طرحها و نقوش قالیهای قاجار را در این مطلب با هم بررسی میکینم؛ در مورد قالیهای دورۀ قاجار میتوان چنین در نظر گرفت که اندازهها ، نقشها و نقشمایههای بسیاری از قالیها اقتباسی از دورۀ صفوی بوده است. بهخصوص ترنج مرکزی، لچک ترنج، طرح شبکهای که با نقش اسلیمی و شاهعباسی در سرتاسر این دوران بافته میشده است. در واقع طرحهای مربوط به فرشهای ظریف، که در اواخر قرن سیزدهم ه.ق (قرن 19 م) و اوایل قرن چهاردهم ه.ق (قــرن 20 م) بافته شده، یادآور دوران کلاسیک است. این بافتهها معمولاً به شیوۀ خاص سفارش داده میشدند و شاید نشاندهندۀ بقایای تولید کارگاهی محلی در دورة قبل از قاجار هستند. در مقابل آنها فرشهایی با طرح کلاسیک روز وجود دارند که استادانه از بافتههای قدیمیتر یا از تصاویر کتابهای فرش و کاتالوگهای فروش و موزهها الگوبرداری شدهاند تا بتوان آنها به عنوان فرش عتیقه قلمداد و تقاضای خاصی را در بازار برآورد کرد. قابل توجه است که این فرشها اغلب با مواد شیمیایی شسته میشدند یا به روشهای دیگر بر روی آنها کار میشد تا فرش کهنه به نظر برسد.
در طرح و نقش قالیهای قاجار عمدتاً شــیوهها و سنتهای دورۀ صفوی به کار برده و توجه خاصی به آنها میشد. با وجود این، برخی تفاوتها و تغییرات به وجود آمده در زمینة طرحها و نقوش قالیهای قاجار از پیکرۀ نقوش سنتی شناختهشده دور نیست.
در بخشی از تغییرات که عمدتا در نقوش قالیها تحت تأثیر فرهنگ و هنر غربی شکل گرفته است به نظر میآید طراحان کمال سعی خود را برای بومیسازی و سازگارمند نمودن نقوش جدید با سنتهای قالیهای ایرانی به کار گرفتهاند. طرح قالیهای قاجاری نیز عمدتاً با تابعیت از سنتهای دورة صفوی و با تناسبات بسیار نزدیک به آنها شناخت میشوند. عمده طرحهای به کار رفته در قالیهای این دوره را میتوان چنین معرفی نمود: لچک ترنج، واگیرهای، افشان، باغی، قابی یا بندی، محرمات، محرابی، خشتی، تلفیقی و تصویری.
قابل توجه است که طرح محرمات با وجود آنکه در نگارههای دوره صفوی به کرات روی پارچهها یا جل اسبها دیده میشود، هیچگاه به عنوان طرح قالی ترسیم نشده است. طرح محرمات علیرغم چنین دیرینهای در نگارگریهای ایرانی صرفاً در دوره قاجار برای طرح قالی مورد استقبال قرار گرفته است. همچنین طرح خشتی را نیز باید از جمله طرحهای ویژۀ قاجار برشمرد. در واقع پیش از دورۀ قاجار، قالی با طرح خشتی مرسوم این دوره شناسایی نشده است. به نظر میآید اساس طرح خشتی از تقسیمبندیهای هندسی طرح باغی دریافت شده باشد.
قالیهای تصویری نیز به واسطة تأثیر و نفوذ شیوههای هنری غربی و عکاسی در دورۀ سلطنت ناصرالدین-شاه از موضوعات قالیهای آن دوره محسوب شدند. این قالیها شامل تصاویر شاهان، بزرگان و مشاهیر، موضوعات ادبی، نقوش باستانی، منظره، بزم و… بوده است. تصویر پادشاهان که از دوره باستان در فرهنگ و جامعه ایرانی از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار بوده بر قالیهای دوره قاجار نیز به منظور ابراز قدرت و شکوه و جلال آنان بازنمایی شده است.
در نقاشیهای دورة قاجار در قرن سیزدهم ه. ق نقشهای کوچک تکراری چون هراتی و میناخانی در مجموعه نقوش قالی بیشتر دیده میشوند؛ حتی نقش بتهجقة تکراری که در منسوجات و فرش دوره قاجار عمومیت یافتند. توصیفهایی نیز از منازل متمولین و صاحبمنصبان قاجاری در قرن سیزدهم ه.ق حکایت از استقبال از قالیهای طرح هرات دارد. اگرچه بسیار حیرتآور است که هیچگونه نقشی که منتسب به قالیهای هرات است در نقاشیهای آن دوره دیده نمیشود.
«نقش گل سرخ را در فرهنگ جوامع غربی همانند نقش نیلوفر در شرق میدانند. شکل پیمانه مانند گل سرخ نیز با مفهوم حیات و زندگی و دربردارنده نمادی از بهشت نیز همراه است. حتی بیشتر گلهای سرخ بـه صورت تمثیلی با مفاهیم عدد هفت پیوند دارند و با هفت گلبرگ ترسیم میشوند.»
حضور فرنگیسازی و نقوش گل فرنگ در متن و حواشی قالیها از دورة قاجار پدیدار میشود. به نحوی که «نقشمایه گل فرنگ به گل گوبلن گفته میشود. همچنین به نگارههایی که از راه بافتههای اروپا به ایران رسیده است. به گل سرخی که به جای تهیه طرح انتزاعی از آن، آن را هرچه نزدیکتر به طبیعت نقش کرده باشند نیز گل فرنگ میگویند.»
این توصیف دربردارندة منشأ و منبعی غربی برای گل فرنگ همانند نام آن است. در حالی که پرهام اعتقاد دارد اصل این نقوش برگرفته از گل سرخ محمدی است، که گل بومی سرزمین ایران است، و حتی نقش آن از دورة صفوی در هنرهای ایران کاربرد یافته است.
