در این مطلب به بررسی نگاره شیر به عنوان یکی از نمودهای اساطیری خورشید و مهر در قالی ایرانی و دستبافته های ایرانی میپردازیم.
در مقاله قبلی با عنوان نمودهای اساطیری خورشید و مهر در فرش دستباف ایران ذکر کردیم که قالیبافی مناطق مختلف یکی از مهمترین حوزههایی است که باورهای اساطیری مرتبط با خورشید و آیین مهر در آن قابل شناسایی و بررسی است. نمودهای اساطیری خورشید و مهر در قالب نگارههای قالی ایران به دسته های جانوری، گیاهی و تجریدی و هندسی تقسیم میشوند که در این مقاله به بررسی نگاره شیر به عنوان یکی از دسته های جانوری میپردازیم.
ناگفته نماند ما در گذشته نیز به بررسی نقش شیر در قالی های ایرانی پرداختیم که میتوانیم به مطلب نقش شیر در قالی های قشقایی اشاره کنیم.
جانوران نقش عمدهای در باورهای انسان عصر اساطیری دارند؛ بر روی سفالهای متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد هنوز علامت و نشانی از خورشید نیست ولی ظروف متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد نقش حیوانی بر خود دارند كه از تیره گربه و شبیه شیر است و گاه حیوان ماه را دنبال میكند.
شیر، تجلی زمینی مهر بر روی زمین
ولی اهمیت شیر نه تنها به عنوان دشمن باران بلكه به مثابه و نماد تابستان مطرح میشود و حضور ماه و خورشید با هم گذشت فصول را تداعی میكند.
شیر یکی از نمودهای مهم جانوری مهر است. مهر در هیئت شیر یا مردی جوان نمود مییابد، شیر تجلی زمینی مهر در بین درندگان میباشد و جایگاه شیر در آیین مهر، چهارمین مرحله از درجات هفتگانه تشرف است، اشخاصی که به درجه شیر تشرف مییافتند از متشرفان بلند پایه این آیین محسوب میشدند.
نگاره قربانی کردن گاو به دست مردی جوان یا دریده شدن گاو به دست شیر، ریشه در همین آیین دارد، چرا که ایزد مهر به فرمان خدای بزرگ هرمزد، نخستین آفریده جانوری یعنی گاو را میکشد تا از جسم و تن این گاو نخستین، زندگی گیاهی و جانوری پدید آید که بیان گر مسئله برکت بخشی است.
به غیر از ارتباط شیر با آیین مهر، معانی مختلف دیگری نیز در ادوار مختلف فرهنگی هنری داشته است. شیر در دوره ساسانی بیانگر شوکت و جلال سلطنت و قدرت شاهی میباشد؛ در دوره اسلامی مبین شأن و مقام بزرگان دینی و از دوره صفویه نگاره شیر و به خصوص در تركیب شیر و خورشید، نمودگار معنایی از بزرگان شیعه و به ویژه قدرت علوی میشود.
در سنگ قبرهای قدیمی گورستانهای آذربایجان، چهارمحال و بختیاری، فارس، لرستان و خوزستان و امامزادههای اصفهان، نشان شجاعت مردان است.
شیر نماد برج اسد است كه خورشید در این برج مقارن با مرداد ماه، نهایت گرما و درخشش را دارد؛ نگارههای مختلف شیر گاه به صورت هندسی و استیلیزه و گاه به صورت واقعگرایانه در ارتباط با دیگر نمادهای آیینی، یا تلفیقی با دیگر اجزای حیوانی نظیر شاخ و بال، و یا تركیب با عناصر مجرد و انتزاعی نظیر چلیپا و خورشید نقش شده است.
تلفیق و ترکیب صورتهای گوناگون نمادهای اسطورهای جانوری و گیاهی در زمینه هنرهای مختلف و بر پایه نگرشهای آیینی در جهت افزایش اثربخشی و انتقال قدرت آنها، از عصر مفرغ به بعد در تمامی تمدنهای مختلف فلات ایران دیده میشود.
نگاره شیر در قالیبافی ایران
جدای از هنرهای مختلف، این نگاره در قالیبافی ایران نقشی بسزا ایفا کرده و به فراوانی بر قالی نقش شده است.
در قدیمیترین قالی مکشوف یعنی قالی پازیریک، نگاره شیر با اجزای بدن دیگر جانوران نظیر بال عقاب و به صورت تلفیقی (شیردال) در حواشی باریک بیرونی و درونی، مکرر نقش شده است.

نگاره شیر تا به امروز در قالیهای روستایی و عشایری با بار رمزی و معنایی جایگاه خاصی داشته است.
در قالیچههای موسوم به شیری، علاوه بر دیگر معانی رمزی، نمادی از مرد خانواده است که به سفر و یا جنگ رفته و استفاده از این قالیچهها در خانه بیانگر حضور معنوی و دایمی مرد خانواده اس.
نگاره شیر از لحاظ شیوه نقشپردازی در سبکهای قالیبافی ایران معمولاً به چند صورت ترسیم میشود؛ در سبک شهری در نقوش گرفتوگیر و ساختارهای شکارگاهی، لچک ترنجی و … نمود یافته است. در این ساختارها نگاره شیر در الویت بصری قرار ندارد و همراز با دیگر نگارههای متن نقش میشود.
نمونههای بارز و شاخص این قالیها از عصر صفویه و در مناطقی چون کاشان، اصفهان، تبریز و دیگر مناطق بزرگ قالیبافی شهری این دوره دیده میشود و در ادوار بعدی هم به همان صورت تداوم مییابد.
بار معنایی و رمزی شیر ملهم از آیین مهر، در این قالیها کمرنگ شده و یا به صورت تزیینی صرف نقش شده است؛ در سبکهای روستایی و به ویژه عشایری، به صورت تلفیقی و ترکیبی مانند نگاره شیر و خورشید و یا به تنهایی همراه با دیگر عناصر و نگارههای بهکار رفته در دستبافتهها متجلی میشود و معمولاً در تقدم بصری نمیباشد.
در بافتههای مناطق مختلف ایران مانند دستبافتههای عشایری خراسان، ورامین، بختیاری، لرستان و فارس صور مختلف این نگاره را میتوان دید اما نکته قابل توجه، فراوانی این نگاره و استفاده مکرر از آن در دستبافتههای فارس و مناطق همجوار میباشد.
نقش شیر در قالیچه نیز با شیرهای سنگی و سنتها و آیینهای قدیمی… بیارتباط نیست؛ زیرا اغلب قالیچههای شیر دار كه تاكنون به دست آمده متعلق به مناطقی است كه شیرهای سنگی در آنجا وجود دارد و شباهت زیادی كه بین برخی از قالیچههای شیری و شیرهای سنگی وجود دارد، بهترین دلیل این همبستگی میباشد.
بافتن قالیچههای شیردار، زمانی در بیشتر مناطق تحت نفوذ ایران از قفقاز تا ختن و از كردستان تا كرمان مرسوم بوده است؛ در این قالیچهها و گبهها شیری، اغلب نگاره شیر تقدم دیداری دارد و سطح زیادی از متن گبه و قالیچه را به خود اختصاص داده است.
یكی دیگر از انواع نمودهای بصری، نگاره پاسداری دو شیر از درخت زندگی، نماد نامیرایی و بیمرگی است و در بافتههای منطقه چهارمحال و بختیاری دیده میشود.
نگاره شیر و خورشید كه از صورتهای تلفیقی شیر با عناصر نمادین دیگر است، در هنرهای مختلف ایران از جمله دستبافتهها به فراوانی متجلی شده است؛ شیرهای ستاره نشان یعنی شیرهایی که نگاره ستاره هشت پر را روی ران خود در یک قاب هشتگوش دارند، از جلوههای اولیه نگاره شیر و خورشید محسوب میشوند.
قدیمیترین نگاره ترکیبی و تلفیقی شیر با چلیپا، متعلق به اواخر هزاره دوم روی جامی مکشوفه از تمدن مارلیک میباشد که نخستین صورت خورشید آریایی- سواستیکای گرد بازو- بر روی ران شیران را نشان میدهد.
در روند دگرگشتی تجسمی، نگاره چلیپا كمكم از روی ران شیر به بالای شیر منتقل میشود و در گذر زمان، بازوهای چلیپا در هم فشرده شده و به شكل ستاره نقش میبندد و به مرور، به صورت خورشید تجسم مییابد و تركیب این دو، نگاره شیر و خورشید را به وجود میآورند.
این نگاره در دستبافتهها به دو صورت استفاده میشود؛ در قالیچههای تصویری همراه با شمایلی از بزرگان دینی به ویژه حضرت علی(ع) استفاده میگردد و نمادی از قدرت علوی است که در سبک شهری بیشتر نمود دارد؛ اما بارزترین نمود آن، در قالیچههای عشایری و روستایی مناطق مختلف ایران و به خصوص فارس متجلی شده است و همراه با دیگر عناصر و نقش مایهها در متن به کار میرود. در این موارد، شیوه نقشپردازی اکثر قریب به اتفاق، بر سیاق شیر و خورشید ایستاده شمشیر به دست دوره محمدشاه قاجار میباشد.