی پدیدار شود.
معماری، موسیقی، شعر و رقص این منطقه همه به صورت مستقیم و غیر مستقیم از باد تأثیر می گیرد. حرکت و وزش باد سبب میشود تا معماری از شکل خاصی متناسب و سازگار با شرایط اقلیمی پیروی کند.
رقص محلی منطقه نیز حرکتی موزون و هماهنگ با باد دارد. هر چند ممکن است این تأثیر گذاری بر رقص به واسطه موسیقی نیز پدید آمده باشد؛ هنرهای سنتی نیز از باد تأثیر مستقیم گرفته اند.
زاویه دار بودن نقشها و طرحهای الهام گرفته رنگ و دیگر عناصر جملگی موجب شکل گیری نوع ویژهای از تزیینات شده است.
فرانک همیلتون در اواخر قرن نوزدهم به هنگام بررسی سفالهای قوم ابتدایی زونی (Zuni) دریافت که طرح و نقش طومار روی سفال در میان سرخپوستان رونی مظهر و نشانه باد است؛ او پس از جست و جوی زیاد متوجه شد که وقتی باد میوزد بعضی از بوتهها و گیاهان بر اثر وزش باد به دور ساقههای خود میچرخند و شکل طومار را روی شن پدید میآورند.
همیلتون نتیجه گرفت که زونی های ابتدایی با چنین مکاشفه ای میان باد که برای آنها یک پدیده طبیعی و مقدس بود و نقش طومار روی شن در ذهن خود ارتباطی برقرار کرده و نقش طومار را مظهر و نمادی از باد گرفته بوده اند. از آن پس بود که نقش طومار بر روی دست ساخته ها و دست بافته های آنها ظاهر شد.
عوامل فرهنگی
بدون تردید هر قومی با توجه به عوامل تاریخی و برداشتی که از زندگی دارد اسطورهها، باورها و افسانهها و هنرهای خود را میسازد.
با نگاهی به راه و رسم زندگی هر ملت و آشنایی اجمالی با فرهنگ آنها میتوان چنین نتیجه گرفت که فرهنگ و محصولات مختلف جامعه، هر یک مشخصات ویژهای دارد که بسیار پسندیده و در خور احترام است.
چنین مقولهای در عالم هنر نیز به گونهای است که در آن هنرمندان با توجه به دریافت و برداشتی که از واقعیت امور کسب نموده اند، بدون آن مانعی در مقابل خویش ببینند، فضاهای مختلف را در کنار هم قرار داده و وقایع را روایت می نمایند، همچنین زوایای دیدشان را نسبت به وضعیت و موضوع تغییر داده و آن مظاهر رؤیت پذیر را آن طور که تمایل دارند طراحی میکنند.
عناصر گوناگون فرهنگی در هر جامعه چگونگی سیر تاریخی و تحولات جامعه را نشان میدهد. این گوناگونی و تنوع فرهنگها حاکی از اقتدار و عظمت پایدار هنرهای جاودانه و تشکیل دهنده فرهنگ آن جامعه است.
این عناصر فرهنگی سندی از وقایع و تحولات جوامع گذشته آن منطقه است که در صورت تعمق و بررسی بیش از هر منبع و سند تاریخی بسیاری از خصوصیات فرهنگی گذشتگان را نشان میدهد برای پی بردن به مفاهیم شکلی و رنگی نهفته در نقوش و رنگهای نظم یافته میتوان از جهات مختلفی روابط فرهنگی و فکری حاکم بر اجتماع منطقه را در دورههای تاریخی متفاوت بررسی کرد؛ این فرهنگ همه دست آفریدهها و اندیشه آفریدههای جوامع انسانی را از آغاز تا به امروز در بر میگیرد؛ یعنی تمامی میراث اندیشه، رفتارها، تجربه ها، آیینها و ابزار سازیهای انسان را شامل میشود.
محققان و کارشناسان آثار تاریخی سیستان و بلوچستان نیز به این باور رسیده اند که هنرهای تزیینی در این مرزوبوم رکن تکمیل کننده فرهنگ و تداعی کننده بعضی رفتارهای اجتماعی و تجلی گاه مجموعهای از نمادهای آیینی، عقیدتی و مناسک عموم مردم جامعه بوده و بعضی هنوز این خصوصیت را دارند.
در حقیقت میتوان گفت اشیاء و ابزار در این جامعهها همچون اسطورهها حامل پیامهای دینی و آیینی، وسیله تجسم فرهنگ قومی و تخلیه احکام و آرمانهای دینی و عقیدتی در ذهن فعال جامعه هستند.
این متن برگرفته ای بود از مقاله «بررسی نقش و رنگ در قالی سیستان» که توسط زهرا حسین آبادی و زهرا رهنورد نگاشته شده است؛ در همین راستا در مقاله گذشته مرتبط با قالی سیستان به بررسی رنگ قالی سیستان و مفاهیم آن پرداختیم.
شما عزیزان میتوانید در وبسایت لم آرت، در کنار آموزش های رایگان بافت قالی که توسط استاد لیلا میرزایی ارائه میگردد، از آخرین مقالات قالیبافی و فرش نیز بهره مند شوید.