به نظر بسیاری از پژوهشگران، رواج نقش گلهای فرنگی بر قالیهای قاجار تحت تأثیر فرهنگ طبیعت-گرای غرب صورت پذیرفته است اما طراحان ایرانی آن را به گونهای بومیسازی کردهاند که در همراهی با نقوش سنتی ایرانی وجه هماهنگ متناسبی یافته است، به گونهای که برخی بر منشأ ایرانی گلهای فرنگی در قالیهای ایرانی نظراتی ارائه کردهاند.
نقوش، عناصر و اجزای تشکیلدهنده طرح قالیها هستند که با ترکیب و همنشینی که در متن طرحها با یکدیگر مییابند به آرایهها، مفهوم و اعتبار زیباییشناسانه میبخشند. با شناخت مفاهیم نقشها که در نظر نخست صرفاً تزئینی به نظر میرسند، حقیقت محتوایی آنان آشکارتر میشود. برخی از پرکاربردترین نقوش قالیهای قاجار که عمدتاً در دورۀ صفوی نیز با مفاهیم و محتوای مشابه مورد استفاده قرار می-گرفتند عبارت بودند از:
نقوش گیاهی: اسلیمی، درخت، درخت سرو و بته، گل عباسی، گل رز.
نقوش حیوانی: مرغ، طاووس، سیمرغ، اژدها، شیر، ماهی.
نقوش اشیا: گلدان، حوض، قندیل.
نقوش تصویری قالی های قاجار
نقوش تصویری در قالیبافی دوره قاجار رواج یافته است. باید در نظر داشت که نقوش تصاویر با مفهومی که در قالیهای دورۀ قاجار مورد نظر است با مفهوم نقوشی که در متن قالیهای دوره صفوی دریافت میشود، متفاوت هستند. تصاویر در قالیهای قاجار به گونهای هستند که از نشــانههای دیداری تشکیل شدهاند. نشانههای دیداری عبارت از آن چیزی است که با چشم میبینیم و با ادراک حس میکنیم. منظره طبیعت، پرتره اشخاص، رخداد تاریخی و هر آنچه میتوان تصویری نامید که در متنی ثبت شدهاند و به این ترتیب هرگاه نشانهای دیداری در متنی جای گیرد به نشانهای تصویری تبدیل میشود. به دیگر بیان تصویر تقلیدی از عالم واقع است. نقوش تصویری قالیهای قاجار در اغلب موارد به موضوعات دینی، باستانی (تاریخی)، داستانی یا ادبی میپردازند.
در قالیهای دوره صفوی به ندرت نقوش تصویری که روایتگر موضوعی باشند مشاهده میشوند. چنین قالیهایی نیز همانند نگارگری دورۀ صفوی مضمون ادبی دارند. نقوش حیوانات نیز در قالیهای صفوی پیش از آن، که جنبه تصویری بیابند، دارای جنبة تزئینی هستند. حتی در قالی شکارگاه موزه وین همنشینی تصاویر و نقوش تزئینی در کنار یکدیگر چندان روایتگر موضوع خاصی جز مفهوم کلی شکار نیستند و به عبارتی مفهوم بسیاری از نقوش، که دارای تصویری هستند، بیانی مستقل ندارند و به همراه سایر نقوش انتزاعی تزئینی همان هویت نقوش تزئینی را دارا هستند. با تأکید بر این نکته که هنرمندان طراح قالیهای صفوی چندان به موضوعات تصویری و طبیعتگرا توجهی نداشتهاند، توجه بر این نکته لازم است که در دورة عباسی گفتمانی جدید در عرصۀ هنرهای تجسمی صفوی شکل گرفت که وجوه طبیعتگرایانه و واقعگرایانه داشت و با وجود تأثیراتی که برخی از هنرمندان دورة صفوی و پس از آن از شیوۀ طبیعتگرایانه داشتند اما به واسطه عدم تسلط این شیوه (گفتمان) در سایر حوزههای هنری و فرهنگی جامعۀ صفوی، تأثیراتی از آن به ویژه در قالیهای صفوی مشاهده نمیشود.
تصاویر پادشاهان قاجار (فتحعلیشاه، ناصرالدینشاه، محمدعلیشاه، احمدشاه) و دیگر پادشاهان باستانی (هوشنگشاه، خشایارشاه، شاپور) و همچنین شاهعباس اول و نادرشاه افشار در قالیهای قاجار توجهی به اهمیت قدرت پادشاهی است که همجهت با شیوههای سیاستهای فرهنگی آنان به منظور افزایش اقتدار سیاسی پادشاهان قاجاری صورت میگرفت. به هر روی قالیهای تصویری دورة قاجار با مضامین مذهبی، ادبی، باستانی، پادشاهی و مشاهیر با جهتگیریهای فرهنگی و سیاسی اجتماعی قاجار همسو بودند.
با وجود آنکه قالیهای تصویری دوره قاجار ناشی از تأثیر گفتمان مدرنیته در قالیبافی به شدت سنتی ایرانی تلقی میشود، به نظر میآید این نقوش عمدتاً مورد توجه بازارهای داخلی بوده است و حتی با وجود توسعۀ قالیبافی در دورة ناصری و فعالیت گستردۀ شرکتهای خارجی، قالیهای تصویری مورد توجه غربیها نبود و از سوی بازارهای غربی سفارشی دریافت نمیکرد.
در پایان یادآور میشویم شما میتوانید با تهیه دوره های آموزش قالیبافی لم آرت که توسط استاد لیلا میرزایی تهیه شده است، در هر زمان و مکانی به فراگیری قالیبافی بپردازید.