در این مطلب به بررسی جغرافیای بافندگی فرش ایرانی و نقش آن بر هویت فرش ایران زمین میپردازیم؛ جغرافیای قالیبافی در ایران یکی از جذاب ترین موضوعات در عرصه فرش و بافت فرش است. همراه لم آرت باشید.
به طور کلی هرچند که فرش ایران از تنوع بالایی برخوردار است اما فرشهای هر منطقهی کوچک و بزرگ جغرافیای ایران به تفکیک قابل تمیز و شناسایی است.
این قابلیت نیز به دلیل تنوع اقوام و تنوع انتخاب آنها در همهی زمینهها اعم از اندازه، نقوش، رنگ، جنس الیاف؛ شیوهی بافت و حتی نوع کاربرد این دستبافته است. لذا فرش ایران در عین حال که کاملاً از فرش سایر کشورها متفاوت بوده و هویت، اصالت و پشتوانهی تاریخی ایرانی دارد، در هر منطقهی تولیدی خود نیز این ویژگی را حفظ کرده و موجب هویت بخشی به تکتک مناطق تولید کننده فرش گشته است و به همین دلیل برای خبرگان به وضوح روشن است که یک فرش مشخصاً از کدام استان و شهر و روستا برخاسته و با فرشی دیگر از منطقهای دیگر چه تفاوتهایی دارد.
به عبارت دیگر یکی از تعاریف هویت که داشتن تشابه با افراد یک گروه در عین داشتن ویژگیهای فردی و تفاوت داشتن با سایر گروهها است به خوبی در مورد فرشهای مناطق مختلف ایران در جزء و فرش ایران در کل قابل ارائه میباشد.
هر منطقه با توجه به شرایط محیطی، منابع در دسترس، میزان توانایی، باورها و اعتقادات و… نقش، رنگ، مواد اولیه، شیوهی بافت و اندازههای خاصی را انتخاب کرده که یا از ابتدا ثابت مانده و یا در گذر زمان با تغییراتی همراه بوده است اما به هر حال در مدت زمان طولانی مورد استفاده قرار گرفته و به عنوان وجه تمایز فرش آن منطقه با مناطق دیگر درآمده است. و به همین دلیل میتوان ادعا کرد که فرش آن منطقه دارای هویت و شناسنامه است.
مطالبی که در ادامه این نوشتار آمده است از تحلیلهای برآمده از مصاحبههای صورت گرفته توسط نگارنده میباشد.
جابهجایی جغرافیایی بافندگی فرش
وقتی یکی از مؤلفهها از فرش منطقهای برای استفاده در فرش منطقهی دیگر وام گرفته میشود، کار شناسایی فرش منطقهی وامدار را مشکل میکند و این در واقع شروعی برای از بین بردن همان وجه تمایز مذکور است. هرچه مؤلفهی انتخابی بارزتر باشد، مثل طرح و رنگ که اولین چیزهایی هستند که در یک فرش به چشم میخورند، این مشکل بیشتر میشود.
در واقع وقتی فرش یک منطقه در منطقهی دیگری بافته و تولید بشود، جابهجایی جغرافیای بافندگی اتفاق افتاده است. این جابهجایی به دلایل و طرق مختلفی صورت میگیرد که در این نوشتار به مهمترین آنها اشاره میشود:
- مناطقی که فرشبافی نداشته یا فرشهای خاص و قابل ارائه به شکل گستردهای نداشتهاند، تصمیم میگیرند که با بافتن فرش یک منطقهی مشهور که فروش نقشههای آن در بازار تقریباً حتمی است، شروع به فرشبافی کنند. این مناطق یا به وسیلهی یک کارفرما، تاجر و برنامهریز اقتصادی و از طریق سرمایهگذاری افرادی خارج از منطقه با این رویه آشنا شده و به این فعالیت میپردازند و یا خودشان تصمیم به همچین کاری گرفته و خودشان هم این جریان را در منطقهشان مدیریت میکنند. این حرکت معمولاً با هدف ایجاد اشتغال و درآمدزایی برای افراد ساکن منطقه، جلوگیری از مهاجرت افراد به مناطق دیگر و رونق دادن به اقتصاد منطقه شکل میگیرد.
- مناطقی که فرشبافی داشتهاند اما فرش آنها در بازار متقاضی ندارد و یا توانایی عرضه و فروش فرششان را ندارند به همان دلایلی که ذکر شد و با این مزیت که بستر تولید نیز در این مناطق آماده است، شروع به بافت فرش مناطق دیگر میکنند. در این حالت نیز ممکن است کار به صورت سرمایهگذاری داخلی و یا با سرمایهگذاری و مدیریت افراد و ارگانهایی خارج از منطقه صورت بگیرد.
علل جابهجاییهای جفرافیایی بافندگی
تاریخ و دلیل مشخص و دقیقی را نمیتوان برای شروع اولین جابهجایی اتفاق افتاده ذکر کرد اما آنچه مشخص است عواملی از جمله: آموزش همگانی با یک روش بافت آموزشی و گسترش ارتباطات سبب شد تا تولیدکنندگان و بافندگان با شیوهها و شکلهای تولید متفاوتی از منطقهی خود آشنا شوند که خود عاملی برای شروع بافتن و تولیدکردن به شیوههای غیربومی شد.
اسکان اجباری عشایر که به دستور رضاشاه پهلوی اتفاق افتاد و منجر به نوعی جابهجایی فن و تکنیکهای بافت توسط عشایری شد که به اجبار در منطقهای غیر از منطقهی خود ساکن شدند و در آنجا به قالیبافی پرداختند، طرح آموزش قالیبافی که در روستاها اجرا میشد و به سبب آن از هر ایل و طایفه تعدادی برای آموزش به یک روستای مشخص روستا میرفتند و سپس در میان طایفهی خود آموزشها را گسترش میدادند، طرح بیمه قالیبافان که منجر شد افراد بیشتری صرفاً به خاطر بیمه، دست به کار قالیبافی بزنند که همگی هم با یک شیوهی بافت که معمولاً در کتابها و آموزشگاهها تدریس میشود آموزش دیده و با قالب و گره ترکی و… کار میکردند، طرحهایی که توسط شرکت سهامی فرش ایران برای تربیت بافندگان به منظور تولید بیشتر فرش در برهههای زمانی خاصی که تقاضا برای فرشهای ایران بیشتر از میزان عرضهی آن بود، ایجاد شد.
برنامههایی که همین شرکت برای ایجاد اشتغال در مناطق محروم اجرا کرد و به وسیلهی آنان به تولید فرش مناطق مختلف در این مناطق پرداخت، در دسترس قرار گرفتن کتب آموزشی که به وسیلهی آن یک فرد میتوانست بافندگی را بیاموزد و مشغول به کار شود… و عواملی از این دست کمک کردند تا فرایند جابهجاییها شکل گرفته و ادامه پیدا کند.
شیوههای جابهجاییهای جغرافیایی بافندگی فرش دستباف
اقتصاد در واقع مهمترین و اصلیترین عاملی است که باعث جابهجایی جغرافیای بافندگی میشود. تولیدکنندگان فرش دستباف ایرانی برای اینکه بتوانند فرش تولیدی خود را بفروشند سعی در نزدیک کردن فرش تولیدی خود به فرش مناطقی میکنند که در بازار متقاضی بیشتری دارند.
این اتفاق گاهی به صورت متقلبانه میافتد که بحث دربارهی معایب آن در این نوشتار نمیگنجد؛ اما گاهی با حفظ کیفیت و کمیت فرش منطقهی مبدأ صورت میگیرد و حتی مشخصاً بیان هم میشود که این فرش متعلق به منطقهی «الف» است ولی در منطقهی «ب» بافته شده است.
جابهجاییهای جغرافیایی بافندگی در سطوح کیفیتی مختلفی اتفاق میافتند. اگر فرض شود که منطقهی «الف» دارای فرش مرغوب و گران قیمتی است که در بازار داخلی و خارجی متقاضی و خریدار دارد و منطقهی «ب» منطقهای است که به یکی از دلایلی که قبلاً آمد فرش منطقهی «الف» را میبافد، تولیدات منطقهی «ب» به شکلهای زیر است:
کیفیت پایین که در اثر آموزش غلط یا مدیریت نادرست اتفاق میافتد، مواد اولیه نامرغوب تهیه شده، بافت با انواع ایرادات و تقلبهای رایج در منطقه صورت میگیرد، برای کاهش هزینه نقشه فرش تغییر پیدا کرده و درشتتر از فرش اصلی بافته میشود و در نهایت کار بیکیفیتی عرضه میشود که از هیچ حیثی با فرش منطقهی «الف» قابل مقایسه نیست بنابراین با قیمت بسیار پایینتری به بازار میآید و کاملاً هم قابل تشخیص است.
این نوع فرش به همین قیمت پایین و به عنوان نسخهی بدل و بیکیفیت فرش منطقه «الف» خرید و فروش میشود که البته مخاطبان خود را دارد و تولیدکنندگان این محصولات هم به دلیل اینکه تولید این کالا کم هزینه و سریع است و در نهایت هم سود فروش خوبی دارد همواره اینگونه فرشها را تولید میکنند.
این کیفیت پایین میتواند به دلیل عدم مهارت بافندگان و تولیدکنندگان، شرایط محیطی و زندگی آنان، منابع در دسترسشان و یا اهداف اقتصادی آنها باشد.

کیفیت متوسط که با مواد اولیه بهتر از حالت قبل، بافت کم ایرادتر یا بدون ایراد با رنگهایی نزدیکتر به رنگهای اصلی و در رجشمار ریزتری نسبت به حالت قبل بافته میشوند بنابراین با قیمت بالاتری هم عرضه شده و مخاطبانی را که تمایل به خرید فرش منطقه «الف» را دارند اما بضاعت مالی آن را ندارند به راحتی جذب کرده و راضی نگه میدارد.
در این حالت نیز هزینههای تولید پایین به اضافه سرعت بالای تولید باعث صرفه اقتصادی این شکل از تولید برای تولیدکنندگان این کالا میشود. تشخیص این فرشها از فرشهای منطقهی »الف» برای افراد غیرمتخصص در بسیاری از اوقات به راحتی ممکن نیست.
کیفیت بالا که در این حالت فرش منطقهی «الف» با منطقهی »ب» هیچ تفاوتی ندارد زیرا از هر حیث، اعم از رنگ، مواد اولیه، کیفیت بافت و نقشه دقیقاً با هم برابری میکنند.
این محصولات نیز همچنان به خاطر هزینه تولید پایینتر منطقه »ب» نسبت به منطقه «الف» و یا فراهم نبودن بستر تولید در منطقهی «الف» تولید میشوند. در چنین شرایطی تشخیص فرشها از هم حتی برای خبرگان بسیار سخت و گاهی غیر ممکن است پس طبیعتاً مشتریان غیر متخصص هرگز متوجه این جابهجایی نمیشوند.
گاهی منطقهی «الف» خود نیز تولیدات منطقهی «ب» را خریداری کرده یا به آنها سفارش میدهد و سپس در منطقهی خود میفروشد زیرا هزینهی این کار برای منطقه بسیار مناسبتر از تولید تمام میشود ضمن اینکه فرشهای باکیفیت منطقهی خود را بدون دردسرها و مشکلات رایج روند تولید دریافت خواهد کرد.
نیروی کار ارزان که موجب کاهش هزینهی تولید میشود از مهمترین دلایلی است که سبب میشود قیمت نهایی یک فرش گاهی حتی در حالتی که کیفیت و چارچوبهای فرش منطقهی مبدأ را حفظ کرده باشد، ارزانتر شود.
در حالتی که پنهان کاری صورت نگیرد و تولید کننده در منطقه «ب» اعلام کند که فرش منطقهی «الف» را تولید میکند نیز دو حالت وجود دارد:
- در هر تولیدی چه صنعتی چه هنری همواره حفظ کیفیت، رعایت قوانین و ضوابط تولید، چارچوبهای تولید و… برای اینکه ویژگیهای محصول کاملاً رعایت شود، ضروری است. در مورد فرش نیز اگر هر عاملی اعم از رنگ، طرح، نقشه، کیفیت بافت، اندازه، کیفیت مواد اولیه و… رعایت نشود، در واقع قسمتی از هویت فرش از آن گرفته میشود. هویتی که با این ویژگیها و در طول زمان با تکرار شکل گرفته است و معرف فرشبافی یک منطقه شدهاست. در روند جابهجاییهای جغرافیایی بافندگی اگر هر یک از مؤلفههای هویتساز فرش آسیب ببیند یا تغییر کند در ظاهر، محتوا یا در کیفیت آن فرش تغییر ایجاد شده و در نتیجه منجر به آسیب دیدن هویت آن فرش میشود.
- فرش منطقه «ب» با حفظ تمام و کمال ویژگیها چه کیفی و چه ظاهری فرش منطقه «الف» دست به تولید زده و با عنوان اینکه این فرش به لحاظ معنوی متعلق به منطقهی »الف» بوده اما در منطقه «ب» تولید شده آن را عرضه میکند تقریباً چیزی شبیه به تولیدات تحت لیسانس که برای کالاهای صنعتی مختلفی در سرتاسر دنیا اتفاق میافتد، در چنین حالتی هیچ یک از مؤلفههای هویتساز فرش آسیب ندیده و تغییر نمیکند و در واقع فرش تولید شده کاملاً و به طور واضح همچنان معرف قالیبافی منطقهی بومی خودش است.
تأثیر جابهجاییهای جغرافیایی بر هویت فرش ایران
در جریان این جابهجاییها چیزی که منجر به آسیب زدن به هویت فرش دستباف ایران میشود، رعایت نکردن مشخصههای هویتی فرشهای هر منطقه در منطقهی دیگری که آن را تولید میکند، است. پایبند نبودن به چارچوبهای تولید و ساختارهای کیفی و ظاهری فرشها باعث میشود تا یکی از مؤلفههای هویتی از بین برود. اگر مؤلفههایی نظیر رنگ، طرح و نقش، کیفیت مواد اولیه، رجشمار، تکنیک بافت و… تغییر کند، شناسایی فرش آن منطقه سخت شده و در واقع باعث میشود که هویت فرش منطقه آسیب ببیند.

برای مثال فرش اصفهان دارای ویژگیهایی است که آن را از فرش تبریز، مشهد و… متمایز میکند. این ویژگیها در مجموع و در کنار هم در طول زمان هویت فرش اصفهان را ساختهاند و چون در منطقهی اصفهان شکل گرفته و تداوم پیدا کردهاند و همچنین چون نامگذاری سبکهای مختلف فرش ایران بر اساس منطقهی جغرافیایی آنها میباشد، عنوان فرش اصفهان را نیز از آن خود کرده است.
در این شرایط اگر یکی از مواردی که سبب تشخیص فرش اصفهان و ایجاد تفاوت بین فرش این منطقه با سایر مناطق بشود، آسیب دیده یا از بین برود، در واقع هویت فرش اصفهان آسیب دیده و در شرایطی که تعداد بیشتری از این مؤلفهها تغییر کند و از بین برود، هویت فرش اصفهان نیز از بین میرود.
جدای از این نوع جابهجایی، اگر فرش یک منطقه با رعایت تمامی مشخصههای هویتی خودش در منطقهی دیگری تولید شود، در واقع فقط محل تولید فرش تغییر کند ولی فرش تولیدی همهی ویژگیهایی را که معرف منطقهی مبدأ میشود، دارا باشد در چنین شرایطی با توجه به تعریفی که در گفتمان فرهنگی حاکم برای هویت در دست داریم و آن نیز مجموعه مشخصههایی است که باعث میشود یک شی یا یک فرد خود را از سایرین جدا کرده و تفاوت ایجاد کند در عین اینکه با همگروهیهای خود مشابهت دارد، پس در واقع هویت این فرش دچار آسیب نشده است.
به طور کلی میتوان گفت که در حال حاضر با توجه به اینکه همهی فرهنگها به نحوی سعی در جلوگیری از حل شدن خود در فرهنگ و جامعهی جهانی دارند، پرداختن به هنرهایی از قبیل فرش دستباف عامل کمک کنندهای است که قدرت فرهنگ ایران را در کنار سایر مشخصههای فرهنگی هنری که دارد افزایش میدهد و این امر نیز مستلزم زنده ماندن و بقای هنر فرش و سایر شاخصههای فرهنگی هویتی ایران میباشد. در مورد کالاهایی نظیر فرش تجارت تا حد زیادی باعث شده تا این کالا در جریانهای فرهنگی سیاسی که این سرزمین به خود دیده، به بقای خود ادامه دهد.
لذا هرگز نمیشود به این هنر جدای از اقتصاد آن نگاه کرد و برای پویایی بیشتر آن باید به پویایی اقتصادی آن توجه شود. کم کردن هزینههای تولید برای تولیدکنندگان فرش یکی از راههایی است که باعث میشود تجارت این کالا سرپا بماند؛ در شرایطی که همهی مؤلفههای هویتی یک فرش حفظ شده و به اصل فرش یک منطقه آسیب وارد نشود، تأکید بر تصویر ذهنی مخاطب کمک شایانی به حفظ تجارت فرش، تولید مقرون به صرفه آن و حفظ هویت فرش مناطق نخواهد کرد و تا جایی که جابهجایی منطقهی تولید به سایر مشخصههای یک فرش آسیب نرساند و موجب زائل شدن حق مؤلف یا به بیان دیگر تقلب نشود، پرداختن به تصاویر ذهنی به نوعی ممکن است نوعی تعصب محسوب میشود نه دفاع از هویت.
به هر ترتیب هدف اصلی این نوشتار ابداً این نیست که بیان کند بدون هویت پنداشتن فرشهایی که در جابهجاییهای جغرافیایی مناطق بافندگی، همهی مؤلفههای هویتی خود را حفظ کردهاند، خوب است یا قبیح و ناپسند. بلکه هدف اصلی این است که با بیان مفاهیم گفتمان، برساختگرایی اجتماعی، نسبی بودن معناها و هویتها، جهانی شدن و خاصگراییهای فرهنگی، این بستر فکری را آماده کند که بار دیگر نگاهی به معنای هویت در مورد کالای هنریتجاری مثل فرش دستباف صورت بگیرد و هر فرد با دانشی که دارد تحلیل کند که آیا اگر تصویری که از جغرافیای بافندگی یک فرش دارد تغییر کند واقعاً به هویت و ویژگیهای فرش آن منطقه آسیب میرسد یا این تصویر صرفاً تمایل احساسی است که فرد نسبت به منطقهی مبدأ یک فرش داشته و تحت تأثیر اهداف سیاسی فرهنگی برای جلوگیری از حل شدن در جامعهی جهانی و خاصگراییهای فرهنگی، شکل گرفته است.

هرچند که همواره برای بهبود شرایط و رفع نواقص راهحلهایی وجود داشته و دارد اما عملی شدن این راهکارها و اقداماتی که واقعاً صورت میگیرد است که شرایط موجود را میسازد؛ لذا هرگونه مخالفت یا موافقتی که با این موضوع میشود باید با توجه به حال حاضر و شرایط موجود باشد، زیرا هرچند که همواره برنامههای اصلاحی از سوی مخالفان یک پدیده ارائه میشود اما تا زمانی که عملی نشده و یا با اطمینان نشود از عملی بودن آن صحبت کرد، آنچه که مهم و تأثیرگذار محسوب میشود، واقعیت شرایط حاضر و موجود است.
نتیجهگیری
در نتیجهی مطالب و مباحثی که آمد، میتوان گفت: سعی این نوشتار بر آن نیست که بیان کند بدون هویت پنداشتن فرشهایی که در جابهجاییهای جغرافیایی مناطق بافندگی، تولید میشوند و همهی مؤلفههای هویتی خود را حفظ کردهاند، خوب است یا قبیح و ناپسند. بلکه هدف اصلی این است که با بیان مفاهیم گفتمان، بر ساختگرایی اجتماعی، نسبی بودن معناها و هویتها، جهانی شدن و خاصگراییهای فرهنگی، این بستر فکری را آماده کند که بار دیگر نگاهی به معنای هویت در مورد کالای هنریتجاری مثل فرش دستباف صورت بگیرد و هر فرد با دانشی که دارد تحلیل کند که آیا اگر تصویری که از جغرافیای بافندگی یک فرش دارد تغییر کند، واقعا به هویت و ویژگیهای فرش آن منطقه آسیب میرسد یا این تصویر صرفا تمایل احساسیای است که فرد نسبت به منطقهی مبدأ یک فرش داشته و تحت تأثیر اهداف سیاسی فرهنگی برای جلوگیری از حل شدن در جامعهی جهانی و خاصگراییهای فرهنگی، شکل گرفته است.
در نتیجه به نظر میرسد وقتی مولفههای اصلی هویتساز فرش دستباف رعایت شوند و فقط محل تولید جابهجا شود، بحران هویت برای آن فرش ایجاد نخواهد شد زیرا گاهاً حتی این جابهجایی محل تولید به چشم خبرگان امر نیز قابل رویت نمیباشد.
هرچند که همواره برای بهبود شرایط و رفع نواقص راهحلهایی وجود داشته و دارد اما عملی شدن این راهکارها و اقداماتی که واقعا صورت میگیرد، است که شرایط موجود را میسازد؛ لذا هرگونه مخالفت یا موافقتی که با این موضوع میشود باید با توجه به حال حاضر و شرایط موجود باشد زیرا هرچند که همواره برنامههای اصلاحی از سوی مخالفان یک پدیده ارائه میشود اما تا زمانی که عملی نشده و یا با اطمینان نشود از عملی بودن آن صحبت کرد، آنچه که مهم و تأثیرگذار محسوب میشود، واقعیت شرایط حاضر و موجود است.
پینوشت
ایدئولوژی: Ideology مجموعهی سامانمند باورها و اندیشههای ثابت سیاسی و اجتماعی از جمله سیستمهای فکری، فلسفی و مذهب که فرد، گروه یا جامعه دارد و در تعیین خط مشی، عمل یا موضعگیری معتقدان به آنها در مسائل سیاسیاجتماعی مؤثر است.
گفتنی است مجموعه لم آرت انواع آموزش قالیبافی رایگان و همچنین دوره های اینترنتی قالیبافی را برای شما آماده کرده است.
