ترنج قالی؛ این زیبای به یادگار مانده از نیاکان هنرمند و با ذوق ما، که طی سدههای پر فراز و نشیب تاریخ این مرز و بوم، داستانهای تلخ و شیرین را در سینه نگهداشت و روایت کرد و به تکامل رسید….
طرحهای فرش ایران دارای دستهبندیهای گوناگونی است که فرش ترنجی و لچک ترنج در این بین هم به لحاظ زیبایی و هم به لحاظ کثرت استفاده و تولید از جایگاه ویژهای برخوردار است.
در این بین به نظر نمیرسد که ترنج در فرش ایرانی تنها بهدلیل ابعاد زیبایی شناختیاش به این درجه از اهمیت و کثرت رسیده باشد.
ترنج بهطور آشکار هم از نظر ظاهری و هم از نظر مفهومی در فرش به درجهای از پختگی و زیبایی رسیده که در کمتر صنایع دستی دیگری بتوان شاهد آن بود.
نقش ترنج در ادامه اعتقادات اسطورهای و نمادین گلستان و حوض شکل گرفته، اما تکامل آن به شکل امروزی در اصل انعکاس ذهنیت، اندیشه و آرزوهای هنرمند مسلمان ایرانی در تجلی باغ بهشت و فضایی روحانی است.
از طرفی در ترنج عینیت بخشیدن به تصورات مینوی از شکل زمینی و این دنیایی خود خارج شده و با بیانی نمادین با استفاده از نقوش تجریدی و انتزاعی، سعی در القای فضایی مقدس را دارد و اختصاصاَ تأکیدش بر دنیایی الامکان و لازمان است که در قالب تصویر و فرم خاصی نمیگنجد و اینجاست که هنرمند به بیان نمادین متوسل میگردد.
برای القای این مفهوم والا طراح یا بافنده، مرکز فرش را با درک تمام معانی متصف به آن و در آگاهی کامل برمیگزیند.
فرش به گواه نمونههای موجود و تفسیر نمادین نقوش آن همواره بستری برای تجلی آرزوها و بهطور کلی نیات هنرمند آن بوده است.
از برجستهترین مفاهیمی که بر روی فرش ظهور پیدا کرده، تصویر باغ و بهشت است که حقیقتا نمودی از رویاهای بافنده و طراح فرش بوده است.
این بیان تصویری هم در دورههای قبل از اسلام و هم بعد از اسالام با اندک تفاوتهایی همجهت و همسو و همراه بوده است.
پس از اسلام به دلیل نوع تعلیمات اسلامی از باغ و بهشت، ارتقای فنی و تکنیکی تولید فرش و همخوانی بیشتر با حس زیبایی شناسانه مخاطب زمان که ناشی از اوج هنرنمایی هنرمند مسلمان ایرانی اسلامی در مواجهه با بیان نمادین و زیبایی شناسانه بوده، تصویر بهشت بر روی فرش تجلی بیشتری یافته است.
در این بین نقش ترنج در فرش با طی یک سری مراحل از سادگی به پیچیدگی نه صرفاً از نظر ظاهری، بلکه از نظر مفاهیم نمادین روبهرو بوده است.
این طی طریق پیش از اسلام شروع شده و با باورهای آیینی و اسطورهای هنرمند ایران باستان در قالب سرچشمه یا حوض به شکلی ساده، طبیعی و زمینی ظاهر شده است.
در دوره اسلامی هنرمند مسلمان ایرانی این میراث را ابتدا با تغییری صوری به باغچه و باغ تبدیل نموده، سپس با انتزاعی و نمادین نمودن همان نقوش طبیعی در مرکز فرش تا جایی پیش میروند که عموماً مفهومی ورای مفهوم بهشت زمینی به آن میبخشند.
این اتفاق با خلق فضایی قدسی در محدودهای مشخص در مرکز فرش و در قالب نقشی ترکیبی به نام ترنج ظاهر میشود که عمدتاً با نیت ایجاد فضایی ورای فضای مادی است.
هنرمند مسلمان ایرانی برای خلق چنین فضایی ناگزیر به انتزاعی و پیچیده نمودن نقوش میشود.
در اینجا نقش ترنج در ادامه همان مفهوم بهشت است که در مرکز فرش به مرتبهای بالاتر از بهشت اشاره دارد و این مرتبه فضایی مقدس، لامکان و الازمان است و در قالب شکل یا نشانی نمیگنجد و تمامی اشکال درون محدوده ترنج در القای مفهوم وحدت از کثرت قرار دارند؛ تا آن فضای ابدی ازلی که میتواند لقاء الله باشد در انتزاعیترین شکل خود که همان نقطه در مرکز ترنج فرش باشد، متجلی گردد.
این مجموعه مقالات پیرامون ترنج قالی، از مقاله ای تحت عنوان «بررسی نقش نمادین ترنج در فرش ایران» به قلم سید محمد مهدی میرزاامینی و دکتر سید جلاالدین بصام وام گرفته شده است؛ در این سلسه مقالات مطالب مختلفی از تاریخچه و خواستگاه ترنج تا روند تکاملی آن تقدیم شما عزیزان شد که می توان به مقاله «ترنج و خلق فضای قدسی در فرش« و یا «جایگاه ترنج در مرکز قالی» اشاره کرد.