نگارههای گیاهی یکی از پرکاربردترین نگارههای خورشیدی در قالی ایران است؛ به عبارتی این نگاره ها بیشترین نمود از اساطیر خورشید و مهر را در خود داشته و دارند.
پیشتر گفتیم که نمودهای اساطیری خورشید و مهر در قالب نگارههای قالی ایران به چند دسته تقسیم میشوند که عبارتند از نمودهای گیاهی، جانوری و هندسی؛ در این مطلب نگارههای گیاهی شامل نیلوفر آبی (گل شاهعباسی)، گلهای هشتپر ساده و تلفیقی، گل دوازده پر، انار، گل-درخت سهشاخه (بوتههای سه گل یا سه برگی) را بررسی میکنیم.
نیلوفر آبی (گل شاه عباسی)
نیلوفر آبی در تمدنهای مختلف آسیایی، تقدسی ویژه یافته است. «اين گلي است كه توجه هنرمندان را در تمام زمينههاي هنري در طي هزاران سال، از مصر تا چين، به خود معطوف داشته است. هيچ نقش مايه ديگری چنين تجسمات گوناگون پرشماري نداشته است و از ديرباز، نيلوفر آبي نماد حاصلخيزي، آرزوي مستمر همگان در سرتاسر آسيا از ازل، بوده است».
با رواج آیین مهر و استناد به اسطوره تولد مهر بر روی گل نیلوفر آبی، این نقش یکی از مهمترین نگارههای مهر و خورشید میگردد. «گوهر تن زردشت به ميانجي آب و گياه به او [مهر] راه يافت. بديهي است كه گياهي كه در خور نگهداری فرّ سوشيانس در درياچه باشد، همان گل نيلوفر آبي خواهد بود. بستگي مهر با نيلوفر در داستان جشن مهرگان آمده كه موبد موبدان در خوانچهاي كه روز جشن نزد شاه ميآورد گل نيلوفر مينهاد».
نیلوفر آبی در جامهای طلایی املش، سفالینههای سیلک، کاشیکاریهای شوش، مفرغینههای لرستان و… دیده میشود و در دوره هخامنشی شاخهای از آن در دست شاهان، نمادی از صلح و زندگی است. شیوه نقشپردازی این گل در اعصار مختلف به صورت زیر بوده است: «در نقش-پردازی عصر هخامنشی، هم به صورت نیمرخ و هم تمامرخ، به شکل گلواره، نقش عمدهای داشته است، هرچند همیشه به اشکال معدود و تجریدی و انتزاعی تصویر میگشته است.
در عصر ساسانی، نیلوفر آبی بسیار تکامل یافته و پر نقش و نگار شد و ارزش تزئینی آن به نسبت کاهش مفاد و محتوای نمادین آن افزایش یافت. در سدههای نخستین اسلامی، یافتن آثار نیمرخ نیلوفر آبی مشکل است، اما این تصویر میبایستی یا محفوظ مانده باشد و یا در مسیری جداگانه در خاور دور ادامه یافته باشد، چون که در عصر سلجوقی دوباره از نو ظاهر میشود. در سده هشتم هجری این گل پسندیدهترین و محبوبترین دستمایه گل و گیاه پردازی در جهان اسلام است».

این نگاره در هنرهای مختلف دوره صفوی از جمله فرشبافی نیز بسیار متداول میشود و به دلیل قابلیت انطباق با فضاهای مختلف، در این دوره ترکیبها و تلفیقهای گوناگونی از گل نیلوفر و دیگر عناصر نمادین و رمزی پدیدار میشود: «برای مثال، از میان بسیاری از گلهای نیلوفر آبی که در قالیهای شکارگاه میلان و وین مصور شده است خروسهای هشیار و بیدار سر بر میآورند؛ در ذهن ایرانیان این تمهید دوگانهای است برای فراخواندن خورشید. همچنین غالباً گل نیلوفر آبی یا گل شاه عباسیواری با یک جفت مار پیوند میخورد و کل این نگاره، گاهی بر روی نقش سپری چند پارهای نهاده میشود، اما این آفتی در دل یک گل سرخ نیست، بلکه همان مارهای کیهانی باستانی است که بر گرد نشانه یک جرم سماوی چنبره زده و بر یک سپر دو تکه از آسمان دو پاره شده قرار گرفته است. نیز کله شیر، که مرکز یک گل شاه عباسی را پر کرده است یا. پوست شیر، که بی تناسبتر است، تلخیصی است که از نمادپردازی خورشید در تعبیر گیاهی و جانوری آن»
گل هشتپر (ساده و تلفیقی) و گل دوازدهپر:
گل هشتپر تلفيقي از اعصار باستانی نخستین نمودگار رمزی خورشید و آفتاب بوده است. این نگاره تلفیقی از چلیپا و گل نیلوفر میباشد. گل هشتپر تلفیقی از زمان قالي پازيريك تا به امروز در حوزه قاليهاي عشايري و به ويژه در فارس، مورد استفاده بوده است و به صورت نقشي منفرد در ترنجها، لچكها، متن و يا به شکل مكرر، مانند قالي پازيريك كاربرد داشته است.
گل هشتپر و دوازدهپر ساده و تکرنگ از هزاره دوم در تمدنهای سکایی و ماد وجود داشته است و گل دوازدهپر در این هزاره نشانگر پذیرش سال خورشیدی و دوازده ماه سال میباشد. گل هشتپر دورنگ بیانگر چهار فصل سال است.
نگاره گل هشتپر دورنگ به صورت یکی در میان سیاه و سفید مورد استفاده بوده است. در روی سکهای متعلق به قرن هشتم پیش از میلاد، نقش شاهی ضرب شده که در روی تاج پادشاه، نگاره دو پرنده و گلی هشتپر در میان آنها دیده میشود و این سکه در اوج آیین مهر ضرب شده است.
این نگاره بعدها در قالیهای ایران تداوم مییابد. از دیرباز تا کنون گلهای درشت هشتپر و دوازدهپر در مرکز ترنجهای قالی، نمودگار رمزی خورشید و جانشینی این نگارهها به جای خورشید میباشند.

این نگاره به شکل ریز نقش پرکننده متن، در قالیهای روستایی و عشایری مناطق مختلف و اغلب به صورت دورنگ، کاربرد مکرر و فراوان دارد.
انار
نگاره انار در اساطیر و هنرهای مختلف ایران از روزگاران پیش از تاریخ جایگاه ویژه و رازآمیزی داشته است و در ابتدا نماد حاصلخیزی، برکت و باروری بوده است. نگارههای بسیاری از آن در تمدنهای پیش از تاریخ و تاریخی فلات ایران وجود دارد. با بالا رفتن مقام و جایگاه خورشید، نمادهای بیشتر و جدیدتری نیز در ارتباط با خورشید شکل میگیرند، از جمله در نیمههای هزاره سوم؛ مقارن با متداول شدن سال خورشیدی، انار بیان رمزی دیگری مییابد و از نمادهای مشهور خورشید میگردد.
«تداعی بیواسطه میان خورشید و این میوه گرد قرمز میتوانسته است در وهله نخست صرفاً زاییده شباهت بصری بوده باشد»
قدیمیترین نگاره انار در هنرهای ایران، متعلق به مُهرهای ادوار پیش از تاریخ شوش در اوایل هزاره سوم میباشد و در هنرهای ساسانی، همان شیوه نقش کردن انار شوش هزاره سوم تداوم مییابد. البته در دورههای اشکانی و ساسانی، انار همان نمودگار رمزی برکت و حاصلخیزی و فراوانی بوده، و به طور مداوم در هنرهای مختلف به ویژه در گچبریها نقش میشده است.
مقارن با نیمههای هزاره سوم، مهر درخت (درخت زندگی) و نار درخت در هم ادغام شده و درخت خورشید در نگاره درخت انار تجلی میکند. در دوره دگرگشتی مهر درخت به درخت انار، دانههای فراوان انار نماد حاصلخیزی، باروری، برکت و فراوانی میشود و در اوستا از آن با عنوانهای درخت خورشید، همای زرین، درخت بسیار دانه؛ کنایتی از انار صد دانه، نام برده میشود، ولی در هیچکدام از نگارههای موجود در ایران باستان نشان داده نشده و اولین نمونه انار چاک خورده با دانههای آشکار در یک قالی صفوی قرن 10 ه.ق نمود مییابد که دیگر نقش مایههای آن، متأثر و برگرفته از سبکهای ساسانی میباشد، لذا نقش مایههای اناری شکافته و دانهدار هم میتواند از این قاعده تأثیر گرفته باشند
طی دگرگشتی مختلف بصری نگاره انار با صورتهای گیاهی، از جمله آنچه ختایی خوانده میشود، صورتی از گل شاهعباسی اناری میشود و یا در قالیهای صفوی به صورت گلدانی نمود مییابد. گاه در قالیهای مناطق مختلف، میوه انار به شكل طبیعی خود بر درخت نقش میشود كه نمونههایی از آن در بافتههای بختیاری، مركزی و… دیده میشود.
گلدرخت سه شاخه (بوتههای سه گل یا سه برگی):
از زمانهای پیش از تاریخ، خورشید در آسمان جایگاهی سه گانه و آیینی داشته است. در شوش نیمه هزاره سوم و عصر آفتاب، اعتقاد اساطیری به آسمان سه لایه و افلاک سهگانه شکل میگیردکه برگرفته از حرکت سه مرحلهای خورشید در آسمان میباشد.
در آیین مهر، ایزد مهر مظهری سهگانه داشت، لذا پرستش او در بین همه طبقات اجتماعی حوزههای تحت نفوذ آیین مهر، باعث گسترش آن میشد. مهر نمادی از سه طبقه اجتماعی ارتشداران، روحانیون، کشاورزان و پیشهوران بود.
ورمازرن از همراهی دو مشعلدار به نامهای کوتس؛ نماد طلوع خورشید و فلق و کوتوپاس؛ نماد غروب خورشید و شفق با مهر، به این نتیجه رسیدهاند که شاید مهر را به هنگام ظهر ستایش میکردند و در ادامه آوردهاند: «در هر حال، میدانیم كه روز شانزدهم مهرماه روز مهر بوده و به او اختصاص داشته است. قرص خورشید در سه مرحله طلوع و نیم روز و غروب، میترا را مجسم می-كند كه اعمال و نیرویش را میتوان روزانه دید و احساس كرد»
برای نخستین بار دکتر پرهام نگاره گلبوتههای سهشاخه را با طریقه ایستادن کوتس و کوتوپاس، طریقه نگهداشتن مشعلهایشان و همراهی آنان با مهر مرتبط میدانند.
بوتههای سهشاخه سهگل یا سهبرگ و یا گلدرختهای سهشاخه انار، در هنرهای ادوار مختلف به ویژه قالیبافی، نمود رمزی مواضع سهگانه آفتاب میباشد. گاه گل میانی با دو گل دیگر در یک ارتفاع قرار دارد و گاهی بلندتر از آنها میباشد که در نمونههای کهن بر برتری گل یا برگ میانی تأکید شده است و در واقع تجسم برتری مقام خورشید نیمروزی در آیین مهر است.
در برخی نمونهها شباهت گلبرگهای گل میانی با اشعه آفتاب، تجسمی از اوج گرفتن خورشید و رسیدن آن به دایره نصفالنهار میباشد. در دوره ساسانی، گل یا برگ میانی علاوه بر ارتفاع بیشتر نسبت به دو گل دیگر، از لحاظ شکل و ماهیت هم با آنها تفاوتی آشکار پیدا میکند تا تأکید بیشتری بر جایگاه نیمروزی آفتاب داشته باشد و این روند تا دوره صفویان و برخی تا اوایل قرن 13 ه.ق مانند یزد، با همین شیوه تجلی مییابد.
با روند ارتقای جایگاه خورشید، نمادهای دیگری هم به گنجینه نمادهای خورشیدی افزوده میشود. انار از جمله نمادهایی است که در این جایگاه قرار میگیرد: «زماني كه خورشيد در آيين باروري عامل مؤثرتري ميگردد، نگارههاي انار و درخت غالباً در هم آميخته ميشوند و آفتاب درخت چون درخت انار ظاهر ميشود.
با رسيدن به اين مرحله، تعبير تازهاي براي انتخاب انار همچون نمادي فراگيرتر پديدارتر ميگردد؛ بدين اعتبار كه دانههاي متكثر انار خود انگاره مناسبي براي القاي مفهوم باروري پذیرفته میشوند. به همین سبب در اوستا آفتاب درخت گاه با تركيبي وصفي هوم زرين و گاه با نام درخت بسياردانه يا درخت بستخمه خوانده شده است كه در آن پرندگان كيهاني لانه ميكنند».
این نگاره در قالیبافی مناطق مختلف ایران، به ویژه سبک عشایری و روستایی متجلی شده است. نکته قابل توجه، تنوع این نگاره در حوزه قالیبافی فارس میباشد. دکتر پرهام صور متعدد این نگاره در قالیبافی روستایی و عشایری ایران را بیش از سیگونه برشمردهاند، که تقریباً بیست گونه آن مختص حوزه فارس میباشد.