قالیبافی دوره قاجار موقعیتی متفاوت نسبت به سایر رشتههای هنری متداول در دورة قاجار دارد. آشنایی و ارتباط گستردة ایرانیان با غرب مدرن در دورة قاجار را باید سرآغاز حضور اندیشههایی نو و متفاوت در جامعة سنتی قاجار برشمرد.
تأثیر اندیشههای برگرفته از ارتباط با مدرنیتة غرب، تغییرات و تحولات عمیقی در آثار هنری و فرهنگی این دوره به وجود آورد. شعر و ادب، نقاشی، هنرهای صناعی، معماری و … دورة قاجار دیگر از ساحت عالم مثال و اندیشههای معنوی پیش از خود همچون گذشته بهره نمیبردند و تحت تأثیر نگرشهای دریافت شده از مدرنیتة غرب از عناصر و ساختارهای جدید با وجهی زمینی و واقعگرایانه به خلق آثار هنری میپرداختند.
قالیهای قاجاری نیز با اندک تأثیری از سلایق روز و فضای فرهنگی در زمینة کاربرد نقوش گل فرنگ و تصاویر طبیعت و پیکرههای انسانی تغییراتی را بروز دادند اما به طور قطع شاکلة طرح و نقش قالیهای قاجاری را میتوان در پیوند با ساختارهای سنتی پیش از قاجار (صفوی) مشاهده کرد.
به نظر میآید پژوهش در این زمینه را میتوان با طرح چنین سؤالاتی آغاز کرد: علیرغم تغییر نگرشهای هنرمندان قاجار، حفظ و تداوم موقعیتهای سنتی قالیهای قاجار به چه علت بوده است؟ نقش و جایگاه بازارهای مصرفی غرب و حضور شرکتهای خارجی قالیبافی در ایران چیست؟ با توجه به موقعیت و وضعیت قالیبافی دورة قاجار میتوان مفروض داشت که توسعة قالیبافی در ایران و افزایش صادرات آن به واسطة درخواست بازارهای غربی عاملی تعیین کننده در حفظ سنتهای طرحها و نقوش قالیهای ایرانی دورة قاجار بوده است.
این مقاله به شیوة توصیفی و تحلیلی و به روش کتابخانهای و اسنادی تأثیر جایگاه غرب بر حفظ سنتهای قالیهای قاجار را بررسی میکند که طی چند مطلب تقدیمتان خواهد شد.
گذاری از اندیشههای فکری و فرهنگی دوره قاجار
قالیبافی دوره قاجار را نمیتوان به دور از فضای فکری و فرهنگی آن دوره، که به شدت تحت تأثیر مدرنیته قرار گرفته بود، مورد بررسی و شناخت قرار داد. فضای فکری و اندیشه هنرمندان و اندیشمندان دورة قاجار، که با مدرنیته اروپایی آشنایی پیدا کرده بود، به شدت تحت تأثیر فرهنگ و نگرشی غربی قرار گرفته بود.

اوضاع اجتماعی، محدودیتها و عقبماندگیهای جامعة قاجار به گونهای بود که موجب شد بسیاری از هنرمندان و اهالی فرهنگ و ایرانیانی که در ارتباط با جوامع اروپایی قرار گرفتند با احساسات ویژهای که توأم با شیفتگی و حیرت بود به آشنایی با غرب مدرن بپردازند.
تفکر و اندیشههای هنرمندان ایرانی طی سدههای متمادی، و به ویژه در دورة صفوی، از گفتمانهایی که برساخته از دین و مذهب، فرهنگ باستانی، فلسفه و حکمت دینی توأم با نگرشی عرفانی بودند شکل گرفته بود. با تسلط چنین گفتمانی، هنرمندان ایرانی در خلق آثار هنری خود همواره در فضایی روحانی و در عالم مثال به معنا و مفهوم میپرداختند و به نظر میرسد بتوان گفت که همواره هنرمندان ایرانی را در میان عناصر و نشانههایی از باغ و بهشت مییابیم.
این گفتمان با عناصر و نشانههای شناختهشدة خود در معماری، فرش، هنرهای صناعی، نگارگری، ادبیات و شعر دورة صفوی به گونهای فراگیر و همگون متجلی شده بود.
گفتمان را میتوان فضایی از تفکر و اندیشه در یک دورة تاریخی مشخص بیان کرد که در یک جامعه اندیشهها در فضای گفتمانی و نسبت به آن شکل میگیرند.
گفتمان شکلیافته در هنرهای صفوی در واقع از مهمترین مؤلفههای برسازندة فضای فکری جامعة ایران بوده که در یک رابطه بینامتنی با سایر هنرها قرار گرفته است؛ با توجه به چنین مفاهیمی، که تا حدودی نشاندهندة ساختارهای فکری هنرمندان ایرانی در دورههای اسلامی بوده است، میتوان شاهد تداوم و حضور نگرشهایی همسو و همراه با دیرینة فرهنگ ایرانی در اوایل حکومت قاجاریه نیز باشیم.
شاید بتوان به درستی تأثیر نگرشهای غربی بر جامعة ایرانی را از میانههای دوران صفوی بررسی کرد. روابط بازرگانی و فرهنگی حکومت صفویان و تغییراتی که در نگرش حکومت ایران به وجود آمد تا حدود زیادی امکان تأثیر و دریافت از فرهنگ غربی را در جامعة ایرانی دورة صفوی آغاز کرد. هر چند این تغییرات را میتوان کم و بیش در برخی از آثار تجسمی دورة صفوی دید اما آنچه مسلم است نوع تفکر و تأثیر فرهنگ غربی در سایر آثار هنری آن دوران نمیتوانستند در عمق یا تجلی که در هنرهای تجسمی داشته است را در بر داشته باشد. چه آنکه در معماری، فرش، چوب، فلز و کتابت و تزئینات دیواری بناهای عالی و … چنین تأثیری قابل مشاهده نبوده است.
قالیبافی دوره قاجار
طی سالهای حکومت قاجار تغییرات زیادی در سازمان سنتی و نحوة عملکرد در قالیبافی ایران به وجود آمد و در نتیجه تأثیرات خود را بر قالیبافی به جا گذارد. آنچه به خصوص اهمیت زیادی دارد افزایش چشمگیر تعداد دستگاههای فرشبافی و حجم صادرات فرش از دهة 1290 ه. ق (1870م) تا جنگ جهانی اول است.
باید در نظر داشت که از اواسط قرن نوزدهم قالی ایرانی به تدریج جای خود را در کشورهای مغرب زمین باز کرد و میزان صدور آن به کشورهای مزبور نیز چشمگیر بود؛ بسیاری از متون تاریخی دربارة قالیبافی ایران در قرن سیزدهم ه. ق عموماَ آن را به عنوان فعالیتی نهچندان پررونق، که بیشتر حرفهای روستایی و در اصل توسط ایلات و عشایر و روستاییان انجام میگیرد، معرفی کردهاند.

به نظر میآید تا سال 1880 قالیبافی ایران، که بعد از هجوم افغانها تنزل یافته بود و به صورت حرفهای روستایی درآمده بود، با فعالیتها و تلاش بازرگانان تبریزی به حدی پیشرفت کرد که در صف نخستین فعالیتهای تجاری ایران قرار گرفت.
خصوصیت اصلی این حرفه ناگزیر تغییر یافت و قالی ایران، که تا آن زمان برای رفع نیازمندیهای داخل کشور و به میزان محدودی تهیه میشد، به صورت کالای صادراتی درآمد و تقاضای آن معیار جهانی یافت.
با وجود اینکه بسیاری از پژوهشگران فعالیتهای قالیبافی در ایران را تا دهه 1870 بسیار محدود وکم میدانند، گزارشی که سر جان ملکم دربارة تولید محصولات کشاورزی و اقتصاد کالاهای ایرانی در سال 1801) 1216ه. ق) به سرمایهگذاران و هیئت مدیرة کمپانی هند شرقی ارائه کرده بود، حاوی اطلاعاتی در زمینة فعالیت بافندگی قالی در شهرهای کاشان، یزد، طبس و بسیاری از شهرهای خراسان بوده است. (دیبا)
دیبا با امکان دسترسیای که به منابع وزارت خارجه انگلیس داشت و همچنین بنا بر گزارشهای فریزر در سال 1826 از گسترش و توسعة بافندگی قالی در مناطق سنتی و جدید از هرات، کرمان، یزد، بروجرد، مناطق ترکمننشین خراسان، اصفهان و آذربایجان نام میبرد.
به طور حتم رونق و گسترش قالیبافی در دورة قاجار منشأ اقتصادی داشته است که موجب رونق بافندگی در مراکز سنتی و حتی توسعة قالیبافی در مناطق کنار دست آنان نیز شده است. گزارش کنسول دولت انگلیس در سال 1291 ه. ق از شرایط آن دوران چنین میگوید: تقاضا برای قالی ایران به طرز چشمگیری بالا رفته و صادرات آن دو برابر شده است.
ریچارد فریه نیز از مراکز مهم قالیبافی دورة قاجار از تبریز، کرمان، بیرجند، مشهد، قائن، کاشان و سلطانآباد یاد میکنند و تأکید میکنند که خراسان در سدة 12 ه. ق به واسطة توجه نادر و در سدة 13 ه. ق در دورة قاجار از مراکز پررونق قالی ایران بوده است.
در مورد علت رونق قالیبافی در نیمة دوم قرن سیزدهم ه. ق برخی از محققان شیوع بیماری کرم ابریشم و کاهش شدید درآمد صادراتی ابریشم ایران را در آن سالها مورد توجه قرار میدهند و چنین استدلال میکنند که درآمد حاصل از فروش قالی درآمدی جایگزین برای آن محسوب میشده است؛ در حالی که در اواسط قرن سیزدهم ه. ق فرش ایرانی در بازارهای صادراتی شناخته شده بود و با رقابت حاصل از گسترش قابل توجه صنعت فرش دستباف ترکیه و هندوستان مواجه میشود. از طرف دیگر، در همان زمان تقاضای اروپاییان و آمریکاییها برای فرش فزونی میگیرد و بدین جهت است که فرش به عنوان اقلام صادراتی به این بازارهای جدید اهمیت بیشتری مییابد و باعث افزایش سریع تعداد دستگاههای بافت میشود.
تولید و صادرات فرش در ربع پایانی قرن نوزدهم افزایش چشمگیری یافت. علت این افزایش در مرحلة اول کمپانیهای خارجی بود که به تولید فرش کمک کردند و در مرحلة دوم گسترش مناسبات تجاری ایران با کشورهای غربی بود.
در ادامه به معرفی دقیق قالی قاجاری و همچننی تأثیر و نقش غرب بر قالی قاجار خواهیم پرداخت؛ گفتنی است این مطلب از مقاله «تأثیر جایگاه غرب بر قالی های دوره قاجار» استخراج شده است.
در پایان یادآور میشویم شما میتوانید با خرید دوره های آموزش قالیبافی لم آرت ، در هر مکان و زمانی از آموزش هایی که توسط استاد لیلا میرزایی تهیه شده است، استفاده بفرمایید.