در این مطلب انواع سبک های طبیعت گرایی در فرش ایرانی را مورد بررسی قرار میدهیم؛ در مطلب قبل گفتیم که هر یک از دو دسته طرح های «طبیعت گرا» و «فرا طبیعت گرا» در فرش ایران به دو دسته ساده و پیچیده و یا به عبارت دیگر هندسی و منحنی تقسیم می گردند.
در صورت طبیعت گرا بودن، دسته طرح های ساده، همان طرحهای استلیزه شده طبیعی است و دسته طرح های پیچیده آن، شبیه سازی یا بازنمایی و یا تقلید از طبیعت است؛ در حالی که طرحهای ساده و پیچیده فرا طبیعت گرا در هر حال نمادین یا تجریدی است.
دستهبندی دیگری که این مطلب را روشن میکند تقسیم طرحها و نقشههای مورد استفاده در فرش به دو دسته کلی «ذهنی» و «غیر ذهنی» است.
طرح های ذهنی بدون استفاده از نقشه رسم شده و به صورت ذهنی بافی، توسط عشایر با روستاییان بر اساس آنچه از طرح فرش در ذهن دارند صورت میگیرد؛ طرح این فرش عمدتاً تکرار طرحی است به قدمت قرنها البته در این بین برخی طرح ها نیز به صورت ابداعی و فی البداهه است.
طرح های غیر ذهنی با استفاده از نقشه و طرح از پیش طراحی شده است که به لحاظ قرار گرفتن در صفحه و یا به لحاظ تهیه نقشه به چهار گروه تقسیم می گردد:
سر تا سری (تمام ) – قدّی (نیمی ) – ربعی (یک چهارم) – واگیره.
ذهنی:
– ایلیاتی و عشایری
– روستائی ذهنی باف
غیر ذهنی:
– سرتاسری: شکارگاه، منظره، چهره ای، آثار و ابنیه، گل و جانور، شمائلی، کتیبهای
– نیمی (قدّی): درختی، گلدانی، باغی، محرابی
– ربعی: لچک ترنج (ترنج محراب)، افشان، اسلیمی
– واگیره: قابی (خشتی)، بندی، بوته ای، ماهی درهم، گلی، محرمات
– طرح های ذهنی عمدتا هندسی با استلیزه شده از نوع طبیعت گرا، یا فرا طبیعت گرا و یا تلفیقی هستند.
– از طرحهای غیر ذهنی سرتاسری: شکارگاه، منظره، چهرهای، آثار و ابنیه، گل و جانور و از غیر ذهنی نیمی: درختی، گلدانی و از غیر ذهنی واگیره: دسته کلی، معمولاً طبیعت گرایانه هستند.
طرحهای غیر ذهنی ربعی و نیز سرتاسری: شمائلی و کتیبه ای و واگیره: بوته ای معمولاَ فرا طبیعت گرایانه هستند و بقیه ممکن است تلفیقی یا برخی مواقع طبیعت گرایانه و برخی مواقع فراطبیعت گرایانه باشند.

تصویرگری در فرش از کدام شهر آغاز شد؟
به لحاظ منطقه ای نیز شهرهای کرمان، تبریز، کاشان و اصفهان بیش از بقیه مناطق دیگر طرح های طبیعت گرایانه میبافند و تصویرگری در فرش عمدتاً از کرمان و کاشان آغاز گردیده ولی امروزه دو شهر تبریز و اصفهان نیز به آن پیوسته اند.
همچنین منطقه تبریز در بهرهگیری از تصاویر و عناصر غربی در طرح و تقویت جریان تابلوبافی به سبک غرب از سایر نقاط پیشی گرفته است. در ضمن نقش طبیعت گرایانه گلفرنگ که از دوره قاجار مرسوم گردیده و از منطقه کردستان شروع شده و در کرمان و برخی نقاط دیگر رواج یافته، گاه به صورت واگیره است و گاه نیز در طرحهای تلفیقی استفاده میشود.
بررسی نمونههای طبیعت گرایی در هنر فرش ایران با مشاهده تصاویر و بررسی نمونههای تصویری از طرح های فرش ایران در دورهای صفویه، قاجار، پهلوی و معاصر میتوان روند حرکت طبیعت گرایی را در هنر فرش بررسی نمود.
طبیعت گرایی فرش در دوران صفویه و قاجار
در دوره صفویه، ابتدا طرحهای گل و جانور را، که بیشتر صحنهی گرفت و گیر و تنازع بقا را در جانوران نشان می دهد، مشاهده میکنیم و سپس طرحهای شکارگاه که مورد علاقه شاهان و شاهزادگان صفوی بوده است نفوذ میکند که در این قبیل طرح ها افزون بر تصویر کامل حیوان، تصویر کامل انسان در نقش شکارچی و خدمه او ظاهر میشود.
در برخی موارد (شاید هم به دلیل کاستن از فشار قشریون) در حاشیه یا متن، تصویر نمادین فرشته و ملائکه مشاهده میشود
نمونه تصویر زن نیز در این دوره میبینیم که سوار بر اسب در جنگ با اژدها، در ترنج گلیم کاشانی مشاهده می گردد.
در دوره قاجاریه، قالی و قالیچه های تصویری و طبیعت گرایانه رشد بیشتری داشته است و چنان که پیش تر گفته شد بیشتر در کرمان و کاشان بافته می شدند.
در این دوره علاوه بر موارد دوره صفویه، تصاویر روایی از تاریخ ایران و مناطق مختلف با مضمون های حماسی، مذهبی، عرفانی و عاشقانه یافت میگشت و در مواردی تصویر رجال نیز در قالیچهها بافته میشد، اما تصویر زن معمول نبود و در دوره پهلوی افزون بر تداوم این روند یافتن تصویر زنان … معمول شد.
در دوره پهلوی هنر فرش نیز همچون سایر هنرها برای گرایش به ناتورالیسم غربی آزادی بیشتری یافتند که تصویرگرایی زن و نیز گرایش نقاشی گری در فرش نمونه هایی از آن است.
افول و صعود گرایشهای غربی در هنر و فرش ایرانی
در دهه اول انقلاب اسلامی گرایشهای غربی در هنر و ادبیات ایران در انزوای کامل قرار گرفتند اما در دهه دوم به تدریج این روند با توجه به روند خصوصی سازی و سیاست درهای باز دوره موسوم به سازندگی دوباره معکوس شد. هنر فرش نیز با تاخیر به این روند پیوست که انگیزه اصلی آن سودجویی و منفعت طلبی تجار فرش و برخی از بافندگان به ویژه در تبریز و اطراف آن و تهران بود؛ه البته موارد محدود در نقاط دیگر ایران نیز بافته می شود.
نمونه هایی از این روند را میتوان مشاهده کرد که برخی از آنها صرف تقلید از طبیعت است و برخی نیز احتمالا تقلیدی از سبک سوررئالیستی است که این سبک در اصفهان نیز با کارهای استاد فرشچیان معمول می باشد و پاره ای دیگر هم طبیعت گرایی با ملاحظه ارزشهای اخلاقی جامعه است اما این روند به تدریج به مبانی مذهبی رایج در جامعه بیتوجه میشود و این امر به اوج فعلی خود نزدیک میشود تا آنجا که بافت تصاویر کاملا برهنه زن نیز در پاره ای نقاط به سفارش برخی انجام می گیرد.
از آنچه گفتیم چنین نتیجه میگیریم که در دورانهای مختلف هنر فرش در برخی انواع خود از نوعی طبیعت گرایی بهره میگرفته که این امر در هر دوره – با توجه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی و چگونگی برخورد و گرایش حکومت و یا اصحاب اندیشه با اوضاع سیاسی جهان – متفاوت بوده است.
طبیعت گرایی در فرش ایران عمدتاً با مفهوم محاکات و تقلید یا نسخه برداری از طبیعت همراه بوده تا ناتورالیسم غربی که دنباله رئالیسم قرن ۱۹ اروپاست، اما در قرن اخیر و از دوره پهلوی به بعد با نوعی ناتورالیسم غربی در هنر فرش مواجهیم البته در عمده فرشهای ایران نمادگرایی و یا بیان انتزاعی و تجریدی طرح ها مانع از طبیعت گرایی بوده اما به هر حال بخش کوچکی از فرش ایران از طبیعت گرایی – به تفصیلی که گذشت – بهرهمند میشده است. بنابر آنچه گفته شد، این فرضیه که نوعی طبیعت گرایی بر فرش ایران موثر بوده است»، تأیید می کردد.