مقالات و مطالب آموزشی

بررسی ارتباط باغ و باغچه با ترنج قالی

باغ و باغچه و قالی ایرانی

در این مطلب به بررسی ارتباط باغ و باغچه با ترنج قالی، در ادامه مطالب مرتبط با تاریخچه ترنج قالی می پردازیم.

در بینش فرد ایرانی خانه فضایی مقدس است؛ فضایی که به خصوص در تفکر روستایی تن به نزدیکی با نمادهای زیادی می‌دهد.

ترنج در مقام خانه که قرار می گیرد، با نمادهای مرکز چون اجاق، زمین، با باغ و حیاط، با ظهور خدا در آفرینش و معماری تفسیر تازه ای به دست می‌دهد.

خانه همچون شهر و معبد در مرکز دنیا واقع است. خانه تصویر جهان است. خانه سنتی چینی (مینگ دانگ) مربع است، خانه عربی هم مربع است و در وسط حیاط مربعی را محصور کرده است؛ در وسط حیاط باغچه یا حوضی قرار دارد.

خانه را در اینجا میتوانیم محدوده ترنج و باغ یا باغچه محدود در ترنج را حقیقت ترنج بدانیم. شاید برای چنین نتیجه گیری زود باشد، اما نقش ترنج دارای فضاهایی درونی است که رفته رفته به مرکز می‌رسد.

غالباً در ظاهر صوری ترنج این مرکز، شکل رنگ و نقشی تازه می‌یابد که خود گویای فضایی تازه مثل حوض باغچه یا خود نقطه است.

طرح باغی عموماً نقشه ای است که حوضی در میان دارد، اطراف آن به وسیله جوی‌های آب به مربع هایی تقسیم شده و این بخش‌ها که صورت باغچه به خود گرفته با گل و گیاه تزئین گردیده است.

به عبارتی می‌توانیم با این تعریف بگوییم طرح باغی مجموعه ای از باغچه هاست که با جوی‌های آب از هم جدا گشته اند.

طرح لچک ترنج را می‌توان پاره ای از باغ دانست که یکی از آبگیرها و چهار گوشه از چهار آبگیر جوانب آن را از بقیه‌شان جدا کرده است.

به این ترتیب ترنج رایج در فرش‌های لچک ترنج ابگیر یا حوضی است که با چهار باغچه احاطه شده است.

باغ نماد زندگی پس از مرگ نزد مصریان به شمار می رفت؛ همچنین نمادی از خودآگاه و ضد جنگل است، همان گونه که جزیره ضداقیانوس است. باغ اغلب نمایشی از مراحل اتحاد یا جستجوی گنج نیز هست.

در طبیعت گرم و کم آب ایران باغ هم تمثیلی از بهشت موعود آیین هاست و هم نشانی از تعلق آدمی به زیبایی های این جهانی است.

از این به بعد عمده تغییرات در نمایش باغ به معنای عالی آن در خود حوض اتفاق می افتد که دیگر آن حوض ساده نیست و به نقشی مرکب با نام ترنج تبدیل می شود و پهنه فرش را دارد که گویا تصویری نازل تر از ترنج مرکزی در ارائه بهشت است.

این تفسیر با مفهوم طبقات بهشت مطابقت می‌نماید و ما هر چقدر به سمت مرکز ترنج نزدیک میشویم به بهشت اصلی نزدیکتر می گردیم؛ توصیف بهشت در نوشته‌های ارداویراف چنین آمده است: گفته شده ویراف مقدس را در عالم شهود به بهشت و دوزخ برده‌اند تا سرنوشتی را که معتقدان در پیش دارند برای آنان شرح دهد؛ در این شرح بهشت چهار طبقه دارد و طبقه چهارم، بهشت برین است.

همچنین در روایات اسلامی بهشت یکی نبوده و دارای طبقاتی است و مراتبی دارد که پیامبر اسلام تعداد آنها را هشت بهشت دانسته که بهشت هشتم همان فردوس است.

باغ و باغچه و ترنج قالی

ترنج با چنین تغییری کم کم با ابتکارات هنرمند طراح و نقوش تزئینی اسلیمی و ختایی ها تبدیل به نقشی شد که کمتر اثری از حوض و حتی باغچه ای با درخت و گل و بوته های ساده در آن مشخص بود.

این مسئله در کارگاه‌های شهری چنان پیشرفتی کرد و نقوش ترنج در پیچش‌ها و گردش‌های نقوش اسلیمی و ختایی آنچنان پیچیده شد که باغ و تصور بهشت در پیچ در پیچ این حرکت های تزئینی به انتزاعی ترین حالت خود نزدیک شده و مفاهیم به شدت رمزی و مفهوم وحدت در کثرت و کثرت در وحدت از این ترنج ها بیشتر هویدا بود.

در سال ۱۹۶۷ میشل فوکو سخنرانی مبنی بر فضای دیگر ارایه داد؛ فضای دیگر می‌توانست فیزیکی یا روانی باشد.

دگر جاها مانند آینه هایی عمل می‌کنند که یا تصویری بی نقص از جامعه ارائه می‌دهند و یا تصویری سراسر نقص؛ فوکو می نویسد: دگر جاها قابلیت کنار هم قرار دادن فضاهای متعدد واقعی در یک مکان واحد را دارند؛ مکان‌های مختلفی که در واقع با هم قابل جمع نیستند. … کهن ترین نمونه دگر جای متشکل از مکان‌های با هم بیگانه بوستان (باغ باغچه) است.

نباید فراموش کنیم که بوستان، این اثر شگفتی برانگیز چندین هزار ساله در شرق معانی عمیقی داشت که این معانی با هم در یک زمان واحد ادغام شده بودند.

بوستان سنتی ایرانی فضایی مقدس بود که چهار گوشه آن نشانه چهار تکه دنیا بود، در حالی که در مرکز آن (ترنج قالی) فضایی بود مقدس تر از گوشه ها (لچک‌های قالی) که در حکم ناف دنیا بود؛ یعنی آن جا که در بوستان حوض و قواره آبی قرار دارد. کل گیاهان بوستان در این فضا پخش بودند، بوستان فضایی بوده که جهانی کوچک می ساخته است.

قالی‌ها در اصل نقشی از بوستان بودند. بوستان، قالی ای است که در آن کل دنیا به کمال توسط نمادها شکل داده و به این ترتیب قالی بوستانی متحرک در مکان می‌شود؛ بوستان کوچکترین تکه دنیا و همزمان کل آن است، بوستان از عهد عتیق دگر‌جایی عالم گیر و موفق بوده است.

باغچه در چنین شرایطی که در اصل همان حوض با مفهوم سرچشمه است در تغییر شکلی غیر ماهیتی به باغچه ای تبدیل میشود که با نقش و نگارهای تزئینی پر می‌شوند که البته هر یک از این نقوش نیز فلسفه ای نمادین در فرش دارند.

باغ ایجاد شده در محدوده ترنج دیگر آن باغ با تقسیم بندی هندسی و جوی‌های آب نیست و فضای فرش به گونه ای گسترده است که فضای امن الهی در آن آشکار است.

صراحتاً این باغ دارای جنبه های تخیل پردازی بیشتری است، مسئله ای که گویی مفهوم باغ و بهشت را در نظر هنرمند در جریان تغییری غیر ماهیتی اما غیر زمینی قرار می‌دهد.

ناگفته نماند که این نوشته از مقاله «بررسی نقش نمادین ترنج در فرش ایران» اثر سید محمد مهدی میرزا‌ امینی و دکتر سید جلال الدین بصام استخراج شده است.

برای اینکه با مطالب علمی، تاریخی و آموزشی بیشتری از فرش و قالیبافی آشنا شوید، توصیه میکنیم مقالات فرش و قالیبافی لم آرت را دنبال کنید.

همچنین میتوانید دوره های آموزشی قالیبافی مانند دوره آموزش تابلوفرش را به صورت اینترنتی تهیه و در لحظه از آن استفاده کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *