مقالات و مطالب آموزشی

توسعه صادرات فرش در دوران صفوی

صادرات فرش در دوران صفوی

صادرات فرش در دوران صفوی به اوج خود تا آن زمان رسید؛ رونق فرش بافی و تحول تجاری در صنعت فرش و آشنایی این هنر اصیل به جهانیان در زمان صفویان رخ داد.

در این مطلب ابتدا به دلایل و زیرساخت هایی که منجر به رونق اقتصاد و تجارت و البته رونق تجارت فرش شد می‌پردازیم؛ به طور کلی نهاد اقتصاد و در مفهوم عام آن «روابط اقتصادی»، از مهم‌ترین و مؤثرترین نوع روابط در بین گروه‌های انسانی است که هم در شکل‌دهی ساختار جامعه و هم در اشکال مختلف روابط اجتماعی تأثیر بسزایی دارد. این مهم در دوران اسلامی شکل جدی‌تری از تعامل میان حکومت و جامعه را به خود اختصاص می‌دهد.

عصر صفوی – شاخص مطالعه در تحقیق حاضر- که به دوره طلایی رونق اقتصادی ایران مشهور است، رشد و توسعه خود را مرهون پویایی اجتماعی جامعه کشاورز و دام‌پرور از یک‌سو و شهرهای اقتصادی از سویی دیگر بوده است. با توجه به اینکه نهاد ملی «اقتصاد» در کنار مؤلفه‌های «سیاست» و «دین»، سه رکن اساسی ساختار تشکیلاتی صفویان را تشکیل می‌داد.

با آغاز به‌کار دولت متمرکز و فراگیر و مقتدر صفوی، نهاد اقتصاد ملی با فعالیت‌های رو به‌رشد زیربخش‌های صنعت، اصناف، کشاورزی و دام‌پروری در تعاملی دوسویه با نهاد حکومت (سیاست)، نقش مهمی در بازآفرینی اقتدار اقتصادی ایفا کرد.

نقش شهرهای احداثی جدید در صادرات فرش صفوی

سؤال اصلی تحقیق حاضر این است که شهرهای احداثی صفویان در کنار شهرهای توسعه یافته چه نقشی در فرایند تجاری شدن صنعت فرش داشته‌اند؟ در پاسخ به این پرسش می‌توان این گونه استنباط کرد که شاهان صفوی و در رأس آن شاه عباس اول با احداث و توسعه شهرهای اقتصادی و تقسیم آن به سه بخش شهرهای تولیدی، واسطه‌ای و صادر کننده، چرخه پویای تجارت منطقه‌ای و بین‌المللی را با استفاده از آبراهه‌های آزاد فراهم نمودند.

مناطق شمالی و جنوبی ایران به دلیل دسترسی به آب‌های آزاد، تأثیرگذارترین نقاط جغرافیایی در اقتصاد صفویان به شمار می‌آمدند. در این میان تجارت ابریشم و محصولات تولیدی چون منسوجات اعم از پارچه‌ها و فرش‌های نفیس از مهم‌ترین کالاهای صادراتی ایران به شمار میرفته است.

در این مقاله سعی شده با استفاده از رویکرد تحلیل تاریخی و بررسی منابع مکتوب تاریخی و جغرافیایی (سفرنامه‌های اروپاییان)، تدابیر اقتصادی شاه عباس اول در مقیاس تجارت داخلی و خارجی تشریح شده و عملکرد شهرهای اقتصادی و مراکز عمده بافندگی فرش مورد ارزیابی قرار گیرد.

در نهایت به ویژگی‌های ممتاز هنری فرش‌های این دوره و نقش هنر فرش‌بافی و صنعت فرش از منظر تجاری پرداخته خواهد شد. در این تحقیق بیش از آنکه به مباحث تخصصی و فنی و سبک‌شناسی فرش پرداخته شود، تمرکز بیشتر بر نگاه کلان به مقوله تجارت و فرایند تولید، توزیع و مصرف در صنعت فرش خلاصه می‌شود.

به عبارت دیگر بررسی سازو‌کارهای تجارت فرش و نقش آن در ثبات سیاسی و اقتصادی صفویان از اهدافی است که در این نوشتار پیگیری میشود.

اجرای تدابیر اقتصادی شاه عباس اول

با نگاهی به ساختار اقتصادی صفویان و ترکیب جمعیتی جامعه عصر صفوی به‌روشنی می‌توان رابطه تنگاتنگی را میان میزان تولید و سهم هریک از بخش‌های هرم جمعیتی در اقتصاد این دوره مشاهده کرد.

بر اساس اسناد موجود از عصر صفویه، جمعیت ایران، بین 6 تا 10 میلیون نفر بوده است که از این تعداد %45 تا %55 در روستاها ساکن بودند. به عبارت دیگر جمعیت روستایی ایران بالغ بر دو میلیون و هفتصد هزار نفر تا 5 میلیون نفر بوده است. همچنین پراکندگی طبقه دام‌پرور نیز حدود %35 تا %45 و به تعبیری دو میلیون و 500 هزار نفر را شامل می‌شده است. کمترین بخش جمعیتی هم در شهرها استقرار داشت که معادل %15  از کل جمعیت را تشکیل می‌داده است.

بنابراین با یک تحلیل آماری می‌توان دریافت که صفویان با آگاهی از توانمندی‌های موجود در بخش روستایی و تلش در جهت ساماندهی و هدفمند کردن فعالیت‌های کشاورزی و دام‌پروری، اهرمهای قدرتمندی برای اقتصاد شهری به‌وجود آوردند.

اقتصاد شهری نیز با زیرمجموعه‌های صنعت، اصناف (بازاریان) و بازرگانی نقش کلیدی در فرایند تجارت برعهده داشت. بدین صورت که محصولات کشاورزی و دام‌پروری در روستاها تولید و در بخش صنعت تبدیل به کالا می‌شد و در نهایت در مرحله بعد از طریق بازرگانی داخلی یا خارجی به بازارهای هدف عرضه می‌شد.

اصفهان در دوران صفوی

از این‌رو می‌توان مشاهده کرد که صفویان با ایجاد چرخه هماهنگ تولید، توزیع و مصرف و فعالیت منظم تمامی بخش‌ها، زمینه‌های رشد و توسعه اقتصادی را فراهم نمودند.

بین سال‌های 996 تا 1038 ه.ق دوره حکومت شاه عباس اول ایران، شاهد مقتدرترین حکومت اسلامی در قلمرو صفویان بود. شاه عباس با شکست ازبکان و فتح هرات و قندهار و حاکمیت بر سواحل جنوبی ایران از طریق چیرگی بر جزایر هرمز و کیش و نیز ارتباط منطقی با اروپاییان با حفظ منافع ملی در تجارت خارجی، توانست بار دیگر جایگاه ایران را در عرصه بین‌المللی بازسازی نماید؛ همچنین رویکردهای روشمند شاه عباس اول در نظام تجاری و انحصارگرایی در کالاهای راهبردی چون ابریشم، موجب تقویت مبانی اقتصادی حاکم بر تجارت خارجی شد.

این درحالی بود که بر اساس جغرافیای سیاسی ِ ایران عصر صفوی و رویارویی با دو قدرت ازبکان در شرق و عثمانی در غرب، فعالیت‌های اقتصادی، به‌صورت امری پرخطر درآمده بود. افزون بر این وجود فلات مرتفع ایران و محدودیت در توسعه شبکه ارتباطی زمینی در مناطق غربی کشور بر مشکلات کار می‌افزود.

شاه عباس اول با اقدامات مؤثر خویش مانند گسترش تجارت دریایی در دو آبراهه شمال و جنوب، توسعه و ترمیم شبکه راه‌های ارتباطی از طریق ساخت پل‌ها و کاروان‌سراها، استفاده از توانمندی‌های محیطی مناطق شمالی در تهیه و تولید ابریشم، تأسیس شهرهای نوبنیاد با عملکرد اقتصادی و نیز احیاء کارگاه‌های بافندگی در مناطق مرکزی ایران، انقلابی در عرصه اقتصاد و تجارت خارجی آغاز کرد.

از دیگر سیاست‌های سنجیده اقتصادی وی می‌توان به ترغیب تجار ارمنی به واسطه‌گری در تجارت داخلی و خارجی، و کوچ اجباری اقلیت‌های دینی چون گرجیان و ارمنیان و نیز کردها به مناطق مستعد تولید ابریشم اشاره کرد که در نهایت منجر به بهره‌برداری مطلوب از توانمندی‌های اقشار مختلف اجتماعی شد.

شاه عباس با مالکیت انحصاری ابریشم تولیدی مزارع شمال و شمال غربی کشور توانست با بهره‌گیری از نبوغ تجاری ارمنیان از طریق رایزنی با کشورهای اروپایی و گشایش نمایندگی‌های فروش ابریشم در هلند، ونیز و لندن تحرکات جدی در نظام تجارت خارجی به‌وجود آورد.

وی در بخش کشاورزی نیز با تبدیل املاک خاصه به املاک دولتی و تولید ابریشم در مناطق مستعد و پیامد آن خرید تضمینی از کشاورزان در زمان جمع آوری محصول، از یک سو اطمینان خاطر کشاورزان در تحویل و خرید محصولات را فراهم نمود و از سویی دیگر نظمی منطقی در اداره تشکیلات تجاری و معاملات اقتصادی به‌وجودآورد.

درحوزه زیرساخت‌های عمرانی، می‌توان به گسترش راه‌های تجاری همچون راه «شاه عباسی» اشاره کرد که موجب اتصال مناطق شمالی به فلات مرکزی ایران شد؛ فعال‌سازی بنادر جنوبی و شمالی و تشویق شرکت‌های تجاری شرقی هند، انگلیس و هلند همزمان با تثبیت حاکمیت ملی بر جزایر استراتژیک هرمز و بندرعباس از دیگر اقدامات وی محسوب می‌شود.

اعطای امتیازاتی نظیر حذف تعرفه‌های گمرکی و مالیات کالاها و حمل و نقل آن به شرکت‌های انگلیسی و هلندی و محدود ساختن پرتغالی‌ها در تجارت خارجی مناطق جنوبی ایران از دیگر راهکارهای طولانی مدت شاه عباس اول به شمار می‌رفت.

نقش شهرهای عملکردی و مراکز بافندگی در توسعه تجارت خارجی از جمله اقدامات عمرانی شاه عباس اول در فرایند تجاری شدن ایران در قرون 10 و 11 ه.ق احداث شهرهای نوبنیاد در کنار احیای بافت کهن شهرهای توسعه یافته‌ای بود که با هدف پی‌جویی سیاست‌های اقتصادی در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی تلاش می‌کردند.

شهرهای احداثی شمالی ایران نظیر فرح‌آباد، ساری و اشرف علاوه بر جنبه تفریحی و خوش‌گذرانی برای شاهان و دربار صفوی، پایگاه مناسبی برای بازرگانی و تجارت دریایی با همسایه شمالی – روسیه تزاری – به‌شمار می‌آمدند.

 شاه عباس اول عملاً با تأسیس این دو شهر در کنار فعال ساختن بنادر مشهدسر و میانکاله بخش وسیعی از بازرگانی دریای مازندران را در دست گرفت و رقیب اصلی خود، بندر اقتصادی هشترخان را از پیش روی برداشت. مهمترین کالای صادراتی ایران در بنادر شمالی، ابریشم تولیدی مزارع شمال و شمال غربی ایران بود که به روسیه صادر میشد و به جای آن مقادیر هنگفتی نقره وارد کشور می‌گردید. این مهم بیشتر به دلیل فقر معادن نقره و نبود فناوری استخراج آن توجیه می‌شود.

در مناطق جنوبی ایران نیز با توجه به دسترسی به آب‌های آزاد، تجارت در سطح گسترده‌تری جریان داشت. با باز پسگیری این جزایر به‌دست امام‌قلی‌خان – فرمانده شاه عباس و حاکم لرستان- و جایگزینی بندرعباس به‌عنوان کانون اصلی تبادلات اقتصادی منطقه و عقب راندن پرتغالی ها تا جزیره گنگ و ایجاد محدودیت‌های گمرکی و حمل و نقل کالا برای آن‌ها، تاحدودی سیاست‌های اقتصادی شاه تحقق یافت.

حضور شرکت‌های انگلیسی و هلندی و اعطای امتیازات ویژه در تجارت ابریشم و دیگر کالاهای مصرفی بازار ایران، امکان ظهور فعالیت‌های تجاری را برای اروپاییان در خلیج فارس فراهم کرد. رایزنی برادران شرلی در جذب سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی در ایران نمونه‌ای از این گونه تلاشهاست.

پسکرانه‌های خلیج فارس هم محل داد و ستد و فعالیت‌های اقتصادی گردید و شهر لار با بازار و چهارسوق‌های متعدد به مکانی برای رفت و آمد تجار و ثروتمندان داخلی و خارجی تبدیل شد.

در کنار اینگونه شهرها که بیشتر نقش پشت صحنه روابط تجاری را برعهده داشتند، شهرهای توسعه یافته قرار داشتند. به‌طورکلی در این دوره شهرهای سیاست‌گذار با توانمند کردن فضاهای معماری و شهرسازی درصدد پویایی و تکامل بافت متمرکز شهری در خدمت رساندن به فعالیت‌های اجتماعی برآمدند.

نحوه پراکندگی و آرایش فضایی شهرهای اقتصادی عصر صفوی حکایت از آن دارد که نوع مکان‌گزینی آن‌ها از سه بخش شهرهای تولید‌کننده، شهرهای واسطه‌ای و شهرهای صادر‌کننده تشکیل می‌شده است.

این مسئله خصوصاَ در شهرهای تولیدکننده ابریشم مصداق عینی داشته است. در این میان شهرهای تولید کننده وظیفه تولید و پرورش کرم ابریشم را برعهده داشته که شهرهای شمالی در این گروه جای دارند.

تجارت و صادرات فرش صفویان

گروه بعدی شهرهای واسطه‌ای بودند که به تبدیل مواد خام (ابریشم تولیدی) به کالا نظیر منسوجات از قبیل فرش و پارچه در کارگاه‌های بافندگی اشتغال داشتند که شهرهای مرکزی از این دست هستند. در این گونه شهرها، کارگاه‌های فعال بافندگی عهده‌دار تولید مهمترین کالاهای صادراتی حاصل از ابریشم یعنی منسوجات از قبیل فرش‌های زربفت و پارچه‌های نفیس بودند.

کارگاه یا کارخانه‌های تولیدی در این دوره به دو بخش دولتی و بومی (محلی) تقسیم می‌شدند. کارگاه‌های تولیدی که تحت نظارت مستقیم دولت قرار داشت، به بیوتات سلطنتی شهرت داشت.

بدیهی است تعداد زیادی از صاحبان حرف مختلف همچون نگارگران، خوشنویسان، بافندگان و رنگرزان در این کارگاه‌ها مشغول به‌کار بوده‌اند. در اصفهان قرن 11 ه. ق از 33 صنف اصلی، 8 صنف به‌طور فعال با صنف پارچه‌بافان همکاری می‌کردند. معمولاً در این کارخانه‌ها نه تنها فرش‌های تجملی برای قصر شاهان صفوی و مساجد بافته میشد، بلکه به‌عنوان هدایا به فرمانروایان کشورهای مختلف چون سلطان عثمانی و ازبک و نیز برای صادرات مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در آخر نیز شهرهای بندری و صادرکننده در جنوب ایران قرار داشتند که حمل و نقل و صادرات و واردات کالاها را انجام می‌دادند. ذکر این نکته ضروری است که شهرهای بندری در شمال ایران، در واقع توانایی این فرایند را بهطور همزمان داشتند، ولی به دلیل حجم زیاد مبادلات و قرار داشتن بازارهای هدف در جنوب این مهم تحقق نیافت. از سویی دیگر با اجرای رویکرد اقتصادی فوق، فرصت درگیر ساختن تمامی شهرها از شمال تا جنوب کشور و تجاری سازی بخش‌های وسیعی از کشور فراهم گردید.

همچنین با فعال شدن آبراهه شمال به جنوب و منفعل ساختن شاهراه زمینی شرق به غرب که از خاک عثمانی به اروپا منتهی می‌شد، تا حد زیادی از فشار سیاسی و اقتصادی ترکان عثمانی بر شاه عباس اول کاسته شد. بدیهی است که در تحقق این امر مشارکت جدی شرکت‌های انگلیسی و هلندی در جنوب و انزوای کامل تجاری پرتغالی‌ها و همچنین سیاست خارجی شاه در برقراری راه‌های جدید اقتصادی غیرقابل انکار است.

 سفرنامه‌های اروپاییان پیرامون اهمیت صنعت نساجی، اطلاعات مفیدی را ارائه می‌دهند. به‌طور مثال می‌توان به سفرنامه تاورنیه اشاره کرد که کارگاه سلطنتی اصفهان را حد فاصل کاخ چهل ستون و میدان شاه ذکر کرده است: «… در آنجا حیاط بزرگی مخصوص بیوتات هست که در یک سمت آن دستگاه قالیبافی از ابریشم و زر و پارچه‌های زری که برای مصارف شاه بافته می‌شود دایر شده است.»

در جایی دیگر از قالی‌های کرمان، پارچه‌های نرم و لطیف از پشم شتر، پارچه‌های زربفت در مراکز تولیدی کاشان، یزد و اصفهان نام برده می‌شود. شاردن همچنین درباره شهر کاشان می‌نویسد: «…ثروت و شهرت کاشان مدیون منسوجاتش بود. پارچه‌های ابریشمی، زربفت، اطلس، مخمل، تافته و زری‌های ساده که با طرح‌های پیچیده و نخ‌های گوناگون گلدوزی و قالبدوزی می‌شد. تنها در یکی از نقاط حومه شهر، بیش از هزار کارگر ابریشم‌باف زندگی می‌کردند.»

این مطلب برگرفته ای بود از مقاله بازخوانی تحولات تجاری صنعت فرش در عصر صفوی اثر عابد تقوی که بخش اول آن تقدیم نگاهتان شد؛ در بخش دوم به بیان جزئیات بیشتری از فرش در دوران صفوی می‌پردازیم.

شایان ذکر است مجموعه لم آرت به تهیه و انتشار آموزش های قالیبافی اینترنتی پرداخته است تا شما همراهان عزیز در هر زمان و مکانی بتوانید از این آموزش ها استفاده کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *