درصددیم تا در آيين مهر و عناصر وابسته به آن را در ايران از طريق نقش در فرش دنبال كنيم؛ آیینی که همچنان عدهای معتقدند ردپایش در اثار هنری این سرزمین به جا مانده است.
در مقالات قبلی به بررسی نقشهای گردونه مهر، دوسکومی، مار و نگاره کله مرغی به عنوان یادگارهایی مستقیم و غیر مستقیم از آیین مهر پرداختیم. با ادامه این مقاله همراه لم آرت باشید.
گل شاهعباسي و طرح ماهي
نقش گل شاهعباسي كه ريشههاي آن به لوتوس و نيلوفر آبي باز ميگردد، به اسامي مختلف بومي و با اشكالي گوناگون كه وجوه مشابهتي با هم دارند در قالي ايراني تصوير ميشود. قالي با نقش شاهعباسي يكي از سرگروههاي توليدات قالي ايران است. اين گل در افسانة زايش آبزاد مهر از درياچة هامون به شكل مادر مهر ظاهر ميشود و مهر در هيئت چهار يا دو برگ يا گاهي به شكل ماهي و گاهي به شكل مرغ برآمدن خود را از مهد مادر، گرداگرد گل شاهعباسي مركزي نشان ميدهد. اين رايجترين داستان مرتبط با مهر در نقشپردازي قالي ايران است كه كمابيش نزد اذهان اكثر مردم زنده است. نقش ماهي، شاهعباسي و حتي نقش اين گل در طرح افشان، در توليدات قاليبافي ايران فراگير است و با ويژگيها، رنگ و اندازههاي خاص خود در بيشتر مناطق بافته ميشود.
در ريشهشناسي مفهومي شاهعباسي با گياه برسم يا هوم مقدس زرتشتي مواجه ميشويم كه از زمان هخامنشي به اشكال متفاوت بر آثار هنري تصوير شده است. برخي پرداخت و تحول چشمگير نقش گلشاهعباسي را منوط به پيشرفتهاي ايران عصر صفوي به مدد هوشمنديهاي شاهعباس كبير و ذوق هنري وي ميدانند. كه در اين صورت نيز بر دوام رمزآميز مظاهر ميترايي تا عصري كه تشيع در ايران دين واحد و رسمي ميشود تأكيد شده است. در حال حاضر مشتقاتي از اين نقش در قاليهاي ايراني مورد استفاده قرار ميگيرد كه ريشههاي مفهومي آنها با گل نيلوفر يكسان است. از آن دست است هالة شعلهور، نقش برگ نخلي و گل اناري كه هر سه مفهوم عناصر نباتي نمادپردازي ميترا را به ذهن متبادر ميكنند. نقشي كه در طول تاريخ سرشار از تحول خود با ريشة مفهومي يكسان و تصاوير متنوع تاريخ سرزمين را پاس ميدارد. از مهرابههاي مهري با تصويرپردازي طرح محرابي در قاليهاي ايران نيز به عنوان نمادهاي مهري صحبت به عمل ميآيد. محراب محل عبادت مسلمان در جهت قبله و در دين اسلام است و در عين حال با محل به جاي آوردن مراسم مهرباوران در مهرابهها هماهنگي دارد
سالور گل
قاليهاي تركمني بيشتر با دو گل بزرگ و كوچك مكرر در متن قابل تشخيص هستند. نوعي از اين گلها براي ديوارآويزهاي بزرگ و تزيين شترِ مراسم ازدواج استفاده ميشود. در يكي از طرحهاي قالي تركمن با نقش گل بزرگ، طرحي با تصويري هستيشناسانه وجود دارد كه مشتمل است بر دو يا گاهي سه رزت دالبري شكل بزرگ كه داخل هر گل گرد يا رزت، يك ستارة هشت پر سلجوقي با لبههاي قطع شده، وجود دارد. اين ستارة سلجوقي تشكيل شده از مربعي به عنوان نماد زمين و يك لوزي به عنوان نماد هستي كه چهار قوس در اطراف آن قرار گرفتهاند. مثل قاليهاي ديگري كه در مركز، گلهاي گرد بزرگ دارند، اين طرح هم تفسيري از پرديس دارد. قوسها نماد چهار دروازهي جهانند با محافظاني كه هر يك در يك طاقي جاي گرفتند. با اينكه چهار محافظ به خوبي از اين دروازه محافظت ميكنند ولي دروازه به سوي ابديت جهان در گذشته، حال و آينده باز است. ايدهاي براي قانوني كامل كه نشاندهندة فرهنگ ملت تركمن و نمادين ساختن هويت و سيماي اين مردم از طريق نقش است.
مفهوم دروازه در نمادپردازي نقش، گذر از عوالم خاكي و آسماني است و گذر نفس انسان از ماده به معنا. گاهي از چهار نگهبان دروازه علاوه بر مددرساني به انسان به عنوان راههاي ارتقاء وي تعبير ميشود. از دروازه به مثابهي آميزش جسم و روح نيز تعبير ميشود. مراد از آن قلب هستي و قلب باطني است. تشابهي كه از حيث مفهوم و نقش-پردازي اين نقش با گل زرین چینی وجود دارد میز حائز اهمیت است. گلي كه جاويد است و به يگانة واحد باز ميگردد. نوري كه همراه با زندگي به اصل نور باز ميگردد رد نشانههاي مهري در ارتباط با اين نقش به باورهاي معنوي اقوام تركمن در ادوار زماني قديم بازميگردد. شمنباوري در بين اين افراد رواج داشته است. موارد مشابه در شمنيزم و باور مهري را ميتوان در اهميت روح و اسب، هفت مرحلهي ورود روح به قلمروهاي زيرزميني و مشابهت اساطير نمادين شمن و مهر جستجو كرد.
نماد سرو
از اولین نشانههايِ اسلامي سرو، يكي از فراگيرترين نقوش مورد استفاده در قاليهاي مناطق مختلف ايران، در نمادگرايي محرم و به صورت نخلهاي محرم است. سرو نمادي مهري و يادآور آيين سياوشان، قاليهاي مزار شاهعباس دوم را نيز مزين ميكند تا مبين مفهوم ماندگاري و ابديت زايش باشد. در بلوچستان نخل به راستي درخت زندگي است. چون غذاي اصلي مردم اين منطقه خرماست و معيشت مردم به اين درخت گره خورده است.
پاسداري از درخت حيات
نگهباني از درخت حيات، در دامنة نقشپردازيهاي هنري در جهان پرآوازه است. از درخت حيات به عنوان مظهر هستي و گيتي و وجود انساني تعبير ميشود كه دوام آن احتياج به نگهباني دارد. مراقبت از آن گاهي با نمادهاي انساني، گاهي حيواني و گاهي گياهي تصوير ميشود. اسب از جمله حيواناتي كه نمادي از مهر محسوب ميشود و نقل شده كه در مراسم مربوط به آيين مهرگان، احتمال قرباني شدن آن براي مهر وجود داشته. در برخي نقوش تصوير شده بر قالي ايراني به تعبيري در دوسوي نمادي كه شايد مظهري مهري نيز باشد، از اين نماد محافظت ميكند. اسب سپيد را نمادي از تيشتر يا باران نيز دانستهاند كه در ايران بعد از ساساني، روحي تشبيه شده به مرغ است.
نتیجهگیری
زمان، زمان عرصة مشاركت در فعاليتهاي جمعي براي انجام كار تحقيقاتي است. هنر مثل شاهراهي وابسته به علوم ديگر است تا تاريخ آن شناخته شود و تاريخ را بايد از سرآغاز مورد بررسي قرار داد كه دورماندن از منشأ تاريخي باعث گمشدن هويت ملت و از بين رفتن تدريجي فرهنگ خواهد شد. مهر شخصيتي ايراني كه بعدها با شمش خداي خورشيد، اتيس خداي گياهي و مردوخ خداي بزرگ بابلي هماورد شد، در ايران به درون تمام طبقات اجتماع راه يافت و مورد قبول قرار گرفت.
نقش، زبان هنري و تزييني مكتوبي است كه الفباي نوشته ندارد. به همين دليل نقشخواني امري زمانبر، پرهزينه اما پرفايده است. بنابر آنچه گذشت با توجه به پيشينة اقوام ايراني و باورهاي معنوي آنان، استفاده از طرح ماهي به خصوص در حوزة شمالغرب ايران، با باورهاي مهري مردمان نواحي اطراف درياچة اروميه همخواني دارد. استفاده از نقوشي مثل نگارة كلهمرغي البته از ديدي ديگر، به ويژه در قالي-هاي شرق ايران و بلوچ، كه از طرفي ميتواند زادگاه زرتشت محسوب شود و پارهاي از تعاليم وي بر مبناي آيين مهر بود، ادعاي ديگري منوط به وجود باورهاي مهري در بين اين مردمان است يا به همان ميزان، گزيدهاي از نقوش ديگر كه در متن با توجه به محدوديت واژگان به آنها اشاره رفته است. شايد باور سختي باشد كه فكر كنيم عناصر مهري چگونه بر بافتي از الياف نشاني از خود بر جاي گذاردهاند ليكن اقوال خاصه سالديدگان، روايتهاي نقلي بازمانده، مطالعات محققين و شواهد تصويري نقش، حضور تاريخي ميترا را در شقوق متفاوت زايش، مناسك عبادي، نمادهاي ابزاري معنيرسان مهر و ديگر جنبهها بر پهنهاي از فرش ايراني افشاء ميكنند